مصلوب سراب به قلم فاطمه هاشمی
پارت ده :
«سراب»
تردید رو کنار گذاشتم و وارد مطب شدم.
هیچکس جز منشی نبود اونم انگار تازه رسیده بود.
سلام کردم و نوبت گرفتم، کنجکاوانه نگاهم میکرد و قطعا سوالش بود که چرا دوباره رفتم ولی هیچ چیزی نپرسید.
رفتم نشستم، میدونستم ش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

تمنا
0سلام فاطمه جان.مشخصا رمان جذابی رو پیش رو داریم..خسته نباشید.. فقط پارت رایگان نداریم؟🥲🥲🥺🥺و حق عضویت چقدره؟