پارت هفتاد و دوم :

***
وقتی دوباره چشم باز می‌کنم، همه‌چیز تغییر کرده است.
نور اتاق دیگر آن روشنایی رنگ‌پریده و خسته‌ی عصرگاهی نیست؛ اشعه‌های تیز، جسور و روشن آفتاب صبحگاهی از شکاف پرده‌های نیمه‌باز به داخل می‌تابند و ذرات معلق غبار را در هوا به رقص درآورده‌اند. گیج و منگ پلک می‌زنم. دهانم فلز می‌دهد و بدنم چنان به تشک دوخته شده که انگار نیروی جاذبه در این نقطه از زمین چند برابر است. احساس می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هاناکو

    0

    تمام مدت منتظر بودم یه دید از آراد یا دارا باشه ، اما این دوگانگی و حس مبهمی هم از دید آرام قشنگه

    ۳۹ دقیقه پیش
  • هاناکو

    0

    این پارت از نظر رمانتیک بودن توی یه سطح دیگه اس 🥺

    ۴۰ دقیقه پیش
  • هاناکو

    0

    نویسنده داره سعی می کنه گیجم کنه که نفهمم این داراست یا آراد. دارم فشار میخورم

    ۴۱ دقیقه پیش
  • الی

    0

    الهی عزیزای دلم چقد با احسان🥹🥹

    ۲ ساعت پیش
  • Arad

    0

    پس کتاب بعدی راجب بیماری روانی لیلا برومند باشه👍🏻

    ۲ ساعت پیش
  • Arad

    1

    یکی از غیر منتظره ترین جمله ها در کل رمان همون یا علی بود😂

    ۲ ساعت پیش
  • Arad

    0

    میشه بدونم کی قراره لب های خشک مشکین چشمم رو تر کنم؟..

    ۲ ساعت پیش
  • یانا

    0

    خیلی قشنگ بود نگین خسته نباشی من حس میکنم دارائه اصلا نکنه اینبار اراد برا همیشه رفت؟

    ۳ ساعت پیش
  • راحیل

    0

    خیلی خیلی پارت قشنگی بود این دوتا کبوتر زخمی کاش زود خوب بشن 😢🥺🥺

    ۳ ساعت پیش
  • اسرا

    1

    مادرش فوت کرد🙏

    ۵ ساعت پیش
  • سپیده

    0

    خیلی ممنون بابت پارتا🥰❤

    ۷ ساعت پیش
  • لاله

    2

    باورم نمیشه یه مادر انقدر نسبت به زندگی بچه ای که باهاش زندگی کرده بی تفاوت باشه احتمالا خود لیلا به یه بیماری روانی مبتلاس وگرنه این حجم از بی عاطفه *** عجیبه،، انگاری دارم یه مستند واقعی از زندگی رو میبینم

    ۷ ساعت پیش
  • نرگس

    2

    واقعا قشنگگ بودد بیچاره ارام😭 بااون ننش

    ۸ ساعت پیش
  • 68مهوا

    2

    آخه مگه میشه آنقدر قشنگ نوشت خدا خیرت دهد لذت بردم

    ۸ ساعت پیش
  • Z.k

    0

    تقدیر اینه که از اول شروع کنن چقدر گناهان دارن دوتاشون😞😞 آرام قشنگم هرچه زودتر خوب شو . یه سوال حالا هم آراد هست هم دارا ؟ البته از روی عطرش دارا باید باشه ولی رفتن به مطب آراد .توی این دوماه حتما درمانی هم برا ی منش ها صورت گرفته!

    ۹ ساعت پیش
کپی شد!