به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت صد و پنجاه و پنجم :
هوا هنوز سنگین و تاریک بود و هیچکدامشان نمیدانستند دقیقاً چه مدت از رفتن مایا گذشته است، اما یک چیز را همه به خوبی میدانستند؛ اگر قرار بود به دنبال او بروند، دیگر حتی چند دقیقه معطلی هم میتوانست فاصلهای را که میانشان افتاده بود بیشتر کند و پیدا کردن رد خنجر اتحاد را سختتر از چیزی کند که همین حالا بود.
مارتین در حالی که خم شده بود و وسایلش را یکییکی داخل کیف چرمیاش میگذا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فاطی
0در مورد همه چی نظر میدن..در بیرون شهر اتفاقاتی در حال رخ دادنه ولی گروه هنوز جمع نشده..صدایی از اون در دست سایه ها را فرامیخواند قبل از رسیدن آنها دور شوید و دنبال سرنخ ها برید..دِ یالا