پارت صد و شصت و ششم :

در حالی که نگاهم روی برگه مقابل دستم بود با شنیدن این حرف، با اخم سرم رو بالا آوردم بهش نگاه کردم.
_ کی؟ عموش؟
دلوین_ بله.
_ اون وقت من الان باید بفهمم؟
دلوین به سمتم برگشت و با پرویی تمام گفت:
دلوین_ فکر نکنم به جنابعالی مربوط بشه من و عموی دلویس می خواییم امشب فیلم ببینیم... دلت بسوزه... تو که سرت شلوغه می دونستم بهمون ملحق نمیشی.
عصبی پوفی کشیدم و به پشتی مبل تکیه دادم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • ستاره

    0

    یعنی خوشم میاد کم نمیاره😂خدا شاهده از جذبه مردمخفی خیلی وقتا نفسم بند میاد

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تو مرام دلوین چیزی به اسم کم آوردن وجود نداره 🤭

    ۱ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    ترسیدم از مهنا یه لحظه گفتم میگه حق نداری باشی با داداشم 😂🤦 ♀️

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    جیگرم براش سوخت من از اون آرامش دلوین بیشتر از گریه هاش مورمور شدم😢💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آخی عزیزم🥺🥲

    ۲ ماه پیش
  • کنزو

    0

    دلوین می خواست دوباره مادر بودن رو تجربه کنه، چون فرصت نکرد دلویس رو بزرگ کنه 😭

    ۲ ماه پیش
  • بیتا

    0

    قرار نیست با بچه یکی دیگه همچین چیزی تجربه کنه🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • Zak

    0

    پس دلویی بچه خود مردمخفی نبوده

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    بر چه اساس میگی؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    به نظرم واکنشش الکی بودومی ره به مهسان میگه وقیامت به پا میشه.ولیی دلوین نبایدبه اون بچه وابسته بشه🥲💔حس میکنم دلویسم بچه ی خوددلوین نبوده آخه مگه میشه کسی نفهمه دلوین حاملس مخصوصاباپیگیربودن اردوان

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خونه اش جداست احتمالا یه چیزی شده که از همه فاصله گرفته

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    چراحس میکنم دلوین احساس کرده که مهناازاردوان خوشش میاداینم احساسات خودشوگردن نمیگیره وبرای اینکه بین اون دوتاقرارنگیره ازشون فاصله میگیره وکم کم میادبیرون این مردمخفی خودشوبهش ثابت می کنه وازاردوان فاصله میگیره ووابسته مردمخفی میشه؟ 🥲💔

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اینم میتونه مورد خوبی باشه حدس خوبی بود ولی خب خیلی پیچیده تر از این حرفاست فکر نکنم سر یه همچین چیزی باشه چون زمان کمه همه این چیزایی که گفتی زمان بیشتری میخواد ولی خب از نظر عشقی اره فکر میکنه مهنا و اردوان چ=یزی بینشونه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    با توجه به این همه راز و معمای رمان باید جلد دو رو هم بنویسه کیانا 🥲😂 ولی من هیچوقت حدسام درست از آب در نمیاد 🥲😂 دوست دارم بدونم ینی تو این 4 ماه حتی یدونه حدس درستم نزدم من 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره قشنگم این الان جلد اوله که دارید میخونید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • شکوه

    0

    دلوین با دیدن اون بچه دوباره همون حس مادری رو پیدا کرد، ولی مرد مخفی از همون لحظه ترسید که این وابستگی دوباره یه نفر رو ازش بگیره🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • شادی

    0

    خیلی دردناک بود که دلوین داشت درباره آینده بچه حرف می زد، انگار دلویس هنوز کنارشه و می تونه این بار جبران کنه 💔☹️

    ۲ ماه پیش
  • گل مریم

    0

    وقتی نوزاد جدید رو دید، انگار گذشته و حالش همزمان جلوی چشمش قرار گرفت😩😔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • مهرداد

    0

    به نظرم مرد مخفی هیچ وقت واقعاً از اون اتفاق عبور نکرده، فقط یاد گرفته باهاش زندگی کنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    ولی من هرجور فکر میکنم امکان نداره بهراد و اردوان با اون تیز بودنشون نفهمن دلوین حامله ست. لعنتی شکم بزرگ میشه، عمه منم میفهمه یارو حامله ست. ۹ ماه چجوری مخفی کرده؟

