پارت چهل و چهارم :

فصل‌چهارم



دیرتر از همیشه بیدار شد. نازیلا مثل اغلب مواقع خواب بود بی‌آنکه بداند همسرش چه ساعتی بلند می‌شود و خانه را ترک می‌کند.
از روی تخت برخاست، دوش گرفت و آماده‌ی بیرون رفتن از خانه شد. وارد حیاط که شد، اتومبیل نورا را ندید. دخترش اهل زیاد خوابیدن نبود. اما با وجود خستگی راه، نباید صبح زود بیدار می‌شد. تازه دیشب رسیده بودند. دو روز بعد از بازگشت آن‌ها. احساسش هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!