پارت شانزده :

چند تنه‌ی درختِ افتاده، مسیرمان را بسته بود.
رادوین بی‌درنگ از رویشان عبور کرد. من هم با عجله پشت سرش گام برمیداشتم، اما درست هنگام پایین آمدن، پایم روی تنه‌ی خیس و لغزنده‌ای سر خورد. بدنم به سمت زمین متمایل شد، اما رادوین در یک لحظه بازویم را گرفت و نگهم داشت.با لحنی که نگرانی از ان چکه میکرد .گفت:
ـ مواظب باش!
نگاهی به اطرافمان انداختم.آتش پشت سرمان انگار جان گرفته بود. شعلهâ€

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    عالی و جذاب و بی نظیر❤️

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    آقای دکتر خسته نباشی..

    ۲ ماه پیش
  • ساناز

    0

    البته همه دکترامون همین قدر افتضاحه💔کاش هر *** توی رشته ای که دوست داشت درس میخواند

    ۲ ماه پیش
  • زهره

    1

    خب من الان چجوری منتظر پارت بعدی بمونم🥺🥺

    ۲ ماه پیش
  • مهتا

    0

    😭😭همینو بگوو

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    خداقوت نویسنده جان

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️