پارت هفتاد و هشتم :

"گذشته"

"پرهام"


بعد از دیدار بابا و سعید، رفتار بابا عجیب شده بود. چند روزی بود که توی خونه صدای داد و بیداد و دعواش با مامان به گوش نمی‌رسید. چند روزی بود که آروم‌تر شده بود و انگاری که اتفاقی برای مغز و فکرش افتاده بود. از نظر رفتاری، سر و کله‌ای با هیچ کدوم از اعضای خانواده نمی زد.
این رفتار به نوبه‌ی خودش برای یکی مثل بابا که هیچ ملایمتی توی برخورد با ما نداشت عجیب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهسا

    4

    ای سعیدکثافت چه به سراین خانواده آوردی

    دیروز
  • ازیتا

    1

    سعید کاری نکرده، خود پرهام این راهو انتخاب کرد

    دیروز
  • رویا

    2

    پرهام مقصر بود ولی تنها نه اونم توی تله سعید بود بدبخت فکر خانوادش بود ولی سعید حرومز.. ازش سواستفاده کرد

    دیروز
  • رویا

    2

    این فقط نقشه سعیده عویضی هست که یه مدرکی علیه پرهام جمع کنه که باهاش بتونه پردیس رو مجبور کنه باهاش ازدواج کنه..چقدر از همچین ادمایی مثل سعید متنفررم😒

    دیروز
  • نورا

    0

    وایی نهه چیشد

    دیروز
  • ازیتا

    1

    و باز شاهد اینیم ک اشتباه یک نفر باعث خراب شدن زندگی هزاران نفر شد. دمتگرم دختر مرسی ک داخل رمانت به واقعیت اشاره میکنی. فقط ی چیزی، یکم تند داره پیش میره و از جزئیات کم گفته میشه

    دیروز
  • آدولفا

    1

    کارت در اومد پرهام

    دیروز
کپی شد!