گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت صد :
- نه نه، لطفا این یکیو اونجا نذارید!
دختر با عجله خودش را از میان دو جعبهی چوبی رد کرد و دستش را بالا گرفت. کارگری که روی نردبان داشت یک استند فلزی را روی دیوار نصب میکرد، ایستاد و نگاهش کرد:
- خودتون گفتین تابلوها روی همین خطی که کشیدین نصب بشن خانم.
سر تکان داد:
- جز این یکی. اینجا وقتی نور روشن بشن انعکاسش میفته روی تابلوی بغلی... ببینید... .
با انگشت به سقف و جایی که قرار
مطالعهی این پارت حدودا ۲۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣😭 آیسان اگر پیدا کردم میای با هم ازش لذت ببریم؟
۲ ماه پیشAysan
0خانومی اگه پیدا کردی اون مال شماست از زیبایی هاتون بزار ما لذت ببریم💘
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
از ته دلت دعا کن 😂🙏🏼
۲ ماه پیشترنم
1این پارت برای من خیلی خاص بود، چون فقط قشنگ نبود، بلکه یه حس عمیق از آرامش و امنیت منتقل می کرد. قلمت اونقدر نرم و دلنشین بود که آخرش حس کردم خود منم یه تیکه از اون آرامش رو گرفتم.
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🥹🥹🥹🥹🥹🤍 وای خدایا من دیگه تموم شدم دختر... خیلی مهربوتی خیلی دوستت دارم عزیزم 🫂🫂
۲ ماه پیشترنم
0تو تصمیم گرفتی امشب منو اکلیلی کنی😭منم خیلی خیلی دوست دارم منبع انرژیی💋💋😭
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مسمسمسمسسممسسم عشقمییی 😍😍🤍
۲ ماه پیشترنم
1این پارت به اندازه چایی کنار باقلوا،بوی خاک پس از بارون،خواب زیر کولر با پتو،پاستا با نوشابه،پیچوندن کلاسای ریاضی،آش رشته داغ توی زمستون،تمام رزهای مشکی،فندق لابه لای پلاستیک تخمه ها..دریا موقع غروب،بوی کتابای نو،ته دیگ ماکارونی و به اندازه گوش کردن به صدای طبیعت زیبا بود💙✨
۲ ماه پیشترنم
0اگه بخوام ادامه بدم خیلی طول میکشه،اما این پارت به اندازه تموم زیبایی های جهان زیبا بود😍
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🥲🥲🥲🥲 با کامنتایی که میذاری تمام خستگیمو میشوری میبری... عزیزِدل 🤍🫂
۲ ماه پیشترنم
0فداتت عزیزمم..خوشحالم که میتونم کمی باعث شم انرژی بگیری باعث افتخاره اصلا😭😭😍
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
نفرمایید نفرمایید
۲ ماه پیشآوا
0:)) چقدر اکلیلی میکنن منو✨✨
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مسمسمسمسمس
۲ ماه پیشآوا
0دچار شرم نیابتی شدم با این پارتت😭😭
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣🤣🤣 وای
۲ ماه پیشآوا
0پارت صدد چقدر به دل مشستت😭😭
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭😭 ایجونم
۲ ماه پیشآوا
0واسه این دوتا کفتر عاشق میمیرم😫😫
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
منم واسه تو 🥲🤍
۲ ماه پیشHani
1حیف شد که این حسای قشنگ و این عشقا فقط برای قصه هاست
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
:)) قلبم شکسو
۲ ماه پیشAysan
0این پارت واقعا اینجوری بود که یه حس خیلی قشنگ و ملایمی رو به آدم منتقل میکرد🥲
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🥲🥲 میو
۲ ماه پیشAysan
0وای واقعا مثل همیشه فقط حس خوب بود این پارت ، یعنی واقعا زیبایی خاالص🥲🎀
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭 دورت بگردممم خوشحالم دوست داشتییی
۲ ماه پیشرزا
1ما هم نیاز به یک عدد مسیح داریم اضافه نداری بدی من نسترن جون 😝😂
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂 والا از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون خودمم دنبالشم ولی خب
۲ ماه پیشرزا
0چقدر شیرین بود این پارت مثل همیشه عالی مکمل قشنگین حنا و مسیح پارت های طولانی و بی نظیر قلمت مانا نسترن جان 💝💝
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
رزای قشنگم، خیلی خوشحالم که دوست داشتی... قلبمی 🤍🫂
۲ ماه پیشراز
0عجب شام و پیکنیکی شد به به به به چَه چَه
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
به به چَه چَه واقعا 😁😁😆
۲ ماه پیشفاطمه
0به به عجب پارتی👀😈😆😆
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😉😉
۲ ماه پیشفخری
0نسترن جون مرسی بابت پارت طولانیت. قلمت بی نظیره عزیزم خسته نباشی گلم🍀💚🍀💚🍀💚🍀❤️❤️
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فخری جون ممنون از همراهی همیشگیتون 🤍🫂
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Aysan
0نسترن ، یه مسیح با لول تقلیل یافته نداری توی دست و بالت به ما بدی؟😔😂