پارت بیست و سوم :

چشمانم را به‌سختی باز کردم، اما همه‌چیز تار بود؛ سایه‌ها و رنگ‌ها در هم محو شده بودند، انگار پرده‌ای نازک جلوی چشمانم کشیده باشند. چند بار پلک زدم تا تصویر پیش رویم کم‌کم شکلی واضح به خود گرفت.
نورِ خاکستری و کم‌رمقِ عصر، از میانِ شاخه‌های خیسِ درختان روی صورتم افتاده بود. فقط صدای آب را می‌شنیدم؛ غرشِ سنگینِ رودخانه که حالا انگار از فاصله‌ای دورتر می‌آمد و میانِ صدای باد و خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاسمن

    7

    دیگه دارم مطمئن میشم ک رادوین یه حسی ب مروارید داره وگرنه چرا باید نگران از دست دادنش باشه :)

    دیروز
  • مهتاب

    0

    برا دوست دوران بچگیش نگرانه

    ۲۳ ساعت پیش
  • یاسمن

    2

    فکر نکنم مروارید فراتر از یه دوسته براش

    ۲۲ ساعت پیش
  • فهیمه

    0

    چه اهمیتی داره وقتی آنقدر بی شعوره که به زنش خیانت میکنه

    ۱۶ ساعت پیش
  • الیکا

    2

    بوسیدشش 😍😍🤭

    ۲۳ ساعت پیش
  • الویا

    1

    بار دومه یکبار دیگه هم وقتی داشت نفس به نفس می کرد میشه گفت بوسیدش🤭

    ۲۲ ساعت پیش
  • زهره

    2

    آقاا آقاا رادوین چرا یه هوویی قلب مروارید رو آوردی تو دهنشش.. خانم نویسنده منتظر پارت بعدی هستمم ببینم مروارید خانم واکنشش چیه🤪🤌🏻

    دیروز
کپی شد!