پارت یازده :

آرین با بی‌خیالی دست‌هایش را در جیب شلوارش فرو برد:
- خیلی سخت می‌گیری خانم مهندس. جهرمی دنبالِ کار خیره، نه دنبالِ کشفِ جرم. فقط وقتی رفتیم اونجا، لطفاً اون فیگور خشن و ضد مرد رو از صورتت پاک کن. یه کم... چه می‌دونم... مهربون‌تر به من نگاه کن. مثلاً خیلی لطیف خیره شو به افق، انگار داری به آینده‌ی مشترکمون تو اون خونه‌ی چهل متری فکر می‌کنی.
دنیا می‌خواست چیزی بگوید که گوشی آرین تو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرین در رمان این رابطه باگ دارد آرین
تصویر شخصیت دنیا در رمان این رابطه باگ دارد دنیا
آخرین نظرات ارسال شده
  • تمنا

    0

    خانم چراغیان عزیز.چطورید؟چخبرا؟آقا ماهی منتظر پارت رایگان بودیم هرشنبه سر میزنم همون ۱۰تا پارت رایگانه🥲🤕رایگان نمیشه؟حق عضویت چندتا سکه اس ؟ مشتاق ادامه داستانم😍🥺

    ۲ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    سلام وقتتون بخیر🌺 این رمان رایگان نیست عزیزم تا انتها سکه ای و حق عضویتیه ❤️🌺

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️