پارت صد و پنجاه و نهم :

اردوان_ حق نداری از من فاصله بگیری... نه الان... نه بعدا... نه هیچ وقت.
_ اردوان.
اردوان_ ششششش... دهنت رو ببند خفه شو.
و همون لحظه، همه‌ی دنیا برام ایستاد.
فقط گرمای عجیب و نا به هنگام لب‌ هایی که هرگز فکر نمی ‌کردم اجازه‌ی لمسشون رو داشته باشم، روی لب‌ هام نشست.
ضربان قلبم مثل پتک توی قفسه‌ی سینه‌ ام کوبید و چشم‌ هام تا آخرین حد ممکن گشاد شد.
نفسم توی گلو قفل شد.
مغزم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    چه عجب زمان حال شخصیتای دیگرو هم دیدیم 😂🫠بهراد چه ترسناک شده

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله چندان زیبا و جذاب هم وارد نشدن🥲

    ۳ هفته پیش
  • دنیا

    0

    والاازاونجایی که این رمان اصلاقابل مقایسه نیست نمی دونم دیدارشون اتفاقی بوده یانه ولی یه سوال برام پیش اومده.اونم اینکه چراسه نفربایدازیه عطرمشترک استفاده کنن که مال مادراردوان باشه وبرای هومان اشنا؟

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • Mahsa

    0

    من رسما دیوونه شدم😭😭هم ترسیدم هم هنگ کردم کیانا داری چی کار میکنی😭نه نمیخوام اینطوری یاشه😭توروخدا نذار تااین حد بهراد خشن و ظالم باصه چه طور تونست تااین حد اون مرتیکه اشعالو شکنجه بده😭💔💔

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اون مرد هرچی سرش بیاد حقشه

    ۱ ماه پیش
  • Nina

    0

    البته یادمه شهرام ادم وفادار مرد مخفی بود پس خودشه به خاطر همین وفادار بود طرف😂💔

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همنطوره

    ۱ ماه پیش
  • Nina

    0

    اون مرد هر چی شکنجه شد باز چیزی نگفت. واقعاً کنجکاوم بدونم رئیسشون کیه که اینقدر وفادارن😔🤔

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    آخر پارت با بهراد کلاً فضای داستان عوض شد. انگار از یه رمان عاشقانه پرت شدم وسط یه فیلم جنایی😩😰

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه باید به این تغییرهای یکهویی عادت کرده باشین 🤭 پارت طولانی میخوایین اینطوریه

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    فکر کنم سوتفاهم شد کامنتم اعتراضی نبود اتفاقا هرچی طولانی تر بنویسی بیشتر دوست دارم یه جور تعریف بود عزیزم😍😉👍👍

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه عزیزم منم ناراحت نشدم که 😂😍🫂میشناسمت میدونم منظورت چیه گل من بمونی برام

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    قطعا یه راز بزرگ

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • نیدا

    0

    از شوخی و دعوا یهو رسیدیم به غم مادر اردوان چه قدر خفن❤️

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • یگانه

    2

    مادر اردوان بوی وانیل می داد هومان گفت اون دخترم بوی وانیل می داده دلوین گفته مدت هاست عطر ی میگرم که بوی وانیل بده هومان گفت اگر چشمای اون دختر شبیه چشمای مادرم باشه نمی تونم چشماشو ازش بگیرم رادان برادر هومان و مادر رادان و هومان و اردوان احتمالا مشترکه یکی از این دو شخص مرد مخفی هومان یا رادان

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    4

    منم با چیزهایی که گفتی تقریبا موافقم فقط ی مشکلی هست. اینا سن هاشون خیلی به هم نزدیکه، یعنی ی نفر نمیتونه اینا رو زاییده باشه 😭😂. مخصوصا رادان و اردوان که یکی دو ماه با هم فاصله دارن. باز هومان و اردوان اگه برادر باشن منطقی تره. نمیدونم واقعا گیج شدم.

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    هومان ۲۹ سالشه اردوان فکر کنم ۲۷ سالش باشه رادان رو یادم نمیاد چند ساله بوده مطمئنین ۲ ماه از رادان کوچیک تره؟ دوستان اگر احتشام دلوین رو بفرسته سراغ هومان پس پدر دلویس کوچولو هومان، علاوه بر اون هومان کسایی رو دور برش داره که می خواد مراقب پونه باشن، از حرفاش بوی قدرت میاد نمی دونم منم گیج شدم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اون شب تولد اردوان وارد ۲۹ سالگی شد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    بابا مگه دلویس پدر رادان نبود اخه چجوری ممکنه هومان پدر دلویس باشه

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    ریدم این چی بود نوشتم💀 آقا اشتباه تایپی بود منظورم اینه مگه دلویس پسر رادان نبود 😵 💫🗿

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    بابا 💩 تو این کیبورد بازم اشتباه شد دختر رادان نبود *😡🗿

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    مخفی جان خدا خفت نکنه. مردم از خنده 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    معلوم نیست پدر دلویس دقیقا کیه دلویس چشماش ابیه "رادانم چشماش ابیه اماما نمی دونیم چشمای هومان چه رنگیه بید ببینیم هومان و دلوین با هم آشنا میشن یا نه فکر کنم مهبد برای مرد مخفی کار کنه بهراد گفته بود مهبد برای یکی کار می کنه و.. که تو کار خلافه انگار همون وارد کننده دارچین

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نگاههای شهرام به مهبد هم حس میکنم مشکوک بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    مهبد برای مرد مخفی یا شاید هم مرد وحشی کار کنه چون شهرام وقتی به مهبد نگاه کرد من حس کردم از مهبد میترسید که چیزی لو بده :/

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اون نگاه میتونه بی دلیل یا با دلیل باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خودتو اذیت نکن بچه ها خودشون درست میخونن😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اها اشتباه تایپی بوده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    فعلا که مشخص نیست پدر دلویس کیه ما حدس زدیم رادان باشه اونم صرفا به خاطر رنگ چشماش و از طرفی به خاطر اینکه رادان دوروبر دلوین بود اون موقع

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    بچه ها دلویس توهمه وجود نداره🤣🤣من به همه چیز این رمان مشکوکم شاید اصلا ما داریم توهم می زنیم که رمان می خونیم 😅😅

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کی گفته دلویس توهمه؟ من بوسه بین اردوان و دلوین رو گفتم

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    منو سرکار می زاری آره ،،منم دلویس توهم می دونم 😂🤣🤣تو با احساسات من بازی کردی 😆

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    رسما بر علیه کیانا شورش کردی؟😂

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    پس چی من سر اردوان شوخی ندارم 😂،،انقد ذوق کردم همش الکی بود 😭حالا درست حسش تو استخر واقعی بود ولی بوسش توهم بود بازم چیزی رو عوض نمیکنه🤨😎

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پس لازم شد یه پارت خفن بنویسم از دلت در بیارم😉😁

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    واقعاً 😃😀 این کارو می کنی 😍🤗پس من منتظر میمونم یادت نره هاا😊نویسنده ی جون جونی❤️

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چشم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آها من فکر کردم از حرفم اینو برداشت کردی😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دلویس پدر رادان؟

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    آره هومان کم کسی نیست از طرفی کیانا گفته بود که جزو کرکترهای اصلیه هومان و این که رادان یکی دو ماه از اردوان کوچیکتره توی پارت 80 به بعد که تولد اردوانه دلوین به این موضوع اشاره کرد که دو ماه اختلاف سنی دارن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم هومان یه ادم قدرتمنده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    رادان هم 27 سالشه همسن اردوان

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    اینطوری مامان فقط میزاییده😂 بیچاره استراحت نداشته فقط تو بیمارستان بوده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره 🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    آره دقیقا یه ماه فاصله سنی دارن(اردوان و رادان) ولی هومان میتونه گزینه خوبی باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همنطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اردوان و رادان یه ماه اختلاف سنی دارن

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    نگفت اگه چشای اون دختره شبیه مادرم باشه نمیتونم بگیرم فقط گفت اون دختره رو مثل مادرم تجسم میکنم در حالی که مادرشو ندیده پدرش براش تعریف کرده

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دقیقا خوشم میاد به جملات خیلی دقت میکنی مریم😂همیشه یه سری سوتفاهم های دیالوگی و مونولوگی ما رو رفع میکنی😍😎🤞

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره غلط گیر اشتباهات شماست

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    خواهش میکنم عزیزم 😎🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    نه عزیزم هومان اصلا نگفته مادرش یا اون دختره بوی وانیل و لیمو میده (فقط گفته پونه اون بو رو میده) بعد دلیل حساسیتش روی این بو اینه که توی یکی از پارت ها گفته که این بو یه طورایی براش اشناست و حس خوبی بهش داره اما یادش نمیاد کجا حس کرده باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خب لازمه بگم که رادان و اردوان یه ماه فاصله سنی دارن یعنی اردوان یه ماه از رادان بزرگ تره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مادر هومان یه همچین بویی نمیده (یعنی توی رمان مطرح نشده) فقط یه حساسیت عجیب یه اشنایی عجیب سر این بو داره

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    سلام شبتون بخیر بچه ها 🤗 امشب پارت نداریم؟؟

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    سلام عشقم چه خبر وای حسابی دلم برای چت کردن باهاتون تنگ شده عشقم من با کیانا تو پیوی حرف زدم گفت فردا شب میذاره درگیر بوده نتونسته بذاره🥺

