این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت یازده :
آرین با بیخیالی دستهایش را در جیب شلوارش فرو برد:
- خیلی سخت میگیری خانم مهندس. جهرمی دنبالِ کار خیره، نه دنبالِ کشفِ جرم. فقط وقتی رفتیم اونجا، لطفاً اون فیگور خشن و ضد مرد رو از صورتت پاک کن. یه کم... چه میدونم... مهربونتر به من نگاه کن. مثلاً خیلی لطیف خیره شو به افق، انگار داری به آیندهی مشترکمون تو اون خونهی چهل متری فکر میکنی.
دنیا میخواست چیزی بگوید که گوشی آرین تو

لطفا صبر کنید...

تمنا
0خانم چراغیان عزیز.چطورید؟چخبرا؟آقا ماهی منتظر پارت رایگان بودیم هرشنبه سر میزنم همون ۱۰تا پارت رایگانه🥲🤕رایگان نمیشه؟حق عضویت چندتا سکه اس ؟ مشتاق ادامه داستانم😍🥺