پارت پنجاه و دوم :

میثم از او خواسته بود برود و به دنبالش بگردد ولی می‌توانست؟او توان رفتن به چنین سفر خطرناکی را داشت؟اصلا لازم بود به خوابش تا این حد ارزش دهد؟خواب بود دیگر، مثل هزاران خواب دیگری که دیده بود و از نگرانی و آشفتگی‌اش نشات گرفته بود و نیازی به اهمیت دادن نداشت ولی اینطوری که مشخص بود بیتا قصد نداشت به سادگی از کنارش بگذرد.ذهنش طوری درگیرش شده بود که داشت فکر می‌کرد چگونه می‌تواند خودش ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    خسته نباشی نویسنده گلم 💕✨️ کاش بیتا تنها نره گناه اون بچه چیه🥲

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    عاشق که این حرفا حالیش نیست

    ۲ هفته پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم عالی مثل همیشه امیدوارم اتفاق بدی براش نیفته آخه بری *** بااون وعضت وازهمه بدتر قاچاقی آخ چی بگیم که هرچیم بهش بگن الان گوش نمیده فقط میخواد بره پیش یارش

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    دقیقا الان به حرف هیشکی گوش نمیده و وضعیت خودشم براش مهم نیست🥲🤦‍♀️

    ۲ هفته پیش
کپی شد!