پارت صد و شصت و ششم :
در حالی که نگاهم روی برگه مقابل دستم بود با شنیدن این حرف، با اخم سرم رو بالا آوردم بهش نگاه کردم.
_ کی؟ عموش؟
دلوین_ بله.
_ اون وقت من الان باید بفهمم؟
دلوین به سمتم برگشت و با پرویی تمام گفت:
دلوین_ فکر نکنم به جنابعالی مربوط بشه من و عموی دلویس می خواییم امشب فیلم ببینیم... دلت بسوزه... تو که سرت شلوغه می دونستم بهمون ملحق نمیشی.
عصبی پوفی کشیدم و به پشتی مبل تکیه دادم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
0مرد مخفی با اینکه سعی می کرد نشون نده و حتی خودش هم قبول نمی کرد ولی دلویس و دوست داشت. وابسته شده بود بهش
۱۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۱۰ ساعت پیششکیلا
0موافقم چون حتی عذاب وجدان داشت و اون جمله که به دلویس گفت:من قبلا دلم برای یه دختر لرزیده (منظورش دلوین) و برای تو شانسی نیست یه جورایی از نظر من غیرمستقیم داشت اعتراف میکرد که داره به دلویس هم وابسته میشه
۱۰ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
1آخه مگه میشه وابسته اون جیگر چشم ابی توپولو خوشگل نشد😍😍
۱۰ ساعت پیشالمیرا
0موافقم خیلی خیلی بامزه ست😭💖. سوال اینجا ست که کی انقدر قدرت داشته که تونسته دلویس و از مرد مخفی بگیره😶
۱۳ ثانیه پیشسارا(منشی کیانا)
0از بس مغروره نمیخواسته قبول کنه اما همون رفتارش که دلویسو تو بغلش نگه داشت یا به خودش فشار داد یا بوش کرد یا به دلوین هشدار داد کسی بوسش نکنه و.. همه نشون از عشقش به دلویس بود🙂
۹ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۱۰ ساعت پیشگیلدا
0از یه طرف میخوام زودتر برسم به اون پارت از یه طرف دلشو ندارم🤦 ♀️
۹ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0داریم مودی میشیم چیزی نیست😂💔
۹ ساعت پیش🕊️سعیده
0نویان جان از همینجا روبرو شدنت با مهسان رو به دلوین تسلیت میگم روحت شاد🖤
۲ دقیقه پیش🕊️سعیده
0سلام سلام ،کیانا جان عکست خیلی خوشگله موی مشکی خیلی بهت میاد🥰خب حالا متوجه شدیم که مردمخفی بابای دلویس نیست چون دلوین گفت از تو نبوده،،اون مردک روی مخ می تونه داروین باشه؟ و پدر دلویس 🧐🤔 من اینجا حدس زدم دلوین از روی حس دلویس دختر خودش خطاب می کنه و همینطور مرد مخفی 😎 ممنون خسته نباشی 🌹
۵ دقیقه پیش🕊️سعیده
0منظورم اینه و پدر دلویس کیه؟؟نه داروین پدر دلویسه😫چقد بده ویرایش نداره
۳ دقیقه پیشفائزه(زن صابر)
1بچه ها من یه بار دیگه پارتو خوندم چون امشب خواستم من باشم که دوباره میخونه تا نکته ریز در بیاره متوجه یه چیزی شدم 💀😶 مردمخفی یه جا داره میگه به دلوین که خوشم نمیاد اون مرتیکه به دلویس نزدیک بشه و بغلش بگیره مرتیکه منظورش کیه؟ نکنه رادان باشه؟ چون تااینجا ما میدونیم که مردمخفی و رادان از وجود دلویس
۹ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0دلدیس خبر داشتن *** دیگه ای هم بود؟
۹ ساعت پیشحنانه
0فائزه منم یه بار دیکه خوندم متوجه همین نکته شدم و یه نکته دیگه: مردمخفی به دلویس میگه ما حرفی باهم نداریم بزنیم اروم بگیر من بخوابم اون پسره رو مخ میاد باید برای سروکله زدن باهاش انرژی داشته باشم خب؟ پسره رومخ کبه؟ افرین عموی دلویس حالا عموی دلویس کیه؟ من حدسم اینه داروین باشه چون به قیافه داروین یه
