عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و بیست و هفتم :
ان شب که خودم اسنپ گرفتم و سرزده رفتم پیشش،حالم از همه ی شبها بهتر بود.هنوز موعد چک کردن قلب جنین نرسیده بود و نمی دانم هفته ی چندم بودم.
زنگ در را زدم و رفتم تو.زری خانم مبهوت مانده بود: عروس؟ چطو شده سر زده اومدی؟
به به هزار ماشالا اب زیر پوستت رفته! چه سفید مفید شدی...این لباسه چه بهت می اد.کی خریدی؟
می گفتی گاوی گوسفندی چیزی قربونی کنیم زیر پات مادر!
شیرین خانم داشت با گوشی حر
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نیلی
3سلام عزیزم بازم مثل همیشه عالی بود تو رو خدا زود به زود پارت بزار 😘
۲۴ ساعت پیشزهرا خ
2شهرام بی آلاله ای اینجوری بداخلاقش میکنه، حالا که حالت خوب شد نزنی دخترو لهش کنی اون تو جوجه داره
دیروزفریبا
3شهرام آلاله خونش افتاده بود یکم سرم آلاله بهش ترزیق کنید نویسنده جان
دیروز
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
وااای!!! این کامنت خدااا بود!!! روزی نیست که بیام یا از دست دعواهاتون سر رمان نخندم یا از کامنتاتون! دقت کردین چه خلاف شدین تو کامنت گذاشتن؟؟؟😁💪😄😬😂
دیروزنسترن
2خییلی باحال بود این پارت منکه کیف کردم😍
دیروزمینا
3ویی شهرام مادر داغ کردیا
دیروز
لطفا صبر کنید...

سرو
2عالی بود گلم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم