پارت نود و هشتم :

مسیح آخرین دکمه‌ی پیراهنش را بست. خم شد تا بند کفشش را گره بزند، اما همان چند سانتی‌متر خم شدن کافی بود تا سرش تیر بکشد. بی‌حرکت ماند. چشم‌هایش را بست و چند نفس آرام کشید. هنوز بدنش با او راه نیامده بود. صدای باز شدن در باعث شد سرش را بلند کند. پدرش داخل آمد؛ پرونده‌ی ترخیص زیر بغلش بود و لبخندی که معلوم بود بیشتر از خوشحالی، از سرِ آسودگی است. چند لحظه فقط نگاهش کرد. بعد آرام گفت:
- کارÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم فن پولاد

    0

    واقعا پدر و مادر مسیح رو بیش از حد دوست دارم ی وایب قشنگ و حال خوب کن میدن به آدم..فرشته ان😭

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    واقعا فرشته‌ن 🥹🥹 پسرشونم فرشته‌ست 😁🤣

    ۳ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    به به حنا خانمم بلدن یارشونو نگران کنن،آفرین ادامه بده منم پشتت هستم🙂

    ۳ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    نه..نه صبر کن!حنا نمیدونه قلب مسیح ضعیفه و هی داره نگرانش میکنه یعنی چی😭

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بابا دو ساعت دیرتر جوابشو میده این حرفا چیهه 😭

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    حنا خانم بلا شدن 🗿

    ۳ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    آخه چرا مسیح حقیقتو نمیگه؟فک کنم از زبون حریر و پونه بشنوه بهم میریزه و میشکنه

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    نه وایسا پارت بعد یکمشو میگه 🤣

    ۳ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    ولی ی حس بد و مضخرفی دارم که نکنه اون خواب به واقعیت تبدیل شه

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🫠🫠💔

    ۳ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    خسته نباشی نسترن جون مثل همیشه خیلی قشنگ با فضا پردازی عالی نوشتی💋😍

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    قربونت بشم من عزیزمم 🤍

    ۳ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    یعنی ی بچه سه ساله هم دلیل مسیح رو باور نمیکنه از حنا بعید بود🤣

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    حنا عقلشو از دست داد

    ۳ ماه پیش
  • راحیل

    0

    ایشالله که این دوتا کبوتر عشق بیشتر بغ بغو کنن😃🥰

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    من عاشق کامنت‌های شمام راحیل جون 😁😁

    ۳ ماه پیش
  • راحیل

    0

    قربونت😍 خیلی بچه باحالیم قبول داری😄😊

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بله بله خدا حفظت کنه 😍🤍

    ۳ ماه پیش
  • Aysan

    0

    نسترنن واقعا قلمت پرفکتت ، چجوری میتونی انقدر گوگولی و قشنگ بنویسی آخه🥲

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مسمسمسمس 🥹🥹🤍 واقعا میو

    ۳ ماه پیش
  • Aysan

    0

    مسیح کم عقل ، خب چرا حقیقتو نمیگی بهش ، دیگه بچه ی دو ساله هم این دروغی رو که تو گفتی باور نمیکنه و براش عجیبه🙄

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🗿 ولی مهم اینه حنا باور کرد. و من باورم نمیشه که چطور باور کرد 😂💔

    ۳ ماه پیش
  • فخری

    0

    واقعا خدا پشت وپناه نسترن جون با این رمانی که خلق کرد آفرین به این نویسنده توانا قلمت بی نظیره عالیه عالی 👍 🤎🤎

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای فخری جون چقدر لطف دارید به من خدایا 🥹🥹🥹🤍 اکلیلیی شدممم 🫂🫂

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عالی شما نویسنده جونم با این شاهکاری که خلق کردی👌🙏❤️😘

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🥹🥹 قلبم رفت برات‌هاااا، عزیزدلمی 🤍

    ۳ ماه پیش
  • آوا

    0

    مسیح آروم نمیگیگیره

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    معلومه‌ که نمی‌گیگیره

    ۳ ماه پیش
  • آوا

    0

    مسیح چرا نگفتیی وای اسکل بهش بگوو

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    به نظرم داستان می‌شه...

    ۳ ماه پیش
  • آوا

    0

    🥲🥲دست و پنجه و مغزت درد نکنهه نسترن خانمم

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آخخخ خستگیم در رفت 🤍

    ۳ ماه پیش
  • آوا

    0

    بابا چی مینویسی با قلبمون بازی میکنی هی اکلیل پمپاژ میکنه

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🫠🫠 ببین دیگه‌خودم چی می‌کشم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️