پارت هفتاد و سوم :

فصل بیستم

از خوشحالی برای خودش آواز می‌خواند و از ذوق شانه‌هایش را کج‌ومعوج می‌کرد. نور در اتاقش را زد و گفت: گیانم؟ ناهار حاضره بیا.
فرشته چرخید و گفت: ‌ای به چشم.
ـ چشم‌هات سلامت. چقدر خوشگل شدی ماشاالله!

ـ وا نور؟! من با این پیژامۀ چهارخونه و تی‌شرت گل‌وگشاد کجام خوشگله؟ مثل همیشه‌ام دیگه.
ـ چه بدونم گیان! امروز مثل یه تیکه ماه شدی. زیر پوستت آب رفته و لپ‌هات

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zeynab

    0

    اون طلسمه اذیتش می کنه نمیخواد گرگ باشه اما مجبوره

    ۲ روز پیش
  • میم

    0

    هرچی هست مربوط به اون طلسمه،اما شاید تسخیر شده و او موجود به شکل گرگ ظاهر می شه 🤔

    ۲ روز پیش
  • میم

    1

    ولی به نظرم این آهنگ برای فرشته بود،چون محاله ندیده باشدش 🙏🏻😔

    ۲ روز پیش
  • نیلوفر ابی

    1

    واقعا عالی بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود تشکر

    ۲ روز پیش
  • فرشته

    1

    رمانی بی نهایت جذاب و دلبر😍❤️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️