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    4

    وای منم خیلی دلم برای چت کردن تنگ شده دیشب پارت نداشتبم امشب هم احتمالا نداریم انگار چند ماهه پارت نداشتیم تااین حد دلتنگ پارت و چت با شمام🫠🥺

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    الهی قربونت برم منم همینطور❤️🫂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    اره انگار چند ماهه پارت نداریم🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم🥺امشب پارت میذارم حتما

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم معذرت میخوام امشب پارت جدید روی سایته حتما

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    منم همینطور عزیزم 💝😘،حسابی عادت کردیم همین ساعت ها چت کنیم ،،من خبر نداشتم خیلی منتظر پارت بودم هم دیشب هم امشب همش میومدم چک میکردم 😥

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    من شخصا عذرخواهی میکنم درگیر بودم عزیزم ولی پارت امشب روی سایت میاد

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    خواهش میکنم ،،بلاخره پیش میاد برای هرکسی،،ماهم بیشتر برای که رمان دوست داریم از خوندش لذت می بریم این حرف می زنیم،،ممنونم انقد مثبت اندیشی حرف هارو از روی محبت می خونی🤗😍😘

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم دختر مهربون

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم مرسی که خبر دادی

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    فکر کنم ن🥺

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    😭😭چرا 😭😭چرا😉

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نگران نباش قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام گل قشنگم امشب پارت جدید روی سایته متاسفانه این دو شب نرسیدم پارت خوب براتون بذارم

    ۲ ماه پیش
  • تارا

    0

    الان بیشتر از هر چیزی دلم می خواد داستان مادر اردوان رو بدونم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • Sara

    0

    من دیروز رفتم بازار بوی عطر لیمو و وانیل و ترکیب گلخانه ای خواستم طرف اولش جا خورد اما یه عطر بهم داد وای فوق العاده یود😍😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😂

    ۱ ماه پیش
  • هدا

    0

    اون خاطره بوس انگشتی قشنگ ترین بخش این پارت بود آخرش اصلاً انتظار اون ارتباط رو نداشتم.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم خوشحالم که خوشت اومده

    ۱ ماه پیش
  • یگانه

    0

    بچهها چرا هیچ کدوممون به این اشاره نکردیم که چرا پونه این بو رو میداد؟ چرا بوی مادر اردوان با بوی پونه یکی بود؟ ترکیب وانیل و لیمو، این نمی تونه بی دلیل باشه اردوان انگار یه خواهر داشته یعنی ممکنه اون خواهر نمرده باشه و اون پونه باشه؟ کیانا گفت این بو رو بی دلیل مطرح نکرده

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    پونه مامانش پیره و باباشو تو کودکی از دست داده و گفت که بچه ناخواسته بوده،اگه اینجوری که تو میگی باشه یعنی خواهر اردوان رو اینا بزرگ کردن؟

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    اره میگم شاید اونا بزرگش کرده باشن از طرفی این بوی مشترک حس می کنم بی دلیل نیست اخه از طرفی اردوان انگار خواهر داشته چیز دیگه هم هست اینکه اگر اونا بزرگش کرده باشن چجوری همچین عطری رو استفاده می کنه ؟مادرش رو که یادش نمیاد تابخواد عطرش رو کپی کنه به هر حال کیانا هم گفت این بو یه نکته ایی داره

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    4

    یه حس کله گنده بهم میگه ماجرا پیچیده تر از این حرفاست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره😉

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    احتمالش خیلی کمه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خواهر داشته اما توی رمان یه جایی غیر مستقیم گفته شده که خواهر اردوان مرده و زنده نیست

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم این بو نکته داره و جلوتر یه چیزهایی ازش به دست میارین

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    اره حتی گفت که یه بچه ناخواسته بوده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    راجب والدین پونه درست گفتی و البته باید به سن پونه هم دقت کنید اگه خواهر اردوان زنده باشه سنش بیشتره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید بفهمید که این بو چه طور به پونه رسیده به خواهر اردوان ربطی نداره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم به سن کرکنر ها توجه کن پونه بیست سالشه اگه خواهر اردوان باشه باید بزرگ تر باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از طرفی باید اول متوجه بشید این بو چه طوری به پونه رسیده که از یه همچین عطری استفاده میکنه

    ۲ ماه پیش
  • Zahra

    0

    این بو برای هومان اشناهه مامان اردوان هم استفاده می کرده دلوین هم داره استفاده می کنه حالا این وسط پونه هم داره ازش استفاده می کنه عجیبه اینجا یه چیزی حتما هست حس می کنم پونه با یه قصدی داره از این عطر استفاده می کنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید اما خب چه قصدی میتونه داشته باشه؟

    ۱ ماه پیش
  • Zahra

    0

    دلم برای بهراد می سوزه بخاطر دلوین تبدیل به چیزه دیگه داره می شه 💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️