پارت صد و شصت و هشتم :

یه " پوف " بلند کشیدم که صدای نا امیدی مطلق می داد.
دلوین سریع دستپاچه شد و لیوان آبمیوه رو به سمتم گرفت.
رنگ شربتش خوشگل بود، قرمز جیغ، ولی من اون قدر ترسیده و کلافه بودم که اصلاً نفهمیدم طعمش چیه.
نه شیرینی، نه خنکیش، هیچی رو حس نکردم.
فقط دست هام می ‌لرزید و استرس مثل یه چیز سمی توی تنم پخش شد.
خدا ازش نگذره که دست از سر زندگی من بر نمی داره.
لعنتی!
این همه سال غیبش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • جیران

    0

    اجازه دارم رو هومان کراش بزنم یا صاحب داره؟😂احتشام جان چه پسرایی بزرگ کرده یکی از یکی کراش تر

    ۱ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    هومان کراش خیلیاست😂ولی تو هم میتونی کراش داشته باشی

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    فک کنم نگهداره بچرو مرد مخفی 🫠

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    باز دلوین عقل کل نقشه دزدی کشید بس نبود اون بار قبلی 😂🤦 ♀️

    ۱ ماه پیش
  • سارا

    0

    این دوتا اگر سالم از اون مهمونی برگردن، من شخصاً بهشون مدال بدترین تصمیم مشترک سال میدم 😂🏅

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت بعد مشخص میشه😂

    ۲ ماه پیش
  • a.s

    0

    نویسنده عزیز بیش فعال درسته نه پیش فعال

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم اون اشتباه تایپیه وگرنه میدونم :/

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    امکان نداره همینجوری الکی الکی به یه مجسمه طلابرسن قطعایه نقشه ای اون پشت مشتاهست.ولیی من جیگرم کباب شدبرادلوین اگه این بچه ام ازش بگیرن سرازتیمارستان درمیاره واینکه دیدیدگفتم دلویس بچه ی دلوین نیست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • شکوه

    0

    من نگران اینم که دلوین نقشه رو این قدر خوب کشیده که آخرش خودش باورش بشه دزدی واقعاً آسونه 😭😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • شادی

    0

    آخرش هم نویان با خودش میگه من فقط یه دوست می خواستم، نه یه شریک جرم با دفترچه قرمز 😂😭

    ۲ ماه پیش
  • دینا

    0

    مبشه؟ نه عزیزم نمبشه مادر بدبختش چی پس😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • گل مریم

    0

    از همه ترسناک تر اینه که دلوین خودش اصلاً نمیترسه؛ آدمی که باید بترسه نویانه، ولی دلوین انگار برای این لحظه تمرین کرده 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دلوین برای نویان مثل یه خواهره که حسابی مراقبشه

    ۲ ماه پیش
  • لیلا

    0

    هر چی دلوین جزئیات بیشتری گفت من بیشتر ترسیدم. خواهر من تو چرا حتی محل چراغ مطالعه رو هم می دونی؟ 😂😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    حسم میگه اون مجسمه برای مرد مخفیه

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    5

    ولی حس من میگه مال هومانه🫠دیدی گفت یه مستخدم اطلاعاتو داده خب اون مستخدمه میتونه پونه باشه و هومان هم پونه رو فرستاده بود دنبال کاری که به دختری ک دنبالس میگشت مربوطه شاید همبن فضیه باشه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    وای راست میگیا. سارا قربون مغزت بشم. بابا شماها چقدر خوبید. من جدیدا انقدر رو مرد مخفی کراشم دیگه مغزم واسه بقیه چیز ها ارور میده وگرنه منم قبلا ی تحلیلی چیزی میکردم(جان عمم🤣)

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره همون منبع معتبرت به جان عمه و این حرفا🤣🤣ولی نه جدا از شوخی اره قبلا یه تحلیلی میکردی از وقتی که فن مردمخفی شدی توی هپروت سیر میکنی😂🥲

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    من از اولم فن مرد مخفی بودم ولی از ی جایی به بعد دیگه دیوانشم. کنترلم کنید دوستان دارم از دست میرم🤣. ولی دور از شوخی از ی جایی به بعد تصمیم گرفتم فقط از داستان و روندش لذت ببرم و تحلیل و بسپرم به بقیه. چون احتمالا معلوم میشه آخرسر همه تحلیل هامون چرت بوده😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خب خدایی هر کار میکنیم از پس افکار نویسنده برنمیاییم😂😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    خواهر با تمام قوا داریم تلاش میکنیم اما حدسیاتمونو میکنه پشم چه کنیم باید فکر بهتری کرد:/😂😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    من دیگه فقط میخوام لذت ببرم از پارت ها. شما تحلیل کنید من تشویق میکنمتون😎🤣.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا اینجوری ها هم نیست زیاد بزرگش نکنید😂👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بهترین کارو میکنی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    سارا هم بعضی اوقات مغزش خوب کار میکنه بعضی اوقات چنان قیمه هارو توی ماست ها میریزه که من کف میکنم😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دست شما درد نکنه بابت تعریفی که ازم گرفتی ایشالله جبران کنم😂😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب راست میگه دیگه😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب راست میگه دیگه😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه وقتشه المیرا سابق بیدار بشه

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    ایول بهت سارا واقعا خوب اومدی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره نشون میده دوباره داره به همه چی دقت میکنه و فقط شیطنت نمیکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    0

    باهات موافقم یگانه منم حس میکنم مردمخفیه شاید هومان مردمخفی باشه و اون خونه هم مال هومان باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    3

