لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت نود و چهارم :
لب ورچیدم و متعجب نگاهش کردم!
- ویلای رامسر چرا؟!
- خودش را باز نزدیک و نزدیکترم کرد. جوری که نفس خوش عطر قهوه ای که خورده بود مستم کرد!
- یه ماه عسلمون نشه؟!
چشمانم بقدر نعلبکی گرد شد و همانطور نگاهش می کردم که لبانش را جلو آورد و نوک بینی ام را بوسید و قهقهه زد!
- راه بیافت بچه جون؛ شوخی کردم...
اما نه جدی باید تا رامسر بریم. حالا اگه حالشو داری الان حرکت کنیم؛ چهار ساعت دیگه
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
حنا
0سوال منم هست و اینکه اکرم نخاله چی میشه آخرش؟ البته فکر کنم در ادامه بفهمیم
۲ ماه پیشمصی
0ادامه ی رمان بنظرم باید آریا ورود کنه و خودی نشون بده خیلی برای لاوین فداکاری کرد حقش این نبود
۲ ماه پیشنیلا
1من چند کلمه نقد داشتم نویسنده جانم باید ژانر رمانتون میشد دارک رومنس بخاطر سرنوشت دارک لاوین میگم هم پیدا شدنش تو زباله ها و مادر نامتعادلی که داشت رازهای مخوفی که تو زندگیش رقم خورد و.. البته قتلی که انجام شد و لاوین بخاطرش دچار بیماری روحی شد به هر حال فراز و نشیب قصه بالاست
۲ ماه پیشRoya
1البته یه دلیل دیگه هم داره خوب واقعا سخته به عموی خودت به چشم دیگه ای نگاه کنی
۲ ماه پیشRoya
1مثل این می مونه که طرف بخواد یه حس رو به خودش تزریق کنه تقریبا غیر ممکنه
۲ ماه پیشRoya
1این که می خواد به زور قضیه ی رابطه شون رو بپذیره یکم دارکه این حس باید خودش بوجود بیاد
۲ ماه پیشسوگل
1خیلی قشنگ بود ژیوار یه جور خاصیه به جوری که هر زنی می تونه عاشقش بشه
۲ ماه پیشنگار
2یه ماه عسل مون نشه؟؟🥹🥹
۲ ماه پیشنگار
2سلام خسته نباشید نویسنده جانم عالیه رمانتون موفق باشید
۲ ماه پیش....
3تا باشه از این پتوها 👌🤩 تا باشه از این سقوطها💥
۲ ماه پیش....
3نویسنده جانم چه می کنی با روان ما❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲ ماه پیش....
3میگه شاعر گفته به بوی طرب هر کجا نفس میکشم می کشانم عطر تو را ❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥❤️ 🔥
۲ ماه پیشتارا
2قربون قلمت لیدا جون بی نظیری هر ثانیه و هر پارت از قبلی هیجان انگیز تر
۲ ماه پیشهانا
3کاش می تونستم هزارتا لایکت کنم لیدا جونم این پارتت قلبم قلبی ویلی کرد ❤
۲ ماه پیشتارا
1یعنی قشنگ رفتم تو حس اون لحظه خیلی آرزو داشتم این مرحله از رمان رو ببینم
۲ ماه پیشملیکا
4تاریخ انقضاء آریا سر اومد 🤣🤣
۲ ماه پیشسارا
3نخیرم برمی گرده پدر همشونو درمیاره لاوین و بچه شو بر می داره میبره
۲ ماه پیشماهی
1بی صبرانه منتظر همین روزم که اریا بیاد دسته لاوینو دخترشو بگیره و بره😊
۲ ماه پیشتارا
1موافقم با کارهایی که در حق لاوین کرد دیگه نباید بخشیده بشه
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سوگل
1خانم صبوری عزیز ممنونم بابت رمان خوبتون از هر لحاظ عالیه فقط یه سوال ذهنم بدجور درگیر کرده لاوین نمی خواد برای یه بارم شده پدرش رو ببینه؟