پارت صد و چهارده :

(ساعت ۱۳:۱۵ دقیقه ظهر)
تا آخرین لحظه مثل یه سگ تشنه برای آزادی و خوردن زنگ له‌له می‌زنم. شکمم از شدت گشنگی و خالی بودن به کمرم چسبیده، ان‌قدر که دیگه حتی تلاشی نمی‌کنه از خودش ناله‌ای بیرون بفرستن.
سرم از شدت گرما رو به انفجاره و توی کل فضای کلاس چنان بوی تخم‌مرغی پیچیده که با یه بوی دیگه اشتباه می‌گیرمش؛ من که می‌دونم ماجرا از ته کلاسه و نمی‌تونم اثباتش کنم.
زنگ آخر، دقیقه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • CHK

    0

    عکس و ادیتایی که نویسنده از *** خان گذاشت و نگاه کنید یچیزی که خیلی بولد و تو چشمه زخم رو لبشه… حالا ی عکسی بود از ی پسر که پشت سیستم بود یا به عبارتی همون کسی که شاهد نیوز هک کرد (تو خیلی از ادیت ها عکسه هست) اند گس وات اون پسره هم لبش زخمیه… یعنی ممکنه *** پفیوز همون ادم باشه؟؟

    ۴۶ دقیقه پیش
  • ....

    0

    وای موهای پسره که پیجو هک کرده بود هم مشکیه تازه پیرسینگ گوشم داره لبشم که زخمیه بخدا خود اشkینه وای وای

    ۳۰ دقیقه پیش
  • جغد

    0

    تمام معنا های ذهنم حل شد

    ۴۰ دقیقه پیش
  • فاطی

    0

    پس میشه گفت *** همون فرزینه

    ۱ ساعت پیش
  • CHK

    0

    اشکان گفت خبری از اون انگشترای همیشگی نبود تازه فرزین ی تتو روی صورتش داشت پس در نتیجه *** همون فرزین نیست البته این نظر منه☝🏻*** بنظرم کسیه که پشت این داستاناست اگه دقت کنید کسی که ساکته تو عکسا هست تازه کسی که شاهد نیوز و هک کرد هم بنظرم خودشه

    ۴۲ دقیقه پیش
  • طفل معصوم

    0

    و بله *** تمام مدت اف دوم کیوتمون بود درحالی که اولین دیدارمون بود هعیی 🗿

    ۵۰ دقیقه پیش
  • فاطی

    1

    قطعا بعد از افشا شدن زندگی متین و اینکه شهرام برادرشه اولین کسی که درکش میکنه اشکانه

    ۱ ساعت پیش
  • فاطی

    0

    همینقدر بگم که *** خیلی لاشیه خیلیی

    ۱ ساعت پیش
  • رها

    0

    من ریختم پشمام موند یعنی داداشش عضو کلابه یعنی میدونسته این همه بلا سر اشکان آوردن و به چپش بوده این بچه حتی معتاد شد تو این سن من الان واقعا درست متوجه شدم

    ۱ ساعت پیش
  • اسمم مهم‌نیست

    0

    از *** متنفرمم و عاشق این پارت بودم

    ۱ ساعت پیش
  • ..

    0

    وایی نهه کراش جدیدمم . ***

    ۲ ساعت پیش
  • شیدا

    2

    پس بگو سپهر اشکانُ دیده بود میگفت برام آشناس یعنی اینکه صد درصد برادرشو میشناسه مهناز بیچاره ، شهرام خیلی آدم عوضیه ولی لامصب کراشه 😭 متین چقد باید تاوان کثافت کاریای شهرامو بدی ، بمیرم برات متین که هرچی فشاره رو تو 😭

    ۲ ساعت پیش
  • تینا

    0

    مادر اشکان مرده 🥺وای بچم بدبخت دو عالمه

    ۲ ساعت پیش
  • تینا

    0

    باورم نمیشه یعنی همون پسره تو کافه بود.اشکان بچم چقد سختی کشیده برادر عوضیش عضو کلابه نکنه اف دومه همون موقع تو حیاط مدرسه گفت که اون برگشته منظورش برادرش .. بود

    ۲ ساعت پیش
  • متان(متین +اشکان)

    1

    بار اول که سپهر اشکانو جلو خونه متین اینا دید گفت *** بهش //الان باید دلم بخواد اف دو اون *** حرومی باشه؟؟ 😭 بیچاره متین و اشکان تو این پارت خیلی حس کردم شبی همن

    ۲ ساعت پیش
  • فن مهرون

    0

    یا خداا مهناز مهنازز

    ۲ ساعت پیش
  • رازم

    0

    شهرام چرا رفت دنبالش؟ احساس میکنم *** ویلن اصلی داستانه و نمیتونم ثابت کنم.

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!