پارت صد و سی و دوم :

با باد سردی که پوستم را خنک می کرد و می گزید و لرز بر تنم انداخته بود، از خواب بیدار شدم.تنم رخوت سر کننده ی شب پیش را هنوز همراه خودش داشت.طاق باز خوابیده بود کنارم و نفس هایش منظم و محکم بود.نیم تنه اش بیرون افتاده بود از رو تختی و من آن را تا روی چانه اش بالا کشیدم.
دلم آب ولرم می خواست تا تنم را بشویم و هم کمی توی گلویم بریزم.تهوع صبحگاهی کم کم داشت بالا می آمد از گلویم.
باید ناشتا قر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z.k

    0

    عزیزم ،خدا سلامتی بده . اشکال نداره که خودت رو اذیت نکن وفکر سلامتی خودتون باش .ما منتظر می مانیم عزیزم. مواظبت کن🥰🥰

    ۳۵ دقیقه پیش
  • فاطمه

    1

    چرا پارت نداریم

    دیروز
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اووومد

    ۷ ساعت پیش
  • ابرا

    3

    باید بگه اینجوری شهرام هم گناه داره شاید تا تجربه نکرده اینجوری گارد می گیره بعدش کوتاه بیاد

    ۷ روز پیش
  • مریم

    2

    عرر عرر😓😓چی کار می کنی نویسنده جونمم نمیکی قلب آدم وایمیسته

    ۷ روز پیش
  • شیوا

    1

    چ حسی چ حالی آخی..ای جان اونوخ شهرام میخواد بره؟ می تونه؟ 😢😢

    ۷ روز پیش
  • شیوا

    2

    خدایا چقدر قشنگ بود این پارت ای خداا 🥺🥺😢😢دستت درست مهشاد جونی

    ۷ روز پیش
کپی شد!