پارت هفتاد و دوم :
***
وقتی دوباره چشم باز میکنم، همهچیز تغییر کرده است.
نور اتاق دیگر آن روشنایی رنگپریده و خستهی عصرگاهی نیست؛ اشعههای تیز، جسور و روشن آفتاب صبحگاهی از شکاف پردههای نیمهباز به داخل میتابند و ذرات معلق غبار را در هوا به رقص درآوردهاند. گیج و منگ پلک میزنم. دهانم فلز میدهد و بدنم چنان به تشک دوخته شده که انگار نیروی جاذبه در این نقطه از زمین چند برابر است. احساس می
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Negar
1اخیی. آرام عزیزم چقدر این پارت مظلوم بود.
۳ هفته پیشZiba
2خسته نباشی عزیزم اینکه اینقدر جزئیاتو با مطالعه و تخصص مینویسی تا داستان پررنگو واقعی تو ذهنمون شکل بگیره فوق العادس و احساسات تو داستان موج میزنه قلبمونو اکلیلی میکنه مرسی بابت این احساسه قشنگی ک بهمون هدیه میدی🙏❤️
۴ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
وااای عزیزمممم😭😭 منم ممنونم بابت این کامنتهای زیبا و خوشانرژی✨️
۴ هفته پیشMobina
1عالی بود شاید بهتره بگم بی نقص بوده بی نقص و درجه یک 🤩❤️👌
۴ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فدات بشم بانو💗✨️
۴ هفته پیشآوینا
0یه سوال که ذهن منو درگیر کرده نگین میگماا شما چند سالتونه؟
۴ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
من ۱۹ سالمه قشنگم
۴ هفته پیشArad
27میشه بدونم کی قراره لب های خشک مشکین چشمم رو تر کنم؟..
۱ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
استغفرالله ربی و اتوب الیه.. خاک برسرم..
۱ ماه پیشهاناکو
11کامنت برتر سال✅
۱ ماه پیشTara
10خدا مرگم بده؛ این جمله به ذهن کثیف منم خطور نکرده بود.. نگین این چی میگه؟😭
۱ ماه پیشهاناکو
4کامنت آراد خان انقدر خفنه که باید بره توی دیالوگ های دارا تو رمان 😂
۱ ماه پیشTara
4من که میدونم دیالوگ های دارا هم ایشون میگه ولی نمیتونم ثابت کنم..
۴ هفته پیشهاناکو
0بلاخره یه روز دستشو رو میکنیم✊🏻
۴ هفته پیشhasti
1خجالت بکش آراد خان. این حرفا فقط از دارا بر میادا
۱ ماه پیشراحیل
2به جز شما به نویسنده بگین والا شبت ارام الان شبکه چهاری شده برای خودش پاکه پاک بی صحنه
۴ هفته پیشآوینا
5نگین جان پارت نمیدی؟
۴ هفته پیشیه بنده خدایی
0پس دارا کجاس؟؟!🙂من منتظر دارا هستم..
۴ هفته پیش...
4نگین جون نیازمند پارت جدیدیم 🤭
۱ ماه پیشمبینا
2یعنی تو این بازه که توی کما بوده دو تا شخصیت آراد ممکنه با هم ادغام شده باشن؟ کنجکاوم ببینم چه طور این اتفاق افتاده
۱ ماه پیشنیایش
1ای کاش یکی مثل آراد و داشتم تو زندگین. این روزا خیلی به همچین کشی احتیاج دارم. وضعیتم عین آرامه.
۱ ماه پیشMahsa
1ماشاالله میبینم که همه طرفدار دارا هستیم،تو همه کامنتا حرف این هنرپیشه جذابمونه💙💙نگین جونم قلمت حرف نداره ممنون واسه پارت های قشنگت✨💖
۱ ماه پیشمامان عسل
6آراد و آرام چه سرنوشت تلخی دارن ..نگین جون عزیز ممنون بابت پارت های قشنگت 🙏 اصطلاحات پزشکی عالی بکار گرفته شده ..نوشتن چنین رمان هایی کار یه هنرمند و خلاق حرفه ای هستش که شما جز بهترین ها عمل کردین دست مریزاد 👏👏
۱ ماه پیششیوا
1من فکر میکنم از اونجایی که آرادازنظر روحی ضعیفتر هستش تحمل این حجم ازسختی رو نداشته وفعلا رفته ودارا نقش هردو رو برعهده داره وکار اونم انجام میده. این فعلا برای آرام هم بهتره.
۱ ماه پیشTara
6وایی چقد بهم میان😭✨ یه نینی شون نشه؟
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0پارت بسیار زیبایی بود،بااینکه ارام درد زیادی داشت،فقط این دردش و حضورش دربیمارستان منو یاد دخترعموم انداخت که هفته ی پیش ازدستش دادم و اشک رو به چشمام اورد