پارت صد و شصت و ششم :
در حالی که نگاهم روی برگه مقابل دستم بود با شنیدن این حرف، با اخم سرم رو بالا آوردم بهش نگاه کردم.
_ کی؟ عموش؟
دلوین_ بله.
_ اون وقت من الان باید بفهمم؟
دلوین به سمتم برگشت و با پرویی تمام گفت:
دلوین_ فکر نکنم به جنابعالی مربوط بشه من و عموی دلویس می خواییم امشب فیلم ببینیم... دلت بسوزه... تو که سرت شلوغه می دونستم بهمون ملحق نمیشی.
عصبی پوفی کشیدم و به پشتی مبل تکیه دادم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
تو مرام دلوین چیزی به اسم کم آوردن وجود نداره 🤭
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
0ترسیدم از مهنا یه لحظه گفتم میگه حق نداری باشی با داداشم 😂🤦 ♀️
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشترنم
0جیگرم براش سوخت من از اون آرامش دلوین بیشتر از گریه هاش مورمور شدم😢💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آخی عزیزم🥺🥲
۲ ماه پیشکنزو
0دلوین می خواست دوباره مادر بودن رو تجربه کنه، چون فرصت نکرد دلویس رو بزرگ کنه 😭
۲ ماه پیشبیتا
0قرار نیست با بچه یکی دیگه همچین چیزی تجربه کنه🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشZak
0پس دلویی بچه خود مردمخفی نبوده
۲ ماه پیشحنانه
0بر چه اساس میگی؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشدنیا
0به نظرم واکنشش الکی بودومی ره به مهسان میگه وقیامت به پا میشه.ولیی دلوین نبایدبه اون بچه وابسته بشه🥲💔حس میکنم دلویسم بچه ی خوددلوین نبوده آخه مگه میشه کسی نفهمه دلوین حاملس مخصوصاباپیگیربودن اردوان
۲ ماه پیشحنانه
0خونه اش جداست احتمالا یه چیزی شده که از همه فاصله گرفته
۲ ماه پیشدنیا
0چراحس میکنم دلوین احساس کرده که مهناازاردوان خوشش میاداینم احساسات خودشوگردن نمیگیره وبرای اینکه بین اون دوتاقرارنگیره ازشون فاصله میگیره وکم کم میادبیرون این مردمخفی خودشوبهش ثابت می کنه وازاردوان فاصله میگیره ووابسته مردمخفی میشه؟ 🥲💔
۲ ماه پیشحنانه
0اینم میتونه مورد خوبی باشه حدس خوبی بود ولی خب خیلی پیچیده تر از این حرفاست فکر نکنم سر یه همچین چیزی باشه چون زمان کمه همه این چیزایی که گفتی زمان بیشتری میخواد ولی خب از نظر عشقی اره فکر میکنه مهنا و اردوان چ=یزی بینشونه
۲ ماه پیشدنیا
0با توجه به این همه راز و معمای رمان باید جلد دو رو هم بنویسه کیانا 🥲😂 ولی من هیچوقت حدسام درست از آب در نمیاد 🥲😂 دوست دارم بدونم ینی تو این 4 ماه حتی یدونه حدس درستم نزدم من 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره قشنگم این الان جلد اوله که دارید میخونید
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیششکوه
0دلوین با دیدن اون بچه دوباره همون حس مادری رو پیدا کرد، ولی مرد مخفی از همون لحظه ترسید که این وابستگی دوباره یه نفر رو ازش بگیره🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیششادی
0خیلی دردناک بود که دلوین داشت درباره آینده بچه حرف می زد، انگار دلویس هنوز کنارشه و می تونه این بار جبران کنه 💔☹️
۲ ماه پیشگل مریم
0وقتی نوزاد جدید رو دید، انگار گذشته و حالش همزمان جلوی چشمش قرار گرفت😩😔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمهرداد
0به نظرم مرد مخفی هیچ وقت واقعاً از اون اتفاق عبور نکرده، فقط یاد گرفته باهاش زندگی کنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشالمیرا
0ولی من هرجور فکر میکنم امکان نداره بهراد و اردوان با اون تیز بودنشون نفهمن دلوین حامله ست. لعنتی شکم بزرگ میشه، عمه منم میفهمه یارو حامله ست. ۹ ماه چجوری مخفی کرده؟
۲ ماه پیشمریم
0خب دیگه بخاطر همین تئوریت دلویس نمیتونه بچه دلوین باشه و دلویس حرومزاده هم نیست،بچه کسی دیگست که بخاطر دلایلی که ما نمیدونیم دلوین وابسته شده بهش
۲ ماه پیشالمیرا
0آخه اینم با عقل جور در نمیاد. اگه دلویس بچه یکی دیگه ست، مرد مخفی چرا بهش وایسته شد. نمیدونم آقا نمیدونم😭
۲ ماه پیشمریم
0منم نمیدونم😂😂😬باید صبر کنیم جلوتر متوجه میشیم😬
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0باید دید که قراره چی بشه قشنگم😁😝
۲ ماه پیشمریم
