پارت صد و یک :

صدای آلارم موبایل، آرام‌آرام خودش را از میان خواب حنا بالا کشید. اول فقط صدایی دور بود؛ چیزی که می‌آمد و می‌رفت و حنا هر بار در خواب خیال می‌کرد می‌تواند نادیده‌اش بگیرد. اما وقتی آلارم برای بار سوم زنگ خورد، اخم ریزی میان ابروهایش نشست و دستش را بی‌آنکه چشم باز کند، روی تخت کشید. نوک انگشت‌هایش چند بار به چیزی خورد تا بالاخره موبایل را پیدا کرد. صفحه را لمس کرد و آلارم ساکت شد. چند ثØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    این پارت بدی زندگی میداد واقعا🛐✨

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    منظورم بوی زندگی

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عووفففف

    ۴ هفته پیش
  • ترنم

    0

    "مواظب خودت باش قلب من"وای وای بس کن مسیح از جذاب بودن خسته شو🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🙏🏼 مسیح واقعا بس کن... خواهشا

    ۴ هفته پیش
  • ترنم

    0

    این پارت هول هولکی که میگی خیلیم قشنگ بود همه چیش هیچ ایرادی نداشت خسته نباشی عزیزم😍💙

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ایجونم 🤍🫂

    ۴ هفته پیش
  • ترنم

    1

    از نگین خوشم میاد ولی اگه احیانا پولاد ازش خوشش بیاد..اهم اهم🔪🔪

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 یاخدا

    ۴ هفته پیش
  • ترنم

    1

    ترکیب نگین و حنا خیلی قشنگه دوستای خوبین😍

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بله ولی نگین یکم برات خطرناک نیست ترنم؟ 🤣🤣 رقیب عشقی و این حرفا

    ۴ هفته پیش
  • Hani

    1

    تا پارت بعدی مواظب خودت باش قلب من😍

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای خدااا 🥹🥹🥹🥹

    ۴ هفته پیش
  • مامان عسل

    0

    حنای عزیزم جسمت اینجا و دلت اونجا ..زودتر کاراتو انجام بده برو پیش مسیح ..بیشتر از اما رو منتظر نزار 😊😊

    ۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    واقعا انتظار سختی میکشیم ما

    ۴ هفته پیش
  • Aysan

    1

    وای واقعا خیلی نمکن مسیح و حنا کنار هم ، بعدشم نسترن خانوم پارت هول هولکی شما انقدر توصیفاتش قشنگ بود که واقعاا🛐

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آیسان دلبری میکنیااااا 🥹🤍

    ۴ هفته پیش
  • فخری

    1

    چقدر عالی چقدر لذت می برم از خوندن این رمان واقعا قلمت بی نظیره نسترن جون امیدوارم موفق باشی عزیزم ❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    چقدر وجودتون برام ارزشمنده 🤍🫂

    ۴ هفته پیش
  • راحیل

    1

    دو عدد گوگولی گیگیلی 😻😻

    ۲ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    واقفه دوتا گوگولی وگولی

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️