پارت صد و سی و هشتم :

سورنا صاف ایستاد و خیره به من، شانه‌هایش را عقب کشید. یکی از ابروهایش را بالا داد و بیل را روی زمین انداخت.
_ مگه قرار نبود بفرستیش بره؟
کیوان با انگشت شستش در فندک را بست و روی پاهایش ایستاد. دستش را داخل جیب شلوارش فرو برد. نیشخندی به آرامی لب‌هایش را در بر گرفت و پاسخ داد:
_ آره، ولی خواهرت یه چیز دیگه دوست داره.
اسپری را میان مشتم فشردم و این‌بار راحت‌تر نفسم را بیرون دادÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • macani

    0

    یجوری رفتم تو عمق ماجرا انگار اصلا نخوندم😂😂😎

    ۳ هفته پیش
  • Aida

    1

    اشتراکتون این بود که میتونین بدترین کارا رو برای هم بکنین و با هم کاش تارا هم میتونست بره

    ۱ ماه پیش
  • طنین

    1

    یعنی من هیچکسو مثل آوا ندیدم همچین پلرتای طولانی نفسگیری بنویسه عاشقتمم

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    مستر کیانی حریف خانم نیک نژاد نمیشی پس ولکن😔

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    چه خوب بلده رازیش کنه:))

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «دختر خوبی باش و حرفمو گوش بده. »«اگه دختر خوب می خوای، برو دنبال دخترای خوب. »🤣💘

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «جفتتون با هم غلط کردید!» 🤣🤣🔥

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «من سال ها با کابوس سوختن تن خودم زندگی کرده بودم! » :))😭😭

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «پسر فرخ هم که بود، برادر من هم که بود، من دهانی که بر من می تاخت را می بستم. » اوه اوهه

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    مستر سورنا اولین دادش رو سر تارا زد تبریک اولین دعوای خواهر برادریی. وای خیلی خوبن🤣🔥

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «تو برای من تعیین تکلیف نمی کنی. » 😝

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    اخ فرخ فدای پسرش بشه که انقدر جذابهه انقدر تو به فکر خواهرتی کمتر به فکرش باش ماهم میخوایم ببینیم سوختنشونو

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «ولی تو اون شب اشک لیلیث منو در آوردی. » خداا😥😮

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    «اون شب یادت رفت عذرخواهی کنی، ولی هنوز دیر نشده. »😮 🔥

    ۲ ماه پیش
  • Why

    0

    ولی حیف شد، دلم میخواست ضجه زدن های شارلوت و ببینم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️