پارت صد و پنجاه و هشتم :

دلوین_ خب فکر کنم بهتره شما برید... یه وقت حرف‌ های بزرگ تر از دهنتون خارج نشه.
هرمز_ اوه نباید می گفتم؟
_ رادان کیه؟
الینا_ رادان شخص خاصی نیست یه پسره که ما خودمون بزرگش کردیم و سرش با هم شوخی می کنیم.
هرمز_ درست میگه... حق با الیناست... رادان شخص خاصی نیست.
مشکوک تر به سمت دلوین برگشتم اما وقتی بچه ‌ها مشغول خدافسی شدن منم ازشون خدافسی کردم و مجددا باهاشون دست دادیم.
وقتی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    واقعا فکر نمیکردم از اردوان ابی گرم بشه اما خیلی جذاب بوودد چشمام اکلیلی شد😍

    دیروز
  • زیبا

    0

    قشنگ معلوم بود اون بوسه از ته دلش بود، برنامه ای براش نداشته امیدوارم واقعی بوده باشه من که اب قند لازم دارم

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍پارت بعد مشخص میشه که چی پشت این بوسه بوده

    ۳ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    اوو بوسیدن همو🫠🥹

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥲😍

    ۳ هفته پیش
  • Hani

    0

    این همه مدت اردوان احساساتشو قایم می کرد، آخرش فقط با یه حرکت همه چی رو گفت😍اوخی عسیسم قند قند

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۳ هفته پیش
  • Hani

    0

    هرمز و این دختره شخصیت های مهم نیستن که عکسشونو نذاشتی؟

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه عزیزم فقط عکس شخصیت های مهم و مطرح رو میذارم عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • دنیا

    0

    و اماا بلاخرهه فرانسه امباپه برگشت 😂😂 بلاخره مام این صحنه رو دیدیم خدایا شکرت😂🤲🏻

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ هفته پیش
  • حدیثه

    0

    رادان شخص خاصی نیست؟😐😐عجب جلو خودمو گرفتم نیام برااتت😡

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • سودا

    2

    فقط منم که بعد از تموم شدن پارت دوباره برگشتم چند خط آخر رو خوندم؟

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • مریم

    0

    دختر مردمو میبوسه بعد دلوین ازش میپرسه منو دوس داری میگه نه😒😒

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    آره میگه برای تفریح بوسیدمت😂یا میگه تحت تاثیر این بو ها قرار گرفتم 😂😂 وای قیافه اردوان پارت بعد دیدنیه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوب اخلاق های اردوان رو میدونیدا 😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    خودشو زد به کوچه علی چپ😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه عزیزم توهم دلوین بوده از دیالوگ ها مشخصه از طرفی حواستون به تیریپ شخصیتی اردوان هم باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    الان بزرگ ترین سوال من اینه که این بوسه از روی احساس بود یا از روی اون همه ترس و فشاری که چند دقیقه قبل تحمل کرده بود؟🥺

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    نیازمند اینیم که پارت های بعدی از زبان اردوان باشه

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اردوان با غرور توصیف میکنه اما دلوین بامزه میگه 🥺😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا؟ از زبون اردوان چیزای خوبی نخواهید خوندا 🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    مهم نیست چه احساسی بود مهم اینه من بعد از دیدن این صحنه شهر آتیش میزنم سر اردوان میبرم میزارمش رو سیم داغ میچرخونم دور تا دور شهر🗿😡

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    یا خدا کامنتت رو سعیده نبینه😂😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    بیچاره یه مادر چه زجری باید بکشه 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    من مو به تنم سیخ شد چه برسه به مادرش😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ترسناکه 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    4

    این یه هشدار به مادرش بود😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    این کامنتت یه کمی شبیه مردمخفی بود😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    برو جلو بوق بزن بابا 😂دستت به پسر من بخوره نخورده ها🤨😠

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    3

    پسرت فن زیاد داره محاله بتونه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از دست شما 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    احساسات مادرانه اوج گرفت 🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    فعلا دارم مقدمات انتقام می چینم🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم قراره غوغا بشه پس دست پر باش

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وای جدا مور مور شدم چه خبرته مرد😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    هیچی از من بعید نیست 🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بیچاره دلوین و اردوان پس

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جواب این سوالت پارت بعده عزیزم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • Sss

    0

    مرد وحشی یطورایی مافوق مرد مخفیه و خب مرد مخفی همونطور که لقبش روی رمان هست بعد دلوین خودش و اردوان شخصیت های اصلی هستن از طرفی با توجه به تعریفاتی که ازش شنیدیم آدمیه که تو کارش رو دست نداره و آلفای ایتالیا هست حالا اینکه یه نفر که همسن اون یا کوچکتر باشه و مافوقشم باشه غیر ممکنه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    مرد وحشی همونیه که دلوین و داشت میداد به تمساح تا تیکه *** کنه؟