3دیگه به این جمله آلرژی پیدا کردم😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره قشنگم
۲ ماه پیشمریم
0دلایلی وجود داره که ما نمیدونیم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0نه دیگه ادم بچه خودشم نباشه اینطور خوشگل و مامانی باشه و ببینه دختر مورد علاقش هم ازش خوشش میاد بالاخره وابسته میشه ولی من حدس نمیزنم بچه از خودشون نباشه
۲ ماه پیشالمیرا
0نمیتونم قبول کنم سارا😭😂😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0البته المیرا هنوز مردمخفی روی دلدیس نقطه ضعف زیادی نداره ازش خوشش نمیاد فقط یه خورده نرم شده😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشالمیرا
0این بچه باید از خودشون باشه بایدد😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همه چی به مرور روشن میشه عزیزم
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اخرش تو با این تئوریت منو میکشی مریم🥺
۲ ماه پیشمریم
0چرا آخه 😂😂🥲🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0مریم یگانه گفت که ممکنه بهش *** شده باشه به دلوین منظورمه بعد حامله شده باشه و رفته پسره رو کشته و مردمخفی بهش کمک کرده اینم تئوری خوبیه با یه سری از مونولوگ ها و صحنه های توی پارت های قبلی هم جور در میاد
۲ ماه پیشالمیرا
0عرر چه تئوری خفنی. قربون ذهنت خلاقتون برم. خدایی با عقل جور در میاد
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره منم رسما جا خوردم از این تئوری😂خیلی باید دقت کرده باشی و به نکته های ریز توجه کرده باشی تا یه همچین چیزی به ذهنتون برسه
۲ ماه پیشمریم
0آخه به روحیه دلوین میخوره بهش *** شده باشه؟ نمیدونم🤔، یه جا دلوین گفت میرم به اردوان همچی رو میگم شاید منظورش همین باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انگار قرار نیست از این حرفت پایین بیایی😂🤍
۲ ماه پیشمریم
0با توضیحات از این حرفم اومدم پایین فقط مغزم زمان میبره تا قبول کنه😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم هر چیزی امکانش هست فعلا نه کوتاه بیا نه با قاطعیت برخورد کن چون اینطوری یکی که به ثمر نرسه بعدا تو ذوقت میخوره
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0یعنی ممکنه مال خودش نباشه؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیششکیلا
0یه کاسه ای زیر نیم کاسه است من حس میکنم بهراد خبر داره فقط فعلا به اون فلش بک نرسیدیم
۲ ماه پیشالمیرا
0حسم میگه داریم بهراد و دست کم میگیریم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😌👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشپای قصه کیانا
0دلوین دلویس رو از دست داد، مرد مخفی هم یه تکه از خودش رو همون شب از دست داد🫠 هییع خدا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشپای قصه کیانا
1اینکه هنوز صدای جیغ دلوین توی ذهنش مونده یعنی اون شب هیچ وقت براش تموم نشده کاش زودتر بریم اون پارت ها 😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم شب معمولی نبوده اون شب
۲ ماه پیشپای قصه کیانا
0اون انتخاب واقعاً برای خودش هم شکنجه بوده، نه فقط برای دلوین💀🤦 ♀️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمریم
0ممکنه با دستور احتشام دلویس رو از دلوین گرفته باشن🤔
۲ ماه پیشلیام
0احتشام؟ نه بابا احتشام مگه بابای رادان نبود؟
۲ ماه پیشمریم
0خب از نظر من مردمخفی همون رادانه 🤨🥲
۲ ماه پیشلیام
0خب منم میگم رادان مردمخفیه پس احتشام نمیتونه این کارو کنه😩
۲ ماه پیشمریم
0اگه یادت باشه مردمخفی گفت چطوری به دلوین بگم باید از این بچه جدا بشه این یعنی مردمخفی خبر داشت که میخوان دلویس رو بگیرن ،و نتونست جلوشون رو بگیره پس قدرتشون بالا تر از مردمخفی بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
میتونه منظور اون حرف مردمخفی یه چیز دیگه هم باشه😉
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ولی خب با بند اخر کامنتت کاملا موافقم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ستاره
0یعنی خوشم میاد کم نمیاره😂خدا شاهده از جذبه مردمخفی خیلی وقتا نفسم بند میاد