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    خب دیگه بخاطر همین تئوریت دلویس نمیتونه بچه دلوین باشه و دلویس حرومزاده هم نیست،بچه کسی دیگست که بخاطر دلایلی که ما نمیدونیم دلوین وابسته شده بهش

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    آخه اینم با عقل جور در نمیاد. اگه دلویس بچه یکی دیگه ست، مرد مخفی چرا بهش وایسته شد. نمیدونم آقا نمیدونم😭

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    منم نمیدونم😂😂😬باید صبر کنیم جلوتر متوجه میشیم😬

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😁😝

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    3

    دیگه به این جمله آلرژی پیدا کردم😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    دلایلی وجود داره که ما نمیدونیم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه دیگه ادم بچه خودشم نباشه اینطور خوشگل و مامانی باشه و ببینه دختر مورد علاقش هم ازش خوشش میاد بالاخره وابسته میشه ولی من حدس نمیزنم بچه از خودشون نباشه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    نمیتونم قبول کنم سارا😭😂😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    البته المیرا هنوز مردمخفی روی دلدیس نقطه ضعف زیادی نداره ازش خوشش نمیاد فقط یه خورده نرم شده😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    این بچه باید از خودشون باشه بایدد😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همه چی به مرور روشن میشه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اخرش تو با این تئوریت منو میکشی مریم🥺

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    چرا آخه 😂😂🥲🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    مریم یگانه گفت که ممکنه بهش *** شده باشه به دلوین منظورمه بعد حامله شده باشه و رفته پسره رو کشته و مردمخفی بهش کمک کرده اینم تئوری خوبیه با یه سری از مونولوگ ها و صحنه های توی پارت های قبلی هم جور در میاد

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    عرر چه تئوری خفنی. قربون ذهنت خلاقتون برم. خدایی با عقل جور در میاد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره منم رسما جا خوردم از این تئوری😂خیلی باید دقت کرده باشی و به نکته های ریز توجه کرده باشی تا یه همچین چیزی به ذهنتون برسه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    آخه به روحیه دلوین میخوره بهش *** شده باشه؟ نمیدونم🤔، یه جا دلوین گفت میرم به اردوان همچی رو میگم شاید منظورش همین باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    انگار قرار نیست از این حرفت پایین بیایی😂🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    با توضیحات از این حرفم اومدم پایین فقط مغزم زمان میبره تا قبول کنه😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم هر چیزی امکانش هست فعلا نه کوتاه بیا نه با قاطعیت برخورد کن چون اینطوری یکی که به ثمر نرسه بعدا تو ذوقت میخوره

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    یعنی ممکنه مال خودش نباشه؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید

    ۲ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    یه کاسه ای زیر نیم کاسه است من حس میکنم بهراد خبر داره فقط فعلا به اون فلش بک نرسیدیم

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    حسم میگه داریم بهراد و دست کم میگیریم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😌👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    دلوین دلویس رو از دست داد، مرد مخفی هم یه تکه از خودش رو همون شب از دست داد🫠 هییع خدا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    1

    اینکه هنوز صدای جیغ دلوین توی ذهنش مونده یعنی اون شب هیچ وقت براش تموم نشده کاش زودتر بریم اون پارت ها 😭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم شب معمولی نبوده اون شب

    ۲ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    اون انتخاب واقعاً برای خودش هم شکنجه بوده، نه فقط برای دلوین💀🤦 ♀️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    ممکنه با دستور احتشام دلویس رو از دلوین گرفته باشن🤔

    ۲ ماه پیش
  • لیام

    0

    احتشام؟ نه بابا احتشام مگه بابای رادان نبود؟

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    خب از نظر من مردمخفی همون رادانه 🤨🥲

    ۲ ماه پیش
  • لیام

    0

    خب منم میگم رادان مردمخفیه پس احتشام نمیتونه این کارو کنه😩

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اگه یادت باشه مردمخفی گفت چطوری به دلوین بگم باید از این بچه جدا بشه این یعنی مردمخفی خبر داشت که میخوان دلویس رو بگیرن ،و نتونست جلوشون رو بگیره پس قدرتشون بالا تر از مردمخفی بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    میتونه منظور اون حرف مردمخفی یه چیز دیگه هم باشه😉

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ولی خب با بند اخر کامنتت کاملا موافقم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️