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اره همونکه پارتای اول بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    علاوه بر این یادته یه قسمت بود مردمخفی تلفتی باهاش صحبت کرد و گفت دلوین مرده اونم مردوحشی بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم همونکه پارت های اول دلوین به محض دیدنش بغلش کرد

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    نخیرم بنده تکذیب می کنم من به هیچ عنوان زیر دست کسی نیستم🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قدرت مطلق 🤭

    ۲ ماه پیش
  • Sss

    3

    اگر مرد وحشی مافوقشه پس یا باید ازش بهتر بوده باشه که خب این نمیتونه درست باشه و یا زودتر وارد این کار شده باشه و تو پارت های اولم مرد وحشی به مرد مخفی گفت که من تو رو تبدیل به اینی که هستی کردم که همه ی اینا نشون دهنده اینه که مرد وحشی فردی مسنه یعنی یچیزی تو مایه های احتشامه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا مسن بودن یا نبودنش رو تایید یا تکذیب نمیکنم اما اصلا منطقی نیست که یه ادم کم سن تر از مرد مخفی بخواد مافوقش باشه اونم توی یه همچین حیطه کاری

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نکته خوبی بود افرین

    ۲ ماه پیش
  • یگانه

    0

    اونی که احتشام بهش زنگ زد ایتالیا بود بهش گرفت برگرد یعنی کی می تونه باشه؟ الانم دلوین و مرد مخفی تو ایتالیا هستن این شک برانگیزه از طرفی هم رادانم عصبی میشه استخون بینیش رو فشار می ده ما خوندیم مرد مخفی هم این کار رو می کنه اردوان هم همین کار رو می کنه یعنی *** دیگه ایی هست که اونم این کار رو انجام

    ۲ ماه پیش
  • jeyran

    3

    دقیقا و حتی اسمی هم ازش برده نشد و این مشکوک ترش میکنه. البته جای گفتن هست که بعضی از بچه ها فکر کردن اون طرف پشت خط دختره.خلاصه که باید صبر کنیم ببینیم کیانا چه خوابی برامون دیده😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره خدایی😂نشکوکه شاید خودش باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    2

    فکر نکنم اخه سبک حرف زدنش شبیه مرد مخفی نبود

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    دقیقا. ی مدلی حرف می زد انگار ی آدم جلفه. بعد مگه یارو ۲۲ سالش نبود؟ خیلی جوون تر از مرد مخفیه که. من میگم این پسره شاید اون مرد وحشی باشه همونی که داشت دلوین و به خورد تمساح میداد

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    4

    به نطر منم اون ادمی ک پشت خط احتشام بود نمیتونه مردمخفی باشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    افرین که به سن توجه کردی مرد مخفی بزرگ تره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اسمی ازش برده نشد چون شخصیت مهمیه 😂و باور کن اگه اسمش رو میبردم مچهولات ذهنتون بیشتر میشد و حتی هنگ میکردید به خاطر همین ترجیح دادم فعلا اسمی ازش نبرم

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    فعلا اردوان و مرد مخفی این خصلت رو داده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    اینا همش اثرات همنشینی پیشتازها با دادمهر هاست رفتاراشون کپی هم شده🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کمال همنشین بدجور اثر کرده یه خورده مشکوکه 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جلوتر که بره متوجه میشید کس دیگه ای هم این کار رو میکنه یا نه اما همینکه متوجه شدید دو نفر هستن که موقع عصبانیت این کارو میکنن نکته خوبیه

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    سعیده کجایی. بیا ببین پسرت دلوین و بوسید. حال کن

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    4

    ما اینهمه حال کردیم بااین پارت دیگه ببین سعیده چه حالی داره😂❤️

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    با اینکه فن رادانم ولی خیلی ذوقی شدم این پارت

    ۲ ماه پیش
  • jeyran

    5

    باز خوبه میدونی فن کی هستی، من واسه همه ذوق میکنم تکلیفم با خودم مشخص نیست🤣💔

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    من فن مرد مخفی ام، رادان هم چون حدس میزنیم مرد مخفیه پس فن اونم هستم. اردوان که اولین کراشم بود، لعنتی اولای رمان دوست داشتم مرد مخفی باشه. بهراد هم در قلب من جا داره، اون گوشه موشه ها هم جایی واسه هومان باز کردم. فعلا دیگه جا نداره قلبم(تا اینکه ی شخصیت کراش جدید وارد شه😂)

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    هومان که به نظرم صدر همه است :)

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    فک نکنم🤪😜🙄👀 فعلا یک جنتلمن واقعی دیشب رو کولاک کرد 👏🏻🤩🥰😍🤗

