پارت نود و نهم :

***
این تکرار روزهای ماست!
بیدار شدن؛ چشم باز کردن؛ راه رفتن؛ نگاه کردن؛ فکر کردن و فکر کردن و فکر...
ما فکر می کنیم چون زاده ی تفکراتمان هستیم. همانها راهنمای ماهستند. هر تصمیمی متولد شده از مادر تفکرات ماست!
تصمیم به خواب؛ تصمیم به رفتن و تصمیم به ماندن!
من مانده ام برای همه و همه نگاهشان به من است...
آنها نقطه ی پرگارند و من حول محور شان می گردم!
نگاهم را تا انتهای سران

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نلی

    2

    حس لطیف این پارت میگه شما قلم قوی و پرتاثیری دارید ممنونم

    ۲ ماه پیش
  • آلا

    1

    لیدا جون قلمش پر از عاشقانه های قشنگه من رمان زیبادختش رو ده بار خوندم یعنی محشره 💋

    ۲ ماه پیش
  • آلا

    1

    چه خوب بود این پارت بزار من برم یه دو ساعتی گریه کنم 🙏❤️😭🥹🥹

    ۲ ماه پیش
  • ملی

    3

    ولا اومدم مثل خودت قشنگ حرف بزنم کم آوردم ماشالله به قلم و جملاتت لیدا جان من مست شدم ممنونم

    ۲ ماه پیش
  • نلی

    0

    منم اومدم مثل شما تعریف این ازت قشنگ رو کنم کم آوردم

    ۲ ماه پیش
  • زیبا

    1

    رمانتون عالیه مرسی لیدا جان قلمتون بیست

    ۲ ماه پیش
  • زری

    2

    من فشار کردم بهم سرم بزنید عروسی اینا شد بلاخره 💋💋💥💥✨️✨️✨️💃💃

    ۲ ماه پیش
  • مارال

    1

    چون مطمئنم پارت بعدی هم کلی سورپرایز میشم حدس نمی زنم چی میشه

    ۲ ماه پیش
  • مارال

    1

    جوری بی نظیری نویسنده جانم من برای قلمت سر تعظیم فرود میارم مرسی واقعا

    ۲ ماه پیش
  • مرری

    2

    این خوشبختی حقته قربونت برم من میدونم..میدونم میشناسمت میدونم دلت ..🥲 ولی دیگ باید از اون مسیر دل بکنی و دل بدی ب دل این خوشبختی دورت بگرده خواهر عزیز دلم برات خوشحالم خیلی خوشبختی حق دو تاتونه نازنینم 💕 🍓 با پوست و گوشت و استخونم دارم با این رمان زندگی میکنم

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    2

    خیلی زیبا نوشته شده بود این پارت اما یه غمی عمیق داشت اونم تظاهر به خوشحالیه لاوین خیلی گناه داره واقعا وقتی خوشحال نیست چرا اینکارو کرد چرا به خوشحالی خودش اهمیت نمیده درسته که اون خانواده بزرگش کردن ولی اینکه اینطوری از همچی دست بکشه و با ژسوار ازدواج کنه بخاطر اینکه اونا خوشحالن خیلی غم انگیزه

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    همه چیز عالی بود،همه عالین،عروس عالی،داماد عالی،ولی لاوین انگار داره فیلم بازی می کنه،انگار نه انگار عروسیشه،طفلک ژیوار 🙏🏻😔

    ۲ ماه پیش
  • ملی

    3

    توصیف لاوین از روز عروسی و ژیوار و پدرش بیان لطیفی که حالت شعر داشت هلاکم کرد

    ۲ ماه پیش
  • ملی

    3

    این پارت رویایی رو چند بار می خونم امروز

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    3

    لاوین اما خوشحال نیست اما ماچ به کله ات لیدا جون کلمه به کلمه ی پارتهات جون دارن و میشه تو ذهن تصویرش رو ساخت

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    3

    وایی ننه یکی برام آب قند بیاره باورم نمیشه💋💋

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️