معشوقه مرداب به قلم سوگند عزیزی
پارت شصت و پنجم :
ورودمان به مسکو چندان باشکوه نبود. جت شخصی شیوا خانم دارای نقص فنی از آب درآمد و تقریبا نیم ساعت آخر تا رسیدنمان را در معرض سکته گذراندیم.
بعد از انجام کارهای مربوط به بازرسی گمرکی و چک شدن ویزا بالاخره از فرودگاه خارج شدیم. نسیم خنکی که وزید، لباسهایمان را به بازی گرفت. هنوز شالم را از روی موهایم برنداشته بودم. از آن جایی که بیست سال تمام را در همین کشور و فرهنگ گذرانده بودم، بعد از
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
1این شیوا خانم یعنی نمی دونه غنچه بیست سال اینجا بوده،اینقدر مغرور سخنرانی می کنه 😏