به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت صد و شصت و پنجم :
مسیر باریک هرچه بیشتر به سمت جنگل عصیان پیش میرفت، شکل جادهای که تا چند دقیقه پیش زیر پاهایشان بود از بین میرفت و جای خود را به راهی نامنظم و سنگلاخی میداد که میان ریشههای بیرونزدهی درختان و بوتههای خشک گم میشد...بهگونهای که مارتین مجبور بود هر چند قدم یکبار مسیر را با نگاه کردن به زمین پیدا کند و از میان سنگها و شاخههایی که در تاریکی روی راه افتاده بودند، عبورشان Ø
لطفا صبر کنید...

اَسماء
0آخیش بلاخره نشونه های مایا رو دیدن ولی اگه بتونن به موقع برسن و پیداش کنن اونم با این جنگل جادویی