خفته در راز به قلم زهرا خزائی
پارت سی و دوم :
نه بلوط...حق نداری به این حرفا دل ببندی،
اون مرد هنوز هم تمام دنیاش، زنیه که پشت اون در خوابیده...
وقتی ساعت شیفتم تموم شد، برای آخرین بار از پشت شیشه به اتاق سیصد و هفت نگاه کردم.
برزین همونجا کنار تخت ترنم نشسته بود.
یه دستش توی دست ترنم بودو با دست دیگهش خیلی آروم موهای آشفتهی زنش رو مرتب میکرد.
همون تصویر همیشگی و همون مرد همیشگی و
با همون عشق عجیبش.
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنونم عالی مثل همیشه. خداروشکر حالش داره خوب میشه وفکر کنم بلوط رو باکسی اشتباه گرفته درگذشته وباهاش آروم میشه