پارت صد و شصت و هشتم :
یه " پوف " بلند کشیدم که صدای نا امیدی مطلق می داد.
دلوین سریع دستپاچه شد و لیوان آبمیوه رو به سمتم گرفت.
رنگ شربتش خوشگل بود، قرمز جیغ، ولی من اون قدر ترسیده و کلافه بودم که اصلاً نفهمیدم طعمش چیه.
نه شیرینی، نه خنکیش، هیچی رو حس نکردم.
فقط دست هام می لرزید و استرس مثل یه چیز سمی توی تنم پخش شد.
خدا ازش نگذره که دست از سر زندگی من بر نمی داره.
لعنتی!
این همه سال غیبش
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فائزه(زن صابر)
0هومان کراش خیلیاست😂ولی تو هم میتونی کراش داشته باشی
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0فک کنم نگهداره بچرو مرد مخفی 🫠
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0باز دلوین عقل کل نقشه دزدی کشید بس نبود اون بار قبلی 😂🤦 ♀️
۱ ماه پیشسارا
0این دوتا اگر سالم از اون مهمونی برگردن، من شخصاً بهشون مدال بدترین تصمیم مشترک سال میدم 😂🏅
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پارت بعد مشخص میشه😂
۲ ماه پیشa.s
0نویسنده عزیز بیش فعال درسته نه پیش فعال
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم اون اشتباه تایپیه وگرنه میدونم :/
۲ ماه پیشدنیا
0امکان نداره همینجوری الکی الکی به یه مجسمه طلابرسن قطعایه نقشه ای اون پشت مشتاهست.ولیی من جیگرم کباب شدبرادلوین اگه این بچه ام ازش بگیرن سرازتیمارستان درمیاره واینکه دیدیدگفتم دلویس بچه ی دلوین نیست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیششکوه
0من نگران اینم که دلوین نقشه رو این قدر خوب کشیده که آخرش خودش باورش بشه دزدی واقعاً آسونه 😭😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیششادی
0آخرش هم نویان با خودش میگه من فقط یه دوست می خواستم، نه یه شریک جرم با دفترچه قرمز 😂😭
۲ ماه پیشدینا
0مبشه؟ نه عزیزم نمبشه مادر بدبختش چی پس😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشگل مریم
0از همه ترسناک تر اینه که دلوین خودش اصلاً نمیترسه؛ آدمی که باید بترسه نویانه، ولی دلوین انگار برای این لحظه تمرین کرده 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دلوین برای نویان مثل یه خواهره که حسابی مراقبشه
۲ ماه پیشلیلا
0هر چی دلوین جزئیات بیشتری گفت من بیشتر ترسیدم. خواهر من تو چرا حتی محل چراغ مطالعه رو هم می دونی؟ 😂😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشیگانه
0حسم میگه اون مجسمه برای مرد مخفیه
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
5ولی حس من میگه مال هومانه🫠دیدی گفت یه مستخدم اطلاعاتو داده خب اون مستخدمه میتونه پونه باشه و هومان هم پونه رو فرستاده بود دنبال کاری که به دختری ک دنبالس میگشت مربوطه شاید همبن فضیه باشه
۲ ماه پیشالمیرا
0وای راست میگیا. سارا قربون مغزت بشم. بابا شماها چقدر خوبید. من جدیدا انقدر رو مرد مخفی کراشم دیگه مغزم واسه بقیه چیز ها ارور میده وگرنه منم قبلا ی تحلیلی چیزی میکردم(جان عمم🤣)
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره همون منبع معتبرت به جان عمه و این حرفا🤣🤣ولی نه جدا از شوخی اره قبلا یه تحلیلی میکردی از وقتی که فن مردمخفی شدی توی هپروت سیر میکنی😂🥲
۲ ماه پیشالمیرا
0من از اولم فن مرد مخفی بودم ولی از ی جایی به بعد دیگه دیوانشم. کنترلم کنید دوستان دارم از دست میرم🤣. ولی دور از شوخی از ی جایی به بعد تصمیم گرفتم فقط از داستان و روندش لذت ببرم و تحلیل و بسپرم به بقیه. چون احتمالا معلوم میشه آخرسر همه تحلیل هامون چرت بوده😂
۲ ماه پیشحنانه
