آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت سی و ششم :
اولین ایمیل دریافتی ناتاشا ازطرف کوفه: «جشن ازدواج رو به مجللترین صورت ممکن برگذار کن تا افراد بیشتری حضور داشته باشن و همه از متأهل شدنت باخبر بشن».
دومین ایمیل دریافتی ناتاشا ازطرف کوفه: «ابلیس بزرگ قراره با اونوریها معاملۀ هنگفتی برای ورود اسلحه به اینطرف بکنه. زمان و مکان معامله رو کشف کن».
ابلیس بزرگ، اسم رمز پیشنهادی ناتاشا برای قیصر بود. با ورود گیلدا، افکارش به
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
مریم
0چرا هیچوقت ارمینو به اسمش صدا نمیزنه
۳ ساعت پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
آدم حسابش نمیکنه😂
۲ ساعت پیشصدرا
0چه رمان قشنگی من تازه با شما آشنا شدم
۲ ساعت پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
خوش اومدی عزیزم
۲ ساعت پیشنیلوفر
0خوشم میاد آرمین با کله می پره برای نجات ناتاشا😋
۲ ساعت پیشسلاله
1تا پارت بعدی از فضولی میمیرم😭
۲ ساعت پیشرزا
0واای آرمین قراره طوفان به پا کنه😈
۲ ساعت پیشتارا
0از اینکه پسر داستان حامیه و بداخلاق نیست خیلی خوشحالم
۲ ساعت پیشمهتاب
1فقط جوری که خونه رو توصیف کرد😂💔
۳ ساعت پیشمهتاب
0خداییش هم کافی شاپ به کلاس آرمین جون نمیومد،😎
۳ ساعت پیشمهتاب
0واای اون قسمت کرکس عالی بود🤣🤣
۳ ساعت پیشسارا
0بسم الله کوفه دیگه کیه؟
۳ ساعت پیشمنیژه
0اخ جون عروسی دعوتیم پس😍
۳ ساعت پیشنیلوفر ابی
0عالی بود ممنون خسته نباشید نویسنده عزیز
۷ ساعت پیشZ.k
1ناتاشا به معنای واقعی چیتایی برای خودش😅😅
۸ ساعت پیشآرتمیس
0واقعا عالی بود ممنون 🫶🏻✨
۸ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Biti
0واوو آرمین بچم وارد میشهه وایی ببین کلا بچم همون کسیه که بعد از مدت ها لبخند رو لب ناتاشا آورد د🎀😂🍫