پارت صد و پنجاه و نهم :
اردوان_ حق نداری از من فاصله بگیری... نه الان... نه بعدا... نه هیچ وقت.
_ اردوان.
اردوان_ ششششش... دهنت رو ببند خفه شو.
و همون لحظه، همهی دنیا برام ایستاد.
فقط گرمای عجیب و نا به هنگام لب هایی که هرگز فکر نمی کردم اجازهی لمسشون رو داشته باشم، روی لب هام نشست.
ضربان قلبم مثل پتک توی قفسهی سینه ام کوبید و چشم هام تا آخرین حد ممکن گشاد شد.
نفسم توی گلو قفل شد.
مغزم
مطالعهی این پارت حدودا ۴۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله چندان زیبا و جذاب هم وارد نشدن🥲
۳ هفته پیشدنیا
0والاازاونجایی که این رمان اصلاقابل مقایسه نیست نمی دونم دیدارشون اتفاقی بوده یانه ولی یه سوال برام پیش اومده.اونم اینکه چراسه نفربایدازیه عطرمشترک استفاده کنن که مال مادراردوان باشه وبرای هومان اشنا؟
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ هفته پیشMahsa
0من رسما دیوونه شدم😭😭هم ترسیدم هم هنگ کردم کیانا داری چی کار میکنی😭نه نمیخوام اینطوری یاشه😭توروخدا نذار تااین حد بهراد خشن و ظالم باصه چه طور تونست تااین حد اون مرتیکه اشعالو شکنجه بده😭💔💔
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اون مرد هرچی سرش بیاد حقشه
۱ ماه پیشNina
0البته یادمه شهرام ادم وفادار مرد مخفی بود پس خودشه به خاطر همین وفادار بود طرف😂💔
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همنطوره
۱ ماه پیشNina
0اون مرد هر چی شکنجه شد باز چیزی نگفت. واقعاً کنجکاوم بدونم رئیسشون کیه که اینقدر وفادارن😔🤔
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشفاطمه
0آخر پارت با بهراد کلاً فضای داستان عوض شد. انگار از یه رمان عاشقانه پرت شدم وسط یه فیلم جنایی😩😰
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه باید به این تغییرهای یکهویی عادت کرده باشین 🤭 پارت طولانی میخوایین اینطوریه
۱ ماه پیشفاطمه
0فکر کنم سوتفاهم شد کامنتم اعتراضی نبود اتفاقا هرچی طولانی تر بنویسی بیشتر دوست دارم یه جور تعریف بود عزیزم😍😉👍👍
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه عزیزم منم ناراحت نشدم که 😂😍🫂میشناسمت میدونم منظورت چیه گل من بمونی برام
۱ ماه پیشفاطمه
0قطعا یه راز بزرگ
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشنیدا
0از شوخی و دعوا یهو رسیدیم به غم مادر اردوان چه قدر خفن❤️
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشیگانه
2مادر اردوان بوی وانیل می داد هومان گفت اون دخترم بوی وانیل می داده دلوین گفته مدت هاست عطر ی میگرم که بوی وانیل بده هومان گفت اگر چشمای اون دختر شبیه چشمای مادرم باشه نمی تونم چشماشو ازش بگیرم رادان برادر هومان و مادر رادان و هومان و اردوان احتمالا مشترکه یکی از این دو شخص مرد مخفی هومان یا رادان
۲ ماه پیشالمیرا
4منم با چیزهایی که گفتی تقریبا موافقم فقط ی مشکلی هست. اینا سن هاشون خیلی به هم نزدیکه، یعنی ی نفر نمیتونه اینا رو زاییده باشه 😭😂. مخصوصا رادان و اردوان که یکی دو ماه با هم فاصله دارن. باز هومان و اردوان اگه برادر باشن منطقی تره. نمیدونم واقعا گیج شدم.
