پارت چهل و نهم :

صبح دلم نخواست برای رفتن کیوان بیدار شوم و وقتی بیدار شدم که ساعت ۹ بود. کیوان کنار قهوه ساز برایم یادداشت گذاشته بود " لطفاً کمتر قهوه و بیشتر غذا بخور. کمی بیشتر از همیشه" شکلک خجالت کنار متن لبخند را روی لبم آورد.
بی توجه به حرف کیوان برای خودم قهوه درست کردم و به این فکر کردم که چرا اصلاً هیچ کدام رفتار کیوان برایم مهم نبود؟ مگر نه اینکه برای مقایسه رفتار مرد دیگری با علی پا توی این ز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • زارا ۶۴

    0

    پس بهتره فکر علی مضخرف و از سرت بیرون کنی اون چی بود والا ما هم این ور افسرده شده بودیم

    ۴ روز پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    اااای جانم با کیوان شادین؟

    ۴ روز پیش
  • الهام

    0

    عه چه باحال ثبت نظر با کلاس تر شده😊

    ۱ هفته پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    ای جان‌ پس بیشتر نظر بده🙈

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️