    من دلم می خواد مرد مخفی و دلوین با هم پایان خوش داشته باشن انقدر که مرد مخفی عاشق دلوین انگار اردوان نیست یا کمتره شایدم اون عشقش انگار خودخواهان هست اما اردوان دوست داشتنش منطقی تره و سالم تره اما بازم دلم این دو تا رو کنار هم می خواد برای همیشه🥲🥲

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    به جمع فن های مردمخفی خوش اومدی پس😂(البته من هم فن اردوانم هم فن مردمخفی لعنتی انتخاب سخته حس میکنم دارم فن هومان هم میشم🤣)

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    خدایی خیلی وقته فهمیدم فن مرد مخفی ام. اروان کیه؟ ولم کن تو رو خدا🤣

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    تو تا فهمیدی اردوان با اون دختره بوده ازش متنفر شدی 🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    خدایی از اون پارت به بعد مرد مخفی ۲ هیچ جلو بود از اردوان. اصلا یک جوری از چشمم افتاد انگار به من خیانت کرده🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    دقیقا. مرد مخفی و دلوین میتونن کنار هم خیلی قشنگ باشن درست مثل فلش بک های گذشته

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    ولی اردوان و دلوین هم کنار هم خیلی قشنگن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    واقعا انتخاب بینشون خیلی سخته🤦 ♀️😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    به نظر منم عشق اردوان خیلی منطقی تر و نرمال تره اما عشق مردمخفی یه خورده که چه عرض کنم حسابی مریض گونه و حتی خودخواهانه است اما خب اردوان هم عاشقه ولی ما هنوز ندیدیم اون عشقو نشون بده چون هنوز به پارت های اون نرسیدیم ولی همین حمایت ها و مراقبت های اردوان نشون از اون نیمچه عشقی میده که قطعا داره کتما

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍😉

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    که قطعا داره کتمانش میکنه شک ندارم صحنه های عاشقانه اردوانو هم بخونیم انتخاب بین مردمخفی و اردوان برامون خیلی سخت میشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    هنوز به پارت های بین اون دو تا نرسیدیم تا بتونید تصمیم بگیرید کی عاشق تره ولی خب باید دید ماجراشون تا کجا پیش میره

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    این جریان دزدی یه چیزی هست انگار یه سرش بر می گرده به مرد مخفی نمی دونم شاید قراره برن خونه اون دزدی کنن نکنه قراره بره خونه هومان؟

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    من هم شکم به هومانه چون پای خدمتکار هم وسط اومد ک شاید پونه باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممکنه

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    حدسم روی هومان قوی تره هم به خاطر مستخدمی که گفت و هم به خاطر گنگستر بودن طرف

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    دلوین برای یه مجسمه برنامه پنج مرحله ای داره، ولی برای بچه ای که گریه می کنه حتی نمیدونه باید از کجا شروع کنه 😭😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    0

    خدا رحم کنه به اون نقشه ۵ مرحله ای😂

    ۲ ماه پیش
  • سایه

    0

    حسم میگه از همین محسمه با مافیا درگیر میشه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    اصلا دلوین از کجا درمورد این مجسمه فهمیده؟ چجوری این همه اطلاعات درمورد خونه یارو داره؟

    ۲ ماه پیش
  • سایه

    0

    خب مگه نمیگه با مستخدم اونجا حرف زده مستخدمه از اون خونواده بدش میاد کل پیچ و خم اون خونرو بهش گفته همبن مستخدمه بهش گفته یه همچیت مجسمه ای هست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اصلا اینکه از کجا فهمیده الان مهم نیست مهم اینه داره بی گدار به اب میزنه🤦 ♀️قضیه مشکوکه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همون خدمه ای که باهاش صحبت کرده این اطلاعات رو در اختیارش گذاشته با دقت نمیخونیا

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    نه به جون اردوان با دقت میخونم. میدونم اون خدمه گفت بهش. منظورم اینه که چجوری اصلا رفته تو اون خونه که با اون خدمه رو به رو شده. کلا همه چیز مشکوکه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    المیرا جان مگه دلوین نگفت اون مستخدمی که توی اون خونه کار میکنه توی شرکت هم حضور داره؟از طرفی دلوین بار اولش نیست به اون خونه میره حالا شما صبر کنید پارت های جلوتر دلوین خودش همه چیرو براتون روشن تر میکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    سارا شاید خیانت نویان از اینجا شروع میشع🤔

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خیانت نویان و درگیریش با مافیارو موافقم حرفاشون بودار بود یه همچین مجسمه ای قطعا دست یه ادم معمولی نیست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    همینش مشکوکه. کسی که قبلا یک بار مادر شده نباید اینجوری هول کنه

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    میتونیم پای این بذاریم که بدبخت هول کرده بالاخره نوزاده یهویی سروکلش پیدا شده( حالا تو هی بگو بچه مال اونا نیست من کتمان میکنم😂💔)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم مادرها تو هر سن و هر شرایطی هول میکنن و نگران میشن از طرفی دلوین که مادر واقعی اون بچه نیست تا بتونه سیرش کنه پس طبیعیه نگران بشه از طرفی میترسه صدای گریه بچه بیرون بره و به زور بیان ازش بگیرن اون حجم فشار و استرس هرکسی توان تحملشو نداره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه هرکسی توی کاری تبحر داره 😂

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    اره داوین تو خراب کاری و یورتمه رفتن رو اعصاب اردوان تبحر داره😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بالاخره هر کسی یه استعدادی داره😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️