۲ ماه پیشیگانه
0هومان ۲۹ سالشه اردوان فکر کنم ۲۷ سالش باشه رادان رو یادم نمیاد چند ساله بوده مطمئنین ۲ ماه از رادان کوچیک تره؟ دوستان اگر احتشام دلوین رو بفرسته سراغ هومان پس پدر دلویس کوچولو هومان، علاوه بر اون هومان کسایی رو دور برش داره که می خواد مراقب پونه باشن، از حرفاش بوی قدرت میاد نمی دونم منم گیج شدم
۲ ماه پیشمریم
0اون شب تولد اردوان وارد ۲۹ سالگی شد
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۲ ماه پیشمرد مخفی
0بابا مگه دلویس پدر رادان نبود اخه چجوری ممکنه هومان پدر دلویس باشه
۲ ماه پیشمرد مخفی
0ریدم این چی بود نوشتم💀 آقا اشتباه تایپی بود منظورم اینه مگه دلویس پسر رادان نبود 😵 💫🗿
۲ ماه پیشمرد مخفی
0بابا 💩 تو این کیبورد بازم اشتباه شد دختر رادان نبود *😡🗿
۲ ماه پیشالمیرا
0مخفی جان خدا خفت نکنه. مردم از خنده 🤣🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۲ ماه پیشیگانه
0معلوم نیست پدر دلویس دقیقا کیه دلویس چشماش ابیه "رادانم چشماش ابیه اماما نمی دونیم چشمای هومان چه رنگیه بید ببینیم هومان و دلوین با هم آشنا میشن یا نه فکر کنم مهبد برای مرد مخفی کار کنه بهراد گفته بود مهبد برای یکی کار می کنه و.. که تو کار خلافه انگار همون وارد کننده دارچین
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0نگاههای شهرام به مهبد هم حس میکنم مشکوک بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
1مهبد برای مرد مخفی یا شاید هم مرد وحشی کار کنه چون شهرام وقتی به مهبد نگاه کرد من حس کردم از مهبد میترسید که چیزی لو بده :/
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اون نگاه میتونه بی دلیل یا با دلیل باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خودتو اذیت نکن بچه ها خودشون درست میخونن😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اها اشتباه تایپی بوده😂😂
۲ ماه پیشحنانه
0فعلا که مشخص نیست پدر دلویس کیه ما حدس زدیم رادان باشه اونم صرفا به خاطر رنگ چشماش و از طرفی به خاطر اینکه رادان دوروبر دلوین بود اون موقع
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0بچه ها دلویس توهمه وجود نداره🤣🤣من به همه چیز این رمان مشکوکم شاید اصلا ما داریم توهم می زنیم که رمان می خونیم 😅😅
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کی گفته دلویس توهمه؟ من بوسه بین اردوان و دلوین رو گفتم
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0منو سرکار می زاری آره ،،منم دلویس توهم می دونم 😂🤣🤣تو با احساسات من بازی کردی 😆
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0رسما بر علیه کیانا شورش کردی؟😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0پس چی من سر اردوان شوخی ندارم 😂،،انقد ذوق کردم همش الکی بود 😭حالا درست حسش تو استخر واقعی بود ولی بوسش توهم بود بازم چیزی رو عوض نمیکنه🤨😎
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پس لازم شد یه پارت خفن بنویسم از دلت در بیارم😉😁
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0واقعاً 😃😀 این کارو می کنی 😍🤗پس من منتظر میمونم یادت نره هاا😊نویسنده ی جون جونی❤️
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آها من فکر کردم از حرفم اینو برداشت کردی😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دلویس پدر رادان؟
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0آره هومان کم کسی نیست از طرفی کیانا گفته بود که جزو کرکترهای اصلیه هومان و این که رادان یکی دو ماه از اردوان کوچیکتره توی پارت 80 به بعد که تولد اردوانه دلوین به این موضوع اشاره کرد که دو ماه اختلاف سنی دارن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم هومان یه ادم قدرتمنده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
رادان هم 27 سالشه همسن اردوان
۲ ماه پیشمرد مخفی
0اینطوری مامان فقط میزاییده😂 بیچاره استراحت نداشته فقط تو بیمارستان بوده😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره 🤭🤭
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0آره دقیقا یه ماه فاصله سنی دارن(اردوان و رادان) ولی هومان میتونه گزینه خوبی باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همنطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اردوان و رادان یه ماه اختلاف سنی دارن
۲ ماه پیشمریم
0نگفت اگه چشای اون دختره شبیه مادرم باشه نمیتونم بگیرم فقط گفت اون دختره رو مثل مادرم تجسم میکنم در حالی که مادرشو ندیده پدرش براش تعریف کرده
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0دقیقا خوشم میاد به جملات خیلی دقت میکنی مریم😂همیشه یه سری سوتفاهم های دیالوگی و مونولوگی ما رو رفع میکنی😍😎🤞
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره غلط گیر اشتباهات شماست
۲ ماه پیشمریم
0خواهش میکنم عزیزم 😎🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیشحنانه
0نه عزیزم هومان اصلا نگفته مادرش یا اون دختره بوی وانیل و لیمو میده (فقط گفته پونه اون بو رو میده) بعد دلیل حساسیتش روی این بو اینه که توی یکی از پارت ها گفته که این بو یه طورایی براش اشناست و حس خوبی بهش داره اما یادش نمیاد کجا حس کرده باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خب لازمه بگم که رادان و اردوان یه ماه فاصله سنی دارن یعنی اردوان یه ماه از رادان بزرگ تره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مادر هومان یه همچین بویی نمیده (یعنی توی رمان مطرح نشده) فقط یه حساسیت عجیب یه اشنایی عجیب سر این بو داره
