پارت هفتاد و سوم :

فصل بیستم

از خوشحالی برای خودش آواز می‌خواند و از ذوق شانه‌هایش را کج‌ومعوج می‌کرد. نور در اتاقش را زد و گفت: گیانم؟ ناهار حاضره بیا.
فرشته چرخید و گفت: ‌ای به چشم.
ـ چشم‌هات سلامت. چقدر خوشگل شدی ماشاالله!

ـ وا نور؟! من با این پیژامۀ چهارخونه و تی‌شرت گل‌وگشاد کجام خوشگله؟ مثل همیشه‌ام دیگه.
ـ چه بدونم گیان! امروز مثل یه تیکه ماه شدی. زیر پوستت آب رفته و لپ‌هات

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!