این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت یازده :
آرین با بیخیالی دستهایش را در جیب شلوارش فرو برد:
- خیلی سخت میگیری خانم مهندس. جهرمی دنبالِ کار خیره، نه دنبالِ کشفِ جرم. فقط وقتی رفتیم اونجا، لطفاً اون فیگور خشن و ضد مرد رو از صورتت پاک کن. یه کم... چه میدونم... مهربونتر به من نگاه کن. مثلاً خیلی لطیف خیره شو به افق، انگار داری به آیندهی مشترکمون تو اون خونهی چهل متری فکر میکنی.
دنیا میخواست چیزی بگوید که گوشی آرین تو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
حالا صبر کن رومخ تر از جهرمی هم میاد😂😂
۳ روز پیشتمنا
0خانم چراغیان عزیز.چطورید؟چخبرا؟آقا ماهی منتظر پارت رایگان بودیم هرشنبه سر میزنم همون ۱۰تا پارت رایگانه🥲🤕رایگان نمیشه؟حق عضویت چندتا سکه اس ؟ مشتاق ادامه داستانم😍🥺
۲ ماه پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
سلام وقتتون بخیر🌺 این رمان رایگان نیست عزیزم تا انتها سکه ای و حق عضویتیه ❤️🌺
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢آواز قو🦢(زن اردوان،مهراب)
0رو مخ تر از هلنا جهرمیه 🤧😂