0خب خدایی هر کار میکنیم از پس افکار نویسنده برنمیاییم😂😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشیلدا
0خواهر با تمام قوا داریم تلاش میکنیم اما حدسیاتمونو میکنه پشم چه کنیم باید فکر بهتری کرد:/😂😂
۲ ماه پیشالمیرا
0من دیگه فقط میخوام لذت ببرم از پارت ها. شما تحلیل کنید من تشویق میکنمتون😎🤣.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی هم عالی😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا اینجوری ها هم نیست زیاد بزرگش نکنید😂👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بهترین کارو میکنی عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0سارا هم بعضی اوقات مغزش خوب کار میکنه بعضی اوقات چنان قیمه هارو توی ماست ها میریزه که من کف میکنم😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0دست شما درد نکنه بابت تعریفی که ازم گرفتی ایشالله جبران کنم😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب راست میگه دیگه😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب راست میگه دیگه😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه وقتشه المیرا سابق بیدار بشه
۲ ماه پیشحنانه
0ایول بهت سارا واقعا خوب اومدی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره نشون میده دوباره داره به همه چی دقت میکنه و فقط شیطنت نمیکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشندا
0باهات موافقم یگانه منم حس میکنم مردمخفیه شاید هومان مردمخفی باشه و اون خونه هم مال هومان باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشیگانه
3من دلم می خواد مرد مخفی و دلوین با هم پایان خوش داشته باشن انقدر که مرد مخفی عاشق دلوین انگار اردوان نیست یا کمتره شایدم اون عشقش انگار خودخواهان هست اما اردوان دوست داشتنش منطقی تره و سالم تره اما بازم دلم این دو تا رو کنار هم می خواد برای همیشه🥲🥲
۲ ماه پیشحنانه
0به جمع فن های مردمخفی خوش اومدی پس😂(البته من هم فن اردوانم هم فن مردمخفی لعنتی انتخاب سخته حس میکنم دارم فن هومان هم میشم🤣)
۲ ماه پیشالمیرا
0خدایی خیلی وقته فهمیدم فن مرد مخفی ام. اروان کیه؟ ولم کن تو رو خدا🤣
۲ ماه پیشحنانه
0تو تا فهمیدی اردوان با اون دختره بوده ازش متنفر شدی 🥲😂
۲ ماه پیشالمیرا
0خدایی از اون پارت به بعد مرد مخفی ۲ هیچ جلو بود از اردوان. اصلا یک جوری از چشمم افتاد انگار به من خیانت کرده🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه😂
۲ ماه پیشالمیرا
0دقیقا. مرد مخفی و دلوین میتونن کنار هم خیلی قشنگ باشن درست مثل فلش بک های گذشته
۲ ماه پیشحنانه
0ولی اردوان و دلوین هم کنار هم خیلی قشنگن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0واقعا انتخاب بینشون خیلی سخته🤦 ♀️😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0به نظر منم عشق اردوان خیلی منطقی تر و نرمال تره اما عشق مردمخفی یه خورده که چه عرض کنم حسابی مریض گونه و حتی خودخواهانه است اما خب اردوان هم عاشقه ولی ما هنوز ندیدیم اون عشقو نشون بده چون هنوز به پارت های اون نرسیدیم ولی همین حمایت ها و مراقبت های اردوان نشون از اون نیمچه عشقی میده که قطعا داره کتما
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍😉
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0که قطعا داره کتمانش میکنه شک ندارم صحنه های عاشقانه اردوانو هم بخونیم انتخاب بین مردمخفی و اردوان برامون خیلی سخت میشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هنوز به پارت های بین اون دو تا نرسیدیم تا بتونید تصمیم بگیرید کی عاشق تره ولی خب باید دید ماجراشون تا کجا پیش میره
