پارت شصت و پنجم :

ورودمان به مسکو چندان باشکوه نبود. جت شخصی شیوا خانم دارای نقص فنی از آب درآمد و تقریبا نیم ساعت آخر تا رسیدنمان را در معرض سکته گذراندیم.
بعد از انجام کارهای مربوط به بازرسی گمرکی و چک شدن ویزا بالاخره از فرودگاه خارج شدیم. نسیم خنکی که وزید، لباس‌هایمان را به بازی گرفت. هنوز شالم را از روی موهایم برنداشته بودم. از آن جایی که بیست سال تمام را در همین کشور و فرهنگ گذرانده بودم، بعد از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    این شیوا خانم یعنی نمی دونه غنچه بیست سال اینجا بوده،اینقدر مغرور سخنرانی می کنه 😏

    ۱ ساعت پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۳۱ دقیقه پیش
  • م

    1

    خب،بازی شروع شد،از این به بعد فکر کنم هیجان انگیز و شاید ترسناک بشه 🙏🏻🌹

    ۱ ساعت پیش
کپی شد!