به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت صد و شصت و ششم :
الکس با اخم به آن نگاه کرد و گفت:
ـ خب، احتمالاً یکی از مسافرهای قبلی لباسش پاره شده و اینجا گیر کرده.
مارتین سرش را تکان داد.
ـ نه.
الکس پرسید:
ـ از کجا اینقدر مطمئنی؟
مارتین پارچه را میان دو انگشتش چرخاند و با دقت به لبهی نامنظم آن نگاه کرد، سپس گفت:
ـ چون این پارچه رو میشناسم.
فضای میانشان برای چند لحظه ساکت شد و سیریوس با نگرانی پرسید:
ـ مال کیه؟
مارتÛ

لطفا صبر کنید...

فاطی
0تمام نشونه ها پیدا خواهد شد ولی جنگل مایا را با خود برده است..همه چیز تو را برای اتفاق جدید هُل میدهد..منتظر باشید تاریکی در کمین است