پارت هفتاد و چهارم :

صحبت های معمول که بیشتر پیرامون کار بود بین عمو و مهندس و عمو مرتضی در جریان بود. کنار عمو ماندم و از رفتن به جمع خانم ها احتراز نمودم. از زن عمو ناراحت بودم و صحبت کردن با او را در آن شرایط به صلاح نمی دانستم. چون ممکن بود ناراحتیم در رفتارم تأثیر بگذارد و بی احترامی کنم. یکی از خانم ها نزدیک فرشته خانم شد و چیزی در گوشش گفت. فرشته خانم بلند شد و همه را برای صرف شام دعوت کرد. کنار عمو سر میز ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    نویسنده جان شما واقعیت وحقیقت رفتار ادامها رونشون دادی وقتی همه چی جدی میشه آدما روی واقعی شان رو نشون میدن عالی گلم وخسته نباشی

    ۲ هفته پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    عزیز دل منی که شما مرسی که نظرت رو به اشتراک گذاشتی معصومه عزیزم✨🙏🏻💫

    ۲ هفته پیش
  • معصومه

    0

    چرا حس میکنم دکتر همش دنبال ترانه ست

    ۲ هفته پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    به نظرم حست درسته عزیز دلم 🥰

    ۲ هفته پیش
کپی شد!