به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت صد و پنجاه و ششم :
ـ این استراحته؟
به صندلی کجشده نگاه کرد.
ـ این چی؟ اینم استراحته؟
چشمش به یکی از پتوهای روی زمین افتاد.
ـ اون یکی دیگه چیه؟
الکس خیلی جدی گفت:
ـ استراحت پیشرفته.
تامپر سرش را پایین انداخت تا خندهاش دیده نشود. زن سگرمههایش کاملا در هم فرو رفته بود و در حالی که سعی داشت صدایش بلندتر و کلفت.تر به نظر برسد، با عصبانیت گفت:
ـ تو یکی دیگه حرف نزن!
الکس با لبخند گف
لطفا صبر کنید...

فاطی
0نقشه های از پیش تعیین شده..همه چیز مشکوک است حتی کلاغ روی شاخه درخت..و آینده ای مبهم پراز اتفافات غیرپیش بینی..