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😍

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    وای منم عاشق هومانم (البته بعد شوهرم صابر)🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه دیگه شما باید عاشق یه نفر باشی چه خبره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه دیگه شما باید عاشق یه نفر باشی چه خبره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    احساس نمیکنی کل گوشه های قلبت رو پر کردی؟😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    جیران منم دقیقا اینطوریم 🤣 اصلا نمیدونم فن کدومشون باشم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این که خیلی خوبه از خوشحالی همه خوشحال میشی🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من که فن رادان و اردوان همزمانم 🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه که 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه مدت توی پارت های قبل سعیده زیاد حرص خورد دیگه این پارت جبران پارت هایی بود که اذیت شد😉😁

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    کیانا جان جدا از شوخی واقعا خیلی این رمانت بی نظیر بی نقصه، خیلی قلم پخته کاملی داری از خوندن رمان با اون همه حس های ضد نقیض واقعا لذت میبرم ،جوری ذهنم درگیر کرده انگاری خودم داخل رمانم،با خلق شخصیت اردوان از صمیم قلب ازت ممنونم این شخصیت حس امنیت واطمینان بهت میده حس یک مرد واقعی،همیشه ماندگار باشی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه قدر سر کامنت های تو من احساسی میشم سعیده🥺ممنونم ازت قشنگم بمونی برام خوشحالم که تا این حد از رمان لذت میبری و همراه منو داستانم هستی گل من

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    زحمتی که یک نویسنده باکلمات می کشه جادو می کنه، قشنگترین حسیه که یک خواننده می تونه تجربه کنه،برای همین رمان خوندن و کتاب خوندن برام جذاب تر از فیلم نگاه کردن بوده تو موقع خوندن تمام حس هارو باید خودت تجسم و درک کنی لذت ببری و فیلم دیدن اینجوری نیست همینکه نویسنده باید خیلی حرفه ای باشه مثل تو کیانا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممنونم ازت گل قشنگم خوشحالم که از ساختار و روند رمان داری لذت میبری نازنینم

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    اردوان ام باید مثل رادان تو لیست سیاه بنویسم یک روز برم بالا سرش شاهرگشو بزنم یعنی چی اولش رادان بعد اردوان 😤😡

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    شما فعلا رو داستان وارث تمرکز کن.

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    4

    همین بی تمرکز بودنشه که کار دستش داده 🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    2

    ایول ،،بزن قدش🖐🏻

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا 😂

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    داداش خوب دل نمیده به این کار🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مخفی جان دیشب صابر برنگشت خونه پیش تو بود برنامه قتل اردوانو میریختین؟🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دهن مردمخفی قرصه 🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    این اطلاعات محرمانه ست نمیشه گفت🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا 🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    دماغ سوخته خریداریم مخفی جان 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    فک کنم غیر دماغ جای دیگشم سوخته هاا 🤣😂😅😆😆

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قضیه جدی تر از این حرفاست 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عصبانیش نکنین 🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    مهم اینه تو زمان حال پیش منه😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    با قدرت هم حفظش کردی 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا یه اینبار رو بگذر

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    خیلی حال کردم ،حلالش بشه ایشالله،،به کوری چشم رادان ،،اون ببوسه اردوان نبوسه ،،به پسرم یاد دادم تو جذاب تر انجام بده تا رادان ماستشو کیسه کنه 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    3

    حس میکنم کیانا قراره پارت بعد ذوقی که واسه این بوسه کردیم رو از تو دماغمون در بیاره🤣

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    2

    وای المیرا تو هم این حسو داشتی؟😅🤣 کیانا دستش برامون رو شده 🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    3

    خدایی خوب بهش یاد دادی دل همه رو برد🤣شش دهنتو ببند خفه شو 😅وای این دیالوگش از ذهنم نمیره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    الان خوشحالی سعیده فقط 😂

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    بچه ها پیشنهاد میکنم برین پارت ۷۹ دوباره بخونید،یک حرفهایی بین مرد مخفی دلوین رد بدل شده که کپ میکنین 😉😎 به حدس مرد مخفی تون دیگه خیلی نزدیک میشین🖐🏻

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    جدی ؟ سعیده قسمت تولد اردوانه یا اون قسمتی که تو خونه دلوینه؟

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    نه عزیزم اونجایی که دلوین نمیخاد شوهر خواهر صابرو مرد مخفی بکشه ،،کنار ماشین باهم دیالوگ دارن چندتا نکته داره برو بخون بیا ببینم چی دستگیرت میشه بدو

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به به در حال کشیدن سرنخ از پارت های قبلی هستید 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه قشنگم تولد اردوان 80ست

    ۲ ماه پیش
  • jeyran

    5

    اگه اشتباه نکنم باید اونجایی باشه که دلوین به مرد مخفی میگه پازاریت سیاه؟!

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    آره عزیزم دقیقا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تو هم داری از اول میخونی😍😂

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    4

    انقدر به کامنت خوندن و ریپلای کردن بچه ