پارت صد و سیزده :
در سکوت و سرهای سنگین از فکر بدون رد و بدل کردن یک کلمهی اضافه، به طرف حیاط برمیگردیم؛ وعدهی سکوت. حالا که برگ برندهی بزرگ دست ماست، حالا که جواب حداقل یه معما رو میدونیم، حالا که یک تکه از پازل توی دستامونه، با درست استفاده کردن ازش، ذرهذره میتونیم باقی تکهها رو هم پیدا کنیم.
یه قدم اشتباه، با کله به سمت پایین پرتمون میکنه، و از طرفی وقتی یه کلیدو پیدا کرده باشیم یا می
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ابجی نیما
22فقط اونجا که گفت من تورو به اندازه عزیز ترین کسم که حالا یگه ندارمش دوست دارم و همون اندازه برام ارزش داری..مهرانن پسر نکن با قلب من اینکارو عر بهش گفت نمخام سر سوزن بیوفتی تو این قضایا و اسیب ببینی تو یگه نه..عرر مهران بگردم برای اون دلت چیو تو تحل میکنی پسر
۲ هفته پیشبارانا
15اره واقعا اونجا رو خیلی قشنگ گفتی ولی امیدوارم اخرش مهران با متین بد نشه و زود قضاوتش نکنه.. که متین داقون میشه.. ✨🖤
۲ هفته پیشابجی نیما
11نمیکنه مطمئنم مهران اونجوری نیس که گناه شهرامو به پای متین بنویسه. شاید دلش بگیره از اینکه متین این همه مدت بهشون نگفته بود و ترسیده بود از دست شون بده فقط مهران به خاطر همین ناراحت میشه که شیوا اونا رو اینطوری شناخته این نظر منه البته امیدوارمم (گریهه)
۱ هفته پیشبارانا
2اره خوب درسته.. ینی امیدوارم که این توری بشهه .. 🥺
۱ هفته پیشفن مهرون
9واای ابجی نیما دمت گررم دوباره اون پارت محشرو یادم اوردی✨✨
۲ هفته پیشابجی نیما
6هر روز باید بری اون پارت شاهکارو بخونی تا مث سگ ذوق کنیی
۱ هفته پیشفرنگیس
3دقیقاً دقیقاًاا دقیقاً همین دیشب دوباره خوندمش
۱ هفته پیشفن مهرون
5حق تا حالا چند بار خوندم اون شاهکاارو
۱ هفته پیشابجی نیما
9نمخام یه سر سوزن تو این ماجرا ها بیوفتی که اگه بیوفتی خودم همشونو میگام عرر مهرانو بدین من برم پسر نازمو
۲ هفته پیشابجی نیما
3اکبری عالیه سبک زندگیمه این بشر جوری که از شهرام و تخم جن بازیاش میگه یا غیبتشون با متین سر افروزی اینا عالی بودد
۲ هفته پیشابجی نیما
4جوری که مهران نمیخاست بازی کنه ولی بعدش نرم شد بخاطر متین عرر من یه داداش مثل تو و نیما مخام عوضی
۲ هفته پیشابجی نیما
2واهایی من تورو از داداشم بیشتر دوست دارم مهران قالتاق عوضی.عرر تصور اینکه مهران یه روزی بخاد از متین متنفر بشه برا منم سخته و مث *** عر زدم چی برسه به متین.ولی من مطمئنم پسرم اینجوری نی یعنی از عمق وجودم مطمئنم بازم مثل یه حامی پشتشه مثل نیما همشون هر5 تاشون مث 5 تا داداش هواشو دارن ای قربون تک تکشون
۲ هفته پیشابجی نیما
2هعی دلم برا سهیل هم کبابه واقعا خیلی سخته یا سهیل بره پیش مامانش یا افروزی ادم شه و سهیل رو هم ببینه یا ازدواجشون نگیره. افروزی رو میگیرم برا صنم متین و سهیل هم خیلی قشنگ باهم کنار میان
۲ هفته پیشابجی نیما
1حالا تو هم نیما بازی درار اخ خدا قربون اون نیما که پسربچه 5 ساله درون داره بچم
۲ هفته پیشابجی نیما
1فقط مخام این دوتا رو شیپ کنیداا بفهمین رابطه این دوتا داداشیه اصلا رفاقت و نیگاا کن عرر
۲ هفته پیشابجی نیما
1فقط جوری ک سرش و گرفت بغلش بوسش کردد عرر مث داداش بزرگتر میمونه قشنگ که دلت گرم میشه اگه پیشت باشه این پسر بدنیا اومده تا حامی باشه به والله
۲ هفته پیشابجی نیما
1فقط حرفای مهران به متین من دیگ هر روز میام اینو بخونم بین گریه و خنده اب روغن قاطی کنم از ذوق و عر زدن
۲ هفته پیشابجی نیما
1غصه سهیلو بخورم متین نیما مهران یا اکبری؟دیگ مونئم بخدا
۲ هفته پیشابجی نیما
1حاجیی من مهرانو مخامم پسر نازمم قربون نیما اونم این مدت انقدر حالش بد بوده داداشم که مث متین پیش مهران گریه میکرده؟من میرم بمیرم با این پارت
۲ هفته پیشابجی نیما
1برقا رفته بود داشتم میخوندم انقدر عر زدم عر زدما برقا اومد قیافمو دیدم انگار جن همزادمه نه خودم
۲ هفته پیشابجی نیما
1ولی من یه رفیق مث مهران میخام در حق متین برادری کردد عرر
۲ هفته پیشیک عدد فن
5از اونجایی که تو این فصل رفاقت ممنوع خیلی کم پیش میاد یه پارت کاملا جدا از معماها و سردرگمی ها باشه و بیشتر به زمان حال برسه در نتیجه وقتی این پارتا رو میبینم واقعا عشق میکنمم مثلا بعضی پارتای خونه جنی یا نمایش یوسف و ذلیخا و الانم این پارت.. با اینکه این پارت اصلا اتفاقی نیفتاد ولی دیالوگ هایی ک
۳ هفته پیشیک عدد فن
5دیالوگ هایی که رد و بدل شد فوق العاده بودن هم تیکه های حرفای متین و مهران بچه هام که از ذوق ترکیدم و هم تیکه های غیبت متین و اکبری که از خنده ترکیدم یکی از فوق العاده ترین پارتا بود
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

ابجی نیما
30دوس داری نازتو بکشم عوضی؟جوری که نیما و متین این روزا خسته شدن و فشار روشونه که اینجوری به مهران پناه بردن..درسته هردوتاشون تو خانواده کسی نازشونو نکشید ولی مهران و بچه ها به اندازه تمام اونا نازشونو کشیدن و براشون جبران کردن مخصوصا مهران..