نقش نهان به قلم آزیتا خیری
پارت نهم :
صدای باز شدن در حجره را شنید، اما بیتوجه به چند زنی که قدم به حجره میگذاشتند باز هم زخمه به تار زد.
سنگینی نگاه آنها را حس میکرد، اما آن لحظه فقط کابوس نگار و رخت عروسیاش بود که او را به ورطهی درد میکشید؛ کابوس نگار و توری که آن مرد بالا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

نغمه گلی
0چقدر تصویر سازی ها و ارتباط بین آدمها رو تو این رمان دوست دارم ..دو سه پارت اول سخت تونستم ارتباط برقرار کنم اما ناگهان همه ی اون فضا برام جا افتاد ..انقدر ملموس که انگار دارم سریال میبینم یا حتی خودم توی اون محیط هستم ..قلمت مانا نویسنده عزیز ❤️🙏🏻🌸🌿🌟