لعبتی به طعم شوکران به قلم لیدا صبوری
پارت بیست و دوم :
شروین اما کوتاه نیامد. دوباره سمتش حمله ور شد و چنگ روی لباسش زد و او را سمت در کشید!
- خفه شو هرزه ی کثافت؛ کی بهت گفته این خونه برای خواهرته؟ خواب نما شدی؟
زن مانند جنون زده ها جیغ میکشید و دست و پا می زد و سعی می کرد به شروین صدمه بزند!
- بی شرف؛ خودتم خوب میدونی که دارم راست میگم!
توعه آشغال ثروت خواهر بدبختم رو با امضاء اثر انگشتش بنام خودت زدی و همه رو بالا کشیدی و صاحب شدی
لطفا صبر کنید...
