پارت صد و هجده :

اشکان برای لحظه‌ای به من خیره شد و در نهایت به نشانه تفهیم سر تکان داد.
_ باشه...  فکر کنم اگه بیارمش این‌جا بهتره.
دستی پشت گردنش کشید و با کمی مکث ادامه داد:
_ تا این‌جا باهاش یکم حرف می‌زنم.
قلبم به جای اینکه به تب و تاب بیفتد، در خود مچاله شد. دنیای بی‌رحمِ بی‌صفت چطور چرخید تا غریبه‌ها با نیمۀ جان من صحبت کنند که راضی شود مرا ببیند؟
شانه‌هایم پایین افتادند و اشکان س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Payiz

    0

    بیا سرم را به *** اش چسباند، چون در نهایت خانه امن برای من همین جا بود حتی در هنگام خشم و دلخوری. شاید برای همین بود که هیچ گاه از من دریغش نمی کرد جوری که همیشه بغلش می کنه🫠🫂🤍

    ۲ دقیقه پیش
  • Mahi

    0

    مونولوگای این پارت💔

    ۵ دقیقه پیش
  • Payiz

    0

    اونی که اول باید نجاتش بدی خودتی🥺

    ۷ دقیقه پیش
  • Payiz

    0

    یه بارم به من فکر کن، به خودت فکر کن🫠

    ۷ دقیقه پیش
  • غزل★

    0

    به نظرم آیه یه چیزایی حس کرده که بین مهداد و سایه هست. ولی فقط حس کرده. شاید نفهمیده

    ۸ دقیقه پیش
  • نرگس

    0

    تک تک دیالوگ هاشو با جون و دل حس کردم.پارت طولانی بود مرسی

    ۹ دقیقه پیش
  • غزل★

    0

    سایه قشنگگ انگار با درد عجین شده. جوری که هر چی هم دور شه بازم درد عین جاذبه اونو به طرف خودش میکشه

    ۱۰ دقیقه پیش
  • نرگس

    1

    سایه یجوری با آیه رفتار میکرد انگار یه گلبرگ جلوشه:)این آیه جدید دیگه فکر نکنم اون سایه قدیم رو داشته باشه

    ۱۰ دقیقه پیش
  • رها

    0

    آواا عالی پیشش بردی دمت گرم

    ۱۱ دقیقه پیش
  • غزل★

    0

    سایه تازه الان میفهمه بعضی کارای آیه چقدر خودخواهی بوده

    ۱۱ دقیقه پیش
  • Payiz

    0

    هر چقدر از حماقت آیه بگم کمه ولی بذر این حماقتو این دردای الانو بهروز و خاندانش کاشتن هرگز نمی بخشم والدایی مثل شمارو

    ۱۱ دقیقه پیش
  • غزل★

    0

    پویان بی همه چیزز ببین زندگی چند نفرو داغون کردی اخه

    ۱۱ دقیقه پیش
  • نرگس

    2

    +اگه سایه پیدا نشه و عمرم طولانی باشه چی؟پیدا شد:)ولی دیگه نه اون آدم قبل

    ۱۲ دقیقه پیش
  • غزل★

    2

    آیه.. کجا بودی که ببینی سایه با این پنیک ها دست و پنجه نرم میکرد. حتی حامی هم میدونست و تو نمیدونستی!!.. چون سایه هیچوقت به خودش توجه نکرد.

    ۱۲ دقیقه پیش
  • Mahi

    0

    آیه ای که بخاطر آرزوش خودخواهی کرد و الان میزان پشیمونیش که قابل قیاس نیس

    ۱۲ دقیقه پیش
کپی شد!