پارت شصت و دوم :

«فصل دوم»
«نیم‌ظهر نارس»
سه ماه پس از انجام اولین عملیات برگردانی فلش، در موقعیت غربی پاکستان، مرز پاکستان و ایران. ساعت پنج عصر.
«آرسن»
- اون خواهر منه و من اجازه نمیدم کسی براش تصمیم بگیره.
صداها در گوشم محو بود. گاهی زنگ می‌زد. گاهی کش می‌آمد. گاهی سوت می‌کشید و گاهی هم در هم می‌لولید. پلک‌هایم سنگین بود، اما به خوبی صدای جر و بحثشان را می‌شنیدم. صدای جیغ و فریادهای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!