پارت نود و نهم :


- چی میگی هانا؟ خدایا دستت چی شده؟!
ایلیا نذاشت ادامه بدم. حرفی که زدم انقدر عجیب و غیر قابل باور بود که ترجیح داد فکر کنه سرم توی تصادف ضربه دیده.
ولی من مطمئنم درست شنیدم... ایموند خودش گفت!
خدای بزرگ من چرا دارم می‌لرزم؟ اگر مستقیم جریان برق رو بهم وصل می‌کردن اینجوری نمی‌شدم. انگار چشمای ایموند هنوز جلوم بود و داشت اون حرفا رو می‌زد؛ و انقدر واقعی بود که... که حتی اگر بخوا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    0

    ببخشید ولی اونام دیگ نمیتونن بچه دار شن🫠💔منم ب همین امید پارت بعدی و خوندم و ریده شد ب تصوراتم🫡

    ۴ ساعت پیش
  • زهرا

    3

    هی مقاومت میکردم سر خوندن این پارت ولی آخر دل رو زدم به دریا گفتم نهایتا راشا قراره تیر بخوره دیگه ولی آخه زنن این حجمه اتفاق تلخ و غم زیاد نبود برای یه پارت؟؟ با اون بچه نیومده چیکار داشتی اخهعع؟؟ الان برای غم بین ایلیا و هانا گریه کنم برای راشا برای آندرس برای بتین برای بچشون برای کیی

    دیروز
  • نیکی

    2

    حمیده ازت بدم میاد چطور می خوای تو چشمای تیفانی نگاه کنی زن؟ وای وای لعنت خدا به همه شون چرا اخه راشا؟ بگردمت مرد سنگی حمیده خواهشا دست بردار

    دیروز
  • للیی

    0

    تازه تکنیکا رو خوندم می خواستم اینو شروع کنم حمیده اگه قراره مثه دیاکو افسردگی بگیرم ترو خدا بگو شروعش نکم زنن

    ۴ روز پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    پاره میشی از خنده زن

    ۴ روز پیش
  • دلاریس

    4

    حمیده من دارم گریه میکنم زنن چی میگی تو

    ۴ روز پیش
  • توت فرنگی از باغ شیث

    1

    خنده ی من ازگریه غم انگیز تره

    ۳ روز پیش
  • فن جد آندرس

    5

    همینطوری گولمون زدی دیگه

    ۳ روز پیش
  • دیانا

    0

    و همچنین قراره خیلی خیلی زیاد اشک بریزی.مثل من!!

    ۳ روز پیش
  • رویایی ترین رویا

    1

    حمیده core:

    ۳ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    11

    اگه میخای افسردگی نگیری نخون هر پارت قشنگ یه دور میری کما بر میگردی بعضی وقتا هم پشت سرهم چندین سکته میکنی

    ۴ روز پیش
  • 😭😭😭🫠

    0

    واای نگو .. دیاکو یک چیز دیگه بود . سر اون پارتی که افتاد .. عرر زدم چقدرر 😭😭

    ۲ روز پیش
  • ...

    2

    حمیده جان تعارف نکن من برات تفنگ میارم بیا مارم بکش 😐👍خب زن حسابی حداقل بزار بگیم چهار نفر تو رمانات به صورت روح معلق نیستن انقدر نکششون قاتلل

    ۲ روز پیش
  • هیترزاویرشعبه‌اصلی

    1

    سه چهار روزه جرئت نکردم این پارت رو بخونم کاش هیچوقت نمیخوندم💔😭

    ۲ روز پیش
  • فن راشا

    3

    هیچکس به اندازه راشا مظلوم نبود..

    ۲ روز پیش
  • ....

    8

    بچه ها دقت کردید این تقدیر ایوار نسل ب نسل ب اندرس هم منتقل شد بچه اول ایوار سقط شد ینی نگار سقط کرد مرد بچه اول اندرس هم تیر زدن سقط شد مرد

    ۳ روز پیش
  • سه نقطه

    1

    اره چند تا پارت بعدی بتین میاد میگه من قرص نخوردم شاید حامله بشم 🤣😂

    ۲ روز پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    واقعا کنجکاوم راز جامین چیه..

    ۲ روز پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اولین پارتی توی جغد انبار که گریه م گرفت..ولی برای کی..برای آندرس؟بتین؟یا راشا؟یا تیفانی..درد داره واقعا..

    ۲ روز پیش
  • طرفدار

    0

    بابا پارت چیشد زن موهای سرمون سفید شد اینقدر منتظر پارت موندیم لاقل ک دیر پارت می زاری پارت بیشتر بزار خوشحالمون کن زن حسابی 😁🤣

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    حمیده کی پارت میزاری؟

    ۲ روز پیش
  • اریاناااا

    1

    لعنتیی چطور راشاا مرد 😢😐 من هنوز هنگ کردمم نهه آخه اوفف لعنتیی لعنتیی خیلی روم تاثیر گذاشتت نباید چیزیش میشد تیفانیی چیی شاید اگه یه درصد می تونست بهم برسن اونم تموم شد می ره زن همون مردک میشهه هوفف

    ۲ روز پیش
  • به یاد راشا

    0

    نهه حمیده 😭😭🖤چرا کشتیشش؟؟ 🖤🖤😭😭

    ۲ روز پیش
  • ریحآنه

    4

    بی صبرانه منتظر پارت جدیدم ببینم حمیده راشارو زنده میکنه یا نه😭

    ۳ روز پیش
کپی شد!