پارت سیزده :

کوله اش را روی میز گذاشت و با لبخندی دلبرانه گفت:
- من اگه بخوام پیشرفت کنم کسی به گرد پام نمیرسه. تازه ترافیک بود وگرنه بیشتر پیشرفت میکردم.
هلنا خندید. این اولین باری بود که خارج از محیط دانشگاه با هم ملاقات داشتند. منیو را مقابل آرین گذاشت و گفت:
- امروز مهمون منی. انتخاب کن.
نگاهی به لیست قهوه ها و کیکها انداخت و کمی بعد گفت:
- همون همیشگی.
خنده ی هلنا این بار بلندتر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرین در رمان این رابطه باگ دارد آرین
تصویر شخصیت دنیا در رمان این رابطه باگ دارد دنیا
آخرین نظرات ارسال شده
  • تمنا

    1

    سلام به همگی رفقا ی جان.. خیلی قشنگه و آدمو مشتاق میکنه برای خوندن پارت بعدی .منم که سکه هام تموم شد قبلا ارزونتر بود سکه.الان قیمت ها با دلار هماهنگه😁😅

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    خوشحالم دوسش داری عزیزم و مرسی که همراهمون هستی، همه چی گرون شده اما قیمت رمانهای مجازی هنوز از یک بسته پفک یا چیپس کمتره. مقایسه ی قشنگی نیست اما جهت گفتن عمق فاجعه این رو عرض کردم. در حالیکه انتشار رمانهای مجازی برای نویسنده خیلی سخت تر از سپردن کامل رمان به دست ناشره. داغ دلم تازه شد بخدا 😁

    ۲ هفته پیش
  • شادان

    0

    دیگه هررمانی خوشت میاد رو باید سریع بخری 🥰 الان سود تو زود خریدنه ..

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    بله دقیقا 👌🏼همه چی لحظه‌ای بالا می‌ره

    ۱ هفته پیش
  • تمنا

    0

    حق دارید واقعا درک تون میکنم😘

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    همین که شما عزیزان کنارم هستید برای ادامه انگیزه میگیرم❤️🥰

    ۲ هفته پیش
  • شادان

    0

    کاش عکس هلنا رو هم استوری کنین..اونم دلم میخواد ببینمش چجوری ..💕

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    هلنا هم استوری شد 🥰

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    هلنا هم قشنگهه اا ولی خب باید ببینم کدوم علف به دهن بزی شیرین تر میاد 🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    بعله علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    نمیشه ساعت پارت گذاری رو زودتر بذارید مثلا ۷ یا ۸ این موقع ها ؟

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    با مدیریت صحبت میکنم اگه براشون مقدور باشه تغییر میدم

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    مرسی واقعا 💗💗

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    واای مرسی عکس جهرمی رو گذاشتین .. قشنگ عکسش میخوره به شخصیتش..

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😁😁ای جان چه خوب که شما هم جهرمی رو شبیه حس من میبینی

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    کلاً حس میکنم آرین حالا همچینم از هلنا خوشش نمیاد..🤔

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    داره تلاش می‌کنه باهاش اوکی بشه دختره خوشگل و خوش ناز و ادا ست.

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    با این پروژه مشترکش با دنیا بعید میدونم بتونه خیلی هم اوکی بشن..

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    باید ببینیم چی میشه😉

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    جای دنیا خالی بود توی این پارت.. 💕💕

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    مثلاً قراره دیت دونفره باشه 😁

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    ما یه جا کافه رفتیم به منو شون همیشگی اضافه کرده بودن بعد میگفت رندوم هرچی زودتر آماده شه رو میبریم 🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😍چه جالب . برای امثال آرین کارو راحت کردن 🥰

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    واای اونجا که گفت دیت تیمی اومدیم خیلی باحال بود 😂😂

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😂😂

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    خوبه حداقل آرین زبون داره سوتی هاشو جمع کنه 🤣

    ۱ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😁 چاره ای نداره طفلک

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️