پارت هشتاد و هشتم :

دیگر جناب سروان خطابش نمی‌کند. واضح است که حصوله ی کرم ریختن ندارد. سجاد گردنبند را با دست کمی جلو برد، آن را در هوا تاب داد و پرسید:
- یادمه روزای اول این همیشه گردنت بود.
تاریکی و فضای ساکت کمی ادامه پیدا کرد.
- چرا الان توی کشوئه؟
طلوع همچنان ساکت ماند. خیره نگاهش کرد و بعد، تکیه‌اش را از دیوار گرفت. سجاد منتظر ماند تا به سمتش قدم بردارد، که تهدیدش کند اما طلوع سمت در قدم بر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    0

    این پارت عجیب بوی ه،و،س میداد دمت گرم نویسنده جان قشنگ نشون دادی اقا سجاو خودش رو به این ابریشم خانم باخته و خودش خبر نداره

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربانت🤭😎

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    اوه مای گاد عالی بود خسته نباشی نویسنده عزیز❤️

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    کتون سیاه بزودی توسط متین قیچیپاره نشود خوب است .. 🫠🥲

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    انشالله

    ۲ ماه پیش
  • Marzi

    0

    طلوع زیر دندون سجاد مزه کرده🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه 😬

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    0

    وای نوشتم هیچکسی چرا پاکش کرد؟

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باید سرهم بنویسی

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    0

    خاک بر سرت سجاد.. طلوعی که از هیچ چیز و هیچکس نمیترسید حالا از متین میترسه.. تو شجاعتت گل کرده..

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ادم و برق بگیره جو نگیره

    ۲ ماه پیش
  • معین

    0

    سجادی داره بازی رو یاد میگیره

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره 🤭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️