خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و نهم :
صبح دلم نخواست برای رفتن کیوان بیدار شوم و وقتی بیدار شدم که ساعت ۹ بود. کیوان کنار قهوه ساز برایم یادداشت گذاشته بود " لطفاً کمتر قهوه و بیشتر غذا بخور. کمی بیشتر از همیشه" شکلک خجالت کنار متن لبخند را روی لبم آورد.
بی توجه به حرف کیوان برای خودم قهوه درست کردم و به این فکر کردم که چرا اصلاً هیچ کدام رفتار کیوان برایم مهم نبود؟ مگر نه اینکه برای مقایسه رفتار مرد دیگری با علی پا توی این ز

لطفا صبر کنید...

زارا ۶۴
0پس بهتره فکر علی مضخرف و از سرت بیرون کنی اون چی بود والا ما هم این ور افسرده شده بودیم