۲ ماه پیش🕊️سعیده
3سلام شبتون بخیر بچه ها 🤗 امشب پارت نداریم؟؟
۲ ماه پیشحنانه
0سلام عشقم چه خبر وای حسابی دلم برای چت کردن باهاتون تنگ شده عشقم من با کیانا تو پیوی حرف زدم گفت فردا شب میذاره درگیر بوده نتونسته بذاره🥺
۲ ماه پیشفاطی
4وای منم خیلی دلم برای چت کردن تنگ شده دیشب پارت نداشتبم امشب هم احتمالا نداریم انگار چند ماهه پارت نداشتیم تااین حد دلتنگ پارت و چت با شمام🫠🥺
۲ ماه پیشحنانه
0الهی قربونت برم منم همینطور❤️🫂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیشمریم
0اره انگار چند ماهه پارت نداریم🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم🥺امشب پارت میذارم حتما
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم معذرت میخوام امشب پارت جدید روی سایته حتما
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0منم همینطور عزیزم 💝😘،حسابی عادت کردیم همین ساعت ها چت کنیم ،،من خبر نداشتم خیلی منتظر پارت بودم هم دیشب هم امشب همش میومدم چک میکردم 😥
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
من شخصا عذرخواهی میکنم درگیر بودم عزیزم ولی پارت امشب روی سایت میاد
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0خواهش میکنم ،،بلاخره پیش میاد برای هرکسی،،ماهم بیشتر برای که رمان دوست داریم از خوندش لذت می بریم این حرف می زنیم،،ممنونم انقد مثبت اندیشی حرف هارو از روی محبت می خونی🤗😍😘
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم دختر مهربون
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم مرسی که خبر دادی
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0فکر کنم ن🥺
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0😭😭چرا 😭😭چرا😉
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نگران نباش قشنگم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم امشب پارت جدید روی سایته متاسفانه این دو شب نرسیدم پارت خوب براتون بذارم
۲ ماه پیشتارا
0الان بیشتر از هر چیزی دلم می خواد داستان مادر اردوان رو بدونم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ ماه پیشSara
0من دیروز رفتم بازار بوی عطر لیمو و وانیل و ترکیب گلخانه ای خواستم طرف اولش جا خورد اما یه عطر بهم داد وای فوق العاده یود😍😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😂
۱ ماه پیشهدا
0اون خاطره بوس انگشتی قشنگ ترین بخش این پارت بود آخرش اصلاً انتظار اون ارتباط رو نداشتم.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم خوشحالم که خوشت اومده
۱ ماه پیشیگانه
0بچهها چرا هیچ کدوممون به این اشاره نکردیم که چرا پونه این بو رو میداد؟ چرا بوی مادر اردوان با بوی پونه یکی بود؟ ترکیب وانیل و لیمو، این نمی تونه بی دلیل باشه اردوان انگار یه خواهر داشته یعنی ممکنه اون خواهر نمرده باشه و اون پونه باشه؟ کیانا گفت این بو رو بی دلیل مطرح نکرده
۲ ماه پیشمریم
0پونه مامانش پیره و باباشو تو کودکی از دست داده و گفت که بچه ناخواسته بوده،اگه اینجوری که تو میگی باشه یعنی خواهر اردوان رو اینا بزرگ کردن؟
۲ ماه پیشیگانه
0اره میگم شاید اونا بزرگش کرده باشن از طرفی این بوی مشترک حس می کنم بی دلیل نیست اخه از طرفی اردوان انگار خواهر داشته چیز دیگه هم هست اینکه اگر اونا بزرگش کرده باشن چجوری همچین عطری رو استفاده می کنه ؟مادرش رو که یادش نمیاد تابخواد عطرش رو کپی کنه به هر حال کیانا هم گفت این بو یه نکته ایی داره
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4یه حس کله گنده بهم میگه ماجرا پیچیده تر از این حرفاست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره😉
۲ ماه پیشمریم
0احتمالش خیلی کمه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خواهر داشته اما توی رمان یه جایی غیر مستقیم گفته شده که خواهر اردوان مرده و زنده نیست
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم این بو نکته داره و جلوتر یه چیزهایی ازش به دست میارین
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3اره حتی گفت که یه بچه ناخواسته بوده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
راجب والدین پونه درست گفتی و البته باید به سن پونه هم دقت کنید اگه خواهر اردوان زنده باشه سنش بیشتره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید بفهمید که این بو چه طور به پونه رسیده به خواهر اردوان ربطی نداره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم به سن کرکنر ها توجه کن پونه بیست سالشه اگه خواهر اردوان باشه باید بزرگ تر باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از طرفی باید اول متوجه بشید این بو چه طوری به پونه رسیده که از یه همچین عطری استفاده میکنه
۲ ماه پیشZahra
0این بو برای هومان اشناهه مامان اردوان هم استفاده می کرده دلوین هم داره استفاده می کنه حالا این وسط پونه هم داره ازش استفاده می کنه عجیبه اینجا یه چیزی حتما هست حس می کنم پونه با یه قصدی داره از این عطر استفاده می کنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید اما خب چه قصدی میتونه داشته باشه؟
۱ ماه پیشZahra
0دلم برای بهراد می سوزه بخاطر دلوین تبدیل به چیزه دیگه داره می شه 💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0چه عجب زمان حال شخصیتای دیگرو هم دیدیم 😂🫠بهراد چه ترسناک شده