لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت نود و ششم :
قفسه ی کفشهایم را به امید کفش مجلسی و رسمی با نگاه دنبال کردم. تنها چیزی که توجهم را جلب کرد و مناسب این ملاقات و جلسه ی رسمی بود؛ کفش ساده ی مشکی رنگی بود که فقط سه سانت پاشنه داشت و نگینی کوچک و ساده ای در سمت چپش خودنمایی میکرد. همان را برداشتم. از هیچی بهتر بود و نسبت به باقی کفشهایم که همگی مخصوص دریا و گردش بودند مناسب تر می آمد. روی صندلی نشستم و کفش ها را با عجله پوشیدم.صدای ژیوار از
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
راحله
2مثل پارتهای قلبی بی نظیره مرسی لیدا جان خسته نباشی
۲ روز پیشماهی
3من فکر میکردم اریا رو هنوز پیدا نکردن ولی اون هستش و لاوین رو نمیبینه😥؟؟ من تحمل جدایی اینارو ندارم🥲
۴ روز پیشمررری
1عذابه عذاب
۳ روز پیشماهرخ
1واقعا شرایط سختیه چطور باید عموش رو شوهرش ببینه و عمه اش رو خواهر شوهرش . چقد راحت بقیه خانواده این تغییر نقش ها رو پذیرفتن
۴ روز پیشزهره
1شماره شو پاک کرده اما بازم دل تو دلش نیست این دیگه چه بشریه
۴ روز پیشزهره
1امیدوارم ژیوار بفهمه ازت دل بکنه آبروت بره لاوین جان
۴ روز پیشزهره
1کلی طلا و کادو و هدیه براش آوردن نامزدی رسمی شده یواشکی میره زیر پتو. زنگ میزنه به آریا
۴ روز پیشزهره
1واقعا حیف ژیوار. برای تو به قول خودت که براش کافی نیستی
۴ روز پیشزهره
2یعنی یه برق ولتاژ بالا با کارهای لاوین بهم وصل میشه شب نامزدی زنگ زده به آریا 🤬
۴ روز پیشملیکا
5لیدا جان تو رو خدا فردا یه پارت هدیه بزار جمعه ها پارت نمیزاری؟
۴ روز پیشملیکا
5بچه ها این کامنت رو لایک کنید لیدا جون ببینه تعداد درخواست پارت جمعه زیاده پارت بزاره 😫😫
۴ روز پیشآرام
2باهات موافقم لیدا جان پارت هدیه هم بزار قربونت
۴ روز پیشآرام
3یکی میگه آریا وای بچم یکی میگه وای قلبم ژیوار یکی میگه وای لاوین اشتباه کردی یکی میگه نه لاوین درست گفت 🤭😁😁
۴ روز پیشآرام
1بچه ها هر کدوم به ایده دارید و عاشق یه کاراکتر هستید و هر کدومم یه درخواست به نویسنده عزیز دارید خب نمی تونه رمان رو بر طبق سلیقه های متفاوت ماها ادامه بده که🫤🫤
۴ روز پیشنیلا
2خوب،از اول رمان هم کاملا مشخص بود لاوین چقدر آریا رو دوست داره وگرنه اون همه تحقیر و کتک رو تحمل نمی کرد و روبروی خانواه اش نمی ایستاد
۴ روز پیشنگار
1آریا چه خونسرد و بی روح اتفاقی افتاده زنگ زدی؟؟ نه من دوستت دارم زنگ زدم والاا😁
۴ روز پیشنگار
1وای شروع شد دوباره ورود آریا مساوی با ورود سونامی
۴ روز پیش
لطفا صبر کنید...

حنا
0من متوجه نشدم یعنی آریا از دخترش هم گذشت؟ شیلا چکار کرد تنهایی رفت از ایران؟