همسر سابق من به قلم پریسا حصیری
پارت بیست و ششم :
_پاشو این یه لیوان رو بخور، بعد بخواب.
کلافه از جا بر می خیزد و بالشت زیر سرش را محکم به روی زمین پرت می کند:
_اوف تو روخدا تو ولم کن ساغر، خاله م رفت تو شروع کردی؟ انقدر از صبح چرت و پرت به خوردم داده که دارم بالا می آرم.
ساغر کنارش نشسته، با زورگویی لیوان را به سمتش می گیرد:
_کم غر بزن، دیدی که گفتن فشارت هنوز اوکی نشده ناز می آی؟ والا میراث جونت نیست نازت رو بخر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

مریم
2وای من چقد دوست دارم میراث ومهتا دوباره ازدواج کنن