تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت هفتاد و چهارم :
صحبت های معمول که بیشتر پیرامون کار بود بین عمو و مهندس و عمو مرتضی در جریان بود. کنار عمو ماندم و از رفتن به جمع خانم ها احتراز نمودم. از زن عمو ناراحت بودم و صحبت کردن با او را در آن شرایط به صلاح نمی دانستم. چون ممکن بود ناراحتیم در رفتارم تأثیر بگذارد و بی احترامی کنم. یکی از خانم ها نزدیک فرشته خانم شد و چیزی در گوشش گفت. فرشته خانم بلند شد و همه را برای صرف شام دعوت کرد. کنار عمو سر میز ن
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

معصومه
0نویسنده جان شما واقعیت وحقیقت رفتار ادامها رونشون دادی وقتی همه چی جدی میشه آدما روی واقعی شان رو نشون میدن عالی گلم وخسته نباشی