پارت سی و هفتم :

داخل کوچه شد و با صدای بلند و رسا رو به ناتاشا گفت:
-مزاحمت شدن؟
ناتاشا با تعجب پلک ‌زد. فکر نمی‌کرد آرمین دنبالش بیاید. فکر می‌کرد که بی‌خیال ماجرا جلوی مزون منتظرش می‌ماند. برای‌اینکه امتحانش کند، گارد دفاعی‌اش را می‌کشد و صاف می-ایستد و می‌گوید:

-اینا نوه‌های جکی‌چانن. اومدن باهام کنگ‌فو تمرین کنن.
به نظر آرمین این تکه انداختن‌های گاه و بی‌گاه ناتاشا، اخلاق سم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • S.m

    0

    آرمین خیلی عاشقتم🥰

    ۲ هفته پیش
  • رازک

    0

    چه حرف زدن باحالی داره ارمین

    ۲ هفته پیش
  • Joli

    0

    آرمین چه حالی میکنه از خودنمایی جلوی همایونی😁

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    این لحن کوچه بازاری ارمین برای چیه؟شغلش؟

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    بله

    ۲ هفته پیش
  • نیلو

    6

    خیلی رمان قشنگیه من که خیلی دوست داشتم✨💖 میشه لطفا زود به زود پارت های رمان رو بزارین😍🥹🥰

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😍😍😍

    ۲ هفته پیش
  • نلا

    0

    میبینین وقتی یه لحظه خنده دار ، خجالت آور یا مثلا خیلی خود بزرگبینانه میخونین آدم خجالت میکشه؟من اون لحظه که آرمین گفت (من شوورشمم💪🏻) داشتم از شدت خجالت قهقهه میزدم .. 😂

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    من مثل چی کیف کردم😂جای ناتاشا

    ۲ هفته پیش
  • مامان عسل

    4

    بسیار عالی آرزو جان خدا قوت ودست مریزاد ..واقعا نوشتن تک تک کلمات و جملاتی که بکار میره از ذهن خلاق شماست انگار دارم سریال میبینم پیش خودم همه چی رو مجسم میکنم دمت گرم 👏👏

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🥺❤️😍

    ۲ هفته پیش
  • ارغوان

    1

    سلام، واقعا تا اینجا عالی بود، بااینکه رمان جدی و هیجانی هست اما طنز ظریف وبه جای نویسنده خیلی خوب هست🥰🥰

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😍😍😍😍

    ۲ هفته پیش
  • گلاره

    6

    فقط اونجاش که گفت من شوورشم😂 دقیقا اون ژستش اومد جلو چشم مردم از خنده😅 مثل همیشه عالی آرزو جوون💕

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    چصی اومد برا اونا🤣

    ۲ هفته پیش
  • میم

    4

    مثل همیشه عالی،این ماهیتابه کج می کنی دیگه یعنی چی،عجب ضرب المثلایی دارین 🙏🏻🌹

    ۲ هفته پیش
  • ازدهای سرخ

    4

    آخ آرزو جان، مرسیی💖 واقعا نمیدونم چی بگم ولی یه چیو میدونم: آرمین و ناتاشا گنگی بیمه، گنگستر بیمه یلی بیمه، مگه نه؟ ماچ به لپت، چشم آهویی 💗

    ۲ هفته پیش
  • تینا

    4

    عالی بود این پارت هم ❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر ابی

    4

    عالی بود ممنون خسته نباشید این پارت هم زیبا بود

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😍😍

    ۲ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    6

    ناتاشا و ارمین جنگی بیمه 😂🤌

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • دینا جون

    6

    مرسی نویسنده جون رمانت عالیه دختر

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت🥰🤩

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️