عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و سی و دوم :
با باد سردی که پوستم را خنک می کرد و می گزید و لرز بر تنم انداخته بود، از خواب بیدار شدم.تنم رخوت سر کننده ی شب پیش را هنوز همراه خودش داشت.طاق باز خوابیده بود کنارم و نفس هایش منظم و محکم بود.نیم تنه اش بیرون افتاده بود از رو تختی و من آن را تا روی چانه اش بالا کشیدم.
دلم آب ولرم می خواست تا تنم را بشویم و هم کمی توی گلویم بریزم.تهوع صبحگاهی کم کم داشت بالا می آمد از گلویم.
باید ناشتا قر
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
1چرا پارت نداریم
دیروز
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اووومد
۷ ساعت پیشابرا
3باید بگه اینجوری شهرام هم گناه داره شاید تا تجربه نکرده اینجوری گارد می گیره بعدش کوتاه بیاد
۷ روز پیشمریم
2عرر عرر😓😓چی کار می کنی نویسنده جونمم نمیکی قلب آدم وایمیسته
۷ روز پیششیوا
1چ حسی چ حالی آخی..ای جان اونوخ شهرام میخواد بره؟ می تونه؟ 😢😢
۷ روز پیششیوا
2خدایا چقدر قشنگ بود این پارت ای خداا 🥺🥺😢😢دستت درست مهشاد جونی
۷ روز پیش
لطفا صبر کنید...

Z.k
0عزیزم ،خدا سلامتی بده . اشکال نداره که خودت رو اذیت نکن وفکر سلامتی خودتون باش .ما منتظر می مانیم عزیزم. مواظبت کن🥰🥰