پارت هشتاد و چهارم :

سجاد خواهر عزیزش را در آغوش خود فشرد، کمرش را نواز ش کرد و آهسته گفت:
- ببخشید، مجبور شدم برم.
تا آن دختر را نجات بدهد؟
خود را در دل سرزنش کرد، حماقت کرده بود! اصلا چرا باید علی در شهربازی طلوع را بدزدد؟ لعنتی!
بهار که از پشت نزدیک شدن طلوع و نگاه خشمگینش را روی خود دید، سریع از آغوش بردارش بیرون آمد. همین چند ثانیه کافی بود تا دوباره قوت قلب بگیرد!
جلوی نگاه گیج سجاد یک قدم ع

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    داداش من بگیر بزن ناک اوتش کن دیگ نشستی باهاش دل و روده میدی ابروی هرچی پلیسه بردی 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    انگار پلیسمون قلبش گیر کرده

    ۲ ماه پیش
  • آیلا

    0

    عالی بود فاطی جون مخصوصا کجات سرخه 😅😅فاطمه جون من خیلی کنجکاو مهمونی ام توروخدا میشه یه پارت هدیه بدی 🫠🫂🌺

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه باید کنجکاو بمونی چون من توی مسیرم امکان نوشتن ندارم.

    ۲ ماه پیش
  • آیلا

    0

    پس از کنجکاوی میترکم😅😅

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خدا نکنه😂

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    0

    واقعا که طلوع داره عشق میکنه.. تو ملأعام به پسر مردم *** میکنه.. علی احمق دوباره خبری ازش نیست.. من نمیدونم با خودش فکر نکرد ممکنه سجادو تهدید کرده باشن که راحت اوردنش بیرون

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🤔 طلوع که براش خجالت اهمیتی نداره. ولی علی رو خوب گفتی، شایدم قهر کرده رفته

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    وای عجب سوتی داد 🤣🤣سجاد پسر وقتی عصبانی هستی چیزی نگو🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️