غاشیه (نسخه اصلی) به قلم محدثه جهشی
پارت هشتم :
سر در گریبان روی صندلی تنها و منتظر نشسته بود که آوای بوق ماشینی نگاه بیحالش را معطوف خود کرد. با ترس بلند شد و همین که خواست دور شود، شیشهها پایین آمد و مهراد را دید که خنده کنان کلاه را در هوا تکان میداد و میگفت:
- پیدات کردیم.
ماهور با لبخند پا پیش گذاشت و برادرش خم شد و با عطوفت و مهربانی خطاب به او گفت:
- سلام سوار بشید میرسونیمتون.
تعارف در این شرایط معنی نداشت اما ن
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهسا
3خوب بود،میتونست بهترم باشه،درکل خسته نباشید..
۲ ماه پیش
محدثه جهشی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم💕✨️
۲ ماه پیشطوفان
2اوخیی چه جذبه ای داره گوگول مگول شوکولی من خدایا من اگع جاش بودم نارفیقم رو ذره ذره زجرش میدادم ولی خوب به خاطر ایکنه کسی شک نکنه ایده خوبی بود خودکشیی 🔪🎀🔪🎀🔪🎀💅🔪🎀💅💅🔪🎀💅💅✨🔪✨🔪✨🔪
۲ ماه پیش
محدثه جهشی | نویسنده رمان
بله بله😁
۲ ماه پیشطوفان
2میگم من خودم اسمم طوفانه و دخترم اون طوفان تو داستان زن هست یا مرد ؟؟
۲ ماه پیش
محدثه جهشی | نویسنده رمان
مرد هستش
۲ ماه پیشطوفان
2چه فروشنده وراجیی ببند دهنتو خیار گندیده تو از سلیقه چه میدونی ها کع داری نظر میدیی تو چه میدونی جذابیت چیه اشغالل حدیث این فروشنده رو زنده میخوام برام زنده پیداش کن که باید باهاش تصویه حساب کنمم🔪🌊🔪🔪🌊🔪🔪🌊🌊🪓🪓🌊🪓🌊🔪🌊🪓🌊🔪🌊💥🌊💥🌊💥🌊💥💥🌊💥🌊💥💥🌊🌊💥💥🌊✨🌊🔪🌊🔪🪓🌊🪓🌊🌪️🌊
۲ ماه پیش
محدثه جهشی | نویسنده رمان
اسمم محدثس عزیزم 😂 مرسی از نظراتت و اتک خوردنت💕
۲ ماه پیشپرنیا
1میگم عزیزم چند میگیری غاشیه وعقدم کنی؟ قول میدم عروس خوبی باشمم👈👉😭😭
۲ ماه پیش
محدثه جهشی | نویسنده رمان
عروسای ناز زیاد شدن کار سخت شد😂💕
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آرامش
0بی صبرانه منتظر عاشقانه های غاشیه وماهورم ..به نظرم غاشیه اگه عاشق بشه خیلی گوگولی میشه