۲ ماه پیشیگانه
0این جریان دزدی یه چیزی هست انگار یه سرش بر می گرده به مرد مخفی نمی دونم شاید قراره برن خونه اون دزدی کنن نکنه قراره بره خونه هومان؟
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0من هم شکم به هومانه چون پای خدمتکار هم وسط اومد ک شاید پونه باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممکنه
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0حدسم روی هومان قوی تره هم به خاطر مستخدمی که گفت و هم به خاطر گنگستر بودن طرف
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3دلوین برای یه مجسمه برنامه پنج مرحله ای داره، ولی برای بچه ای که گریه می کنه حتی نمیدونه باید از کجا شروع کنه 😭😂
۲ ماه پیشفاطی
0خدا رحم کنه به اون نقشه ۵ مرحله ای😂
۲ ماه پیشسایه
0حسم میگه از همین محسمه با مافیا درگیر میشه
۲ ماه پیشالمیرا
0اصلا دلوین از کجا درمورد این مجسمه فهمیده؟ چجوری این همه اطلاعات درمورد خونه یارو داره؟
۲ ماه پیشسایه
0خب مگه نمیگه با مستخدم اونجا حرف زده مستخدمه از اون خونواده بدش میاد کل پیچ و خم اون خونرو بهش گفته همبن مستخدمه بهش گفته یه همچیت مجسمه ای هست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اصلا اینکه از کجا فهمیده الان مهم نیست مهم اینه داره بی گدار به اب میزنه🤦 ♀️قضیه مشکوکه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همون خدمه ای که باهاش صحبت کرده این اطلاعات رو در اختیارش گذاشته با دقت نمیخونیا
۲ ماه پیشالمیرا
0نه به جون اردوان با دقت میخونم. میدونم اون خدمه گفت بهش. منظورم اینه که چجوری اصلا رفته تو اون خونه که با اون خدمه رو به رو شده. کلا همه چیز مشکوکه.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
المیرا جان مگه دلوین نگفت اون مستخدمی که توی اون خونه کار میکنه توی شرکت هم حضور داره؟از طرفی دلوین بار اولش نیست به اون خونه میره حالا شما صبر کنید پارت های جلوتر دلوین خودش همه چیرو براتون روشن تر میکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشحنانه
0سارا شاید خیانت نویان از اینجا شروع میشع🤔
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خیانت نویان و درگیریش با مافیارو موافقم حرفاشون بودار بود یه همچین مجسمه ای قطعا دست یه ادم معمولی نیست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیشالمیرا
0همینش مشکوکه. کسی که قبلا یک بار مادر شده نباید اینجوری هول کنه
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0میتونیم پای این بذاریم که بدبخت هول کرده بالاخره نوزاده یهویی سروکلش پیدا شده( حالا تو هی بگو بچه مال اونا نیست من کتمان میکنم😂💔)
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم مادرها تو هر سن و هر شرایطی هول میکنن و نگران میشن از طرفی دلوین که مادر واقعی اون بچه نیست تا بتونه سیرش کنه پس طبیعیه نگران بشه از طرفی میترسه صدای گریه بچه بیرون بره و به زور بیان ازش بگیرن اون حجم فشار و استرس هرکسی توان تحملشو نداره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه هرکسی توی کاری تبحر داره 😂
۲ ماه پیشیگانه
0اره داوین تو خراب کاری و یورتمه رفتن رو اعصاب اردوان تبحر داره😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بالاخره هر کسی یه استعدادی داره😂
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

جیران
0اجازه دارم رو هومان کراش بزنم یا صاحب داره؟😂احتشام جان چه پسرایی بزرگ کرده یکی از یکی کراش تر