۹ ساعت پیشمریم
1اره منظورش داروین بود تو پارت قبل دلوین گفت عموش میاد مردمخفی گفت داروین؟داروین میاد؟ولی این پارت گفت عموش؟
۹ ساعت پیشمریم
0فک نکنم مردمخفی به داروین بگه مرتیکه،داروین نیست یه شخص دیگس
۹ ساعت پیشحنانه
0یه پسر شیطون میاد که برای مردمخفی یه پسر رو مخ به حساب میاد😁
۹ ساعت پیشمریم
0مگه چندبار میخونین دومین بار مزه اولین بار رو نمیده
۹ ساعت پیشمریم
0مردمخفی مگه رادان نیست🙃🥲
۹ ساعت پیشمریم
2اسم مهسان اومد من ترسیدم چه برسه نویان 😂😂
۹ ساعت پیشیلدا
0منم همینطور😂لعنتی چه قشقزقی به پا کنه😂💔
۹ ساعت پیشمریم
0سلیطه ای برا خودش😂😂
۹ ساعت پیشسارا
0خب؟ الان؟ اره دقیقا همین الان چه طور بصبرم تا فردا شب😒ای بابا😭
۹ ساعت پیشمریم
0مردمخفی گفت دلوین به اشتباه داره وابسته یه بچه دیگه میشه یعنی وابسته دلویس هم شده بوده🤔
۹ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0اخه دلویس ناخوایته بود حتی دلوین هم نمیخواسته ولی کم کم مهرش به دلش نشسته یادته دلوین میگفت دلوبس ناخواسته وارد دنیامون شده
۹ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0البته به نظرم یه جور دیگه هم میشه به اون جمله دوپهلو نگاه کرد اینکه دلویس هم عین این پسربچه بچه دونفر دیگه بوده و دلوبن اینطور وابستش شده
۹ ساعت پیشمریم
0افرین منظورم همین بود
۹ ساعت پیشساریسا
0بچه ها عرر 😭😭یکی بیاد ارومم کنه😭😭مردمخفی بالاخره سر دلویس ذوق کرد😭😭لبخندد زدد لعنتیی
۱۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۱۰ ساعت پیشساریسا
2کاش رمان عین فیلم بود یه تصویی چیزی بود میتونستم لبخند اون مردو ببینم🥲
۱۰ ساعت پیشستاره
0موافقم🥲خیلی خوب میشد اینطوری
۹ ساعت پیشSara
1به نظرم اون لحظه ای که مرد مخفی دلویس رو روی قلبش گذاشت، خودش هم فهمید دیگه نمیتونه به این راحتی ازش جدا بشه🙃فقط کنجکاوم بفهمم کدوم از خدا بی خبری اینارو از هم جدا کرده
۹ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
1این پارت رو با یه دل شکسته شروع کردم و با لبخند تموم کردم 😭😂❤️واقعا اون چه حرکتی بود دلوین زد؟ یه لحظه ازش ترسیدم انگار سنگدلی مردمخفی داره بعش سرایت میکنه😐مردمخفی پراش ربخته بود حتی یه همچبن حرکتی برای مردمخفی قفل بود
۱۰ ساعت پیشمینا
0با جمله اخرت به شدت موافقم🙄😐
۹ ساعت پیشزیبنده
1دلوین هم خیلی خوب فهمیده بود چطور از دلویس برای نرم کردن این مرد استفاده کنه 😂
۱۰ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0اره خوب شناختش😂تا دید نرم شده رفت پی کار خودش😂
۹ ساعت پیشمریم
0ولی فک کنم مهنا نویان رو درک کنه چون خودشم عاشق پسری شده که مثل خودشون نیست
۹ ساعت پیشمریم
1دشمنی که هنوز چهرش رو نمیشناسم یعنی کیه که همرو به جون هم انداخته🤔
۹ ساعت پیشحنانه
0راستی بچه ها نویان بدبخت هنوز نمیدونه از این به بعد دیگه راز رابطه شون دست دلوین هم هست 😂امیدوارم خبر به گوش سلیطه خوشگل نرسه
۱۰ ساعت پیشزیبنده
0کباناجونم مرسی بابت پارت امشبت خیلی قشنگ و همینطور یه خورده دارک بود😃❤️
۱۰ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

شکیلا
3دستت به دخترم بخوره دودمانت رو به باد میدم :) وای قلبم💔از همین الان میترسم برسیم به اون پارت