عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و بیست و هفتم :
ان شب که خودم اسنپ گرفتم و سرزده رفتم پیشش،حالم از همه ی شبها بهتر بود.هنوز موعد چک کردن قلب جنین نرسیده بود و نمی دانم هفته ی چندم بودم.
زنگ در را زدم و رفتم تو.زری خانم مبهوت مانده بود: عروس؟ چطو شده سر زده اومدی؟
به به هزار ماشالا اب زیر پوستت رفته! چه سفید مفید شدی...این لباسه چه بهت می اد.کی خریدی؟
می گفتی گاوی گوسفندی چیزی قربونی کنیم زیر پات مادر!
شیرین خانم داشت با گوشی حر
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بابایی بلییی زیاااد🤩🤩🤩
۲ هفته پیشنیلی
4سلام عزیزم بازم مثل همیشه عالی بود تو رو خدا زود به زود پارت بزار 😘
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حتما امشب پارت داریم
۱ ماه پیشسرو
3عالی بود گلم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم
۱ ماه پیشزهرا خ
3شهرام بی آلاله ای اینجوری بداخلاقش میکنه، حالا که حالت خوب شد نزنی دخترو لهش کنی اون تو جوجه داره
۱ ماه پیشفریبا
3شهرام آلاله خونش افتاده بود یکم سرم آلاله بهش ترزیق کنید نویسنده جان
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
وااای!!! این کامنت خدااا بود!!! روزی نیست که بیام یا از دست دعواهاتون سر رمان نخندم یا از کامنتاتون! دقت کردین چه خلاف شدین تو کامنت گذاشتن؟؟؟😁💪😄😬😂
۱ ماه پیشنسترن
2خییلی باحال بود این پارت منکه کیف کردم😍
۱ ماه پیشمینا
3ویی شهرام مادر داغ کردیا
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1ممنون زیبابود و عالی. پس تنها کسی که آرومت میکنه آلاله ست شهرام خان خوبه پیشرفت کردی