پارت صد و شصت و پنجم :

مسیر باریک هرچه بیشتر به سمت جنگل عصیان پیش می‌رفت، شکل جاده‌ای که تا چند دقیقه پیش زیر پاهایشان بود از بین می‌رفت و جای خود را به راهی نامنظم و سنگلاخی می‌داد که میان ریشه‌های بیرون‌زده‌ی درختان و بوته‌های خشک گم می‌شد...به‌گونه‌ای که مارتین مجبور بود هر چند قدم یک‌بار مسیر را با نگاه کردن به زمین پیدا کند و از میان سنگ‌ها و شاخه‌هایی که در تاریکی روی راه افتاده بودند، عبورشان Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اَسماء

    0

    آخیش بلاخره نشونه های مایا رو دیدن ولی اگه بتونن به موقع برسن و پیداش کنن اونم با این جنگل جادویی

    ۲ روز پیش
  • فاطی

    0

    خب خب نشونه ها را پیدا کردند..امیدوارم جنگل تغییر نکنه وگرنه نشونه ها یا جابه جا میشن یا سراز جای دیگه درمیارن..

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️