پارت بیست :

او بود که باید به این علاقه جواب می‌داد، اویی که پارچه‌ی مشکی رنگ دامنش را میان دست عرق کرده‌اش مچاله می‌کرد. هر دو عرق کرده بودند، یکی از اضطراب و دیگری... .
دیگری از چه این چنین آشفته شده بود؟ از چه قلبش را بی‌قرار می‌دید؟ باز هم از شرم بود یا از جوابی که باید می‌گفت؟
خواست لب باز کند، خواست همان لحظه که درخواست او را شنیده جواب دهد ولی سهراب بود که حالا که حرف دل به زبان آورده ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت میشکا در رمان مهجوری میشکا
تصویر شخصیت مهدخت در رمان مهجوری مهدخت
تصویر شخصیت استیون در رمان مهجوری استیون
تصویر شخصیت آنتونی در رمان مهجوری آنتونی
تصویر شخصیت سهراب در رمان مهجوری سهراب
تصویر شخصیت فرمانده در رمان مهجوری فرمانده
تصویر شخصیت جاوید در رمان مهجوری جاوید
تصویر شخصیت ترمه در رمان مهجوری ترمه
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طناز

    0

    رمان خیلی جذابی هست ..نویسنده واقعا قلم بی نظیری داره ممنونم ..بی صبرانه منتظر پارت های بعدی هستم 💫❤️

    ۱ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم ذوق کردم🥺

    ۱ هفته پیش
  • پری

    1

    ای کاش می ذاشت می میشکا جوابشو بده اینجوری بی خودی امیدوار میشه🥲

    ۱ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آی گفتی

    ۱ هفته پیش
  • ماهورا

    0

    وایی که میشه میشکا با استیون روبه رو بشه وایی خدا خیلی منتظرم 😁😁🤔🤔

    ۱ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    زیادی منتظر نمیمونی چون چیزی تا دیدارشون نمونده😁

    ۱ هفته پیش
  • فاطی

    0

    سهراب جان عجله کار شیطونه..ملت دوست دارن سریغ کارشون راه بیفته..تو میگی منتظر می مونم..بگیر جواب و هم ما رو راحت میکنی هم خودت و..ماهم میریم در خیال خود با استیون.ه والا

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    والا، نذاشت میشکا همونجا جوابشو بگه که الکی منتظر نمونه

    ۲ هفته پیش
  • دختر صحرا

    0

    مثل همیشه عاالی

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    قربون شما

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار

    0

    بیچاره سهراب🤦🏻دلم براش سوخید بنده خدا

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    انصافا بچم طفلیه🥲

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار

    0

    کاش همونجا می ذاشت میشکا جوابش رو بده، اینطوری با زمان دادن بیخودی امیدوار می شه و جواب نه رو بشنوه بدتر عذاب می کشه

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره حیف نذاشت🫠

    ۲ هفته پیش
  • Nargess

    0

    اصن خیالم راحت شد که میشکا حسی به سهراب نداره کار استیون یکم راحت شد این سهرابم باید بیاد با همین مهدخت ازدواج کنه مهدخت که خواهان ازدواج سهراب بدبختم که میشکا نمیخواد 😂🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    حیف که سهراب مهدخت رو نمیخواد وگرنه زوج خوبی میشدن😁

    ۲ هفته پیش
کپی شد!