پارت بیست و هشتم :

مهوا متحیر نگاهش را به دخترک می دوزد، دخترک قد بلند با موهای لخت بلوند!
بیش از اندازه شیک و پیک بود، آنقدر که بوی عطر گران قیمتش در این فضا پیچیده بود!

توماج چشم روی هم می گذارد و با خشم بر می خیزد.

پوست صورت آنقدر از شدت فشار قرمز شده بود که رگ های نبض دار پیشانی اش بومب بومب می کوبیدند!

به سمت سونا بر می گردد:

_تو اینجا چه غلطی می کنی؟ تعقیبم می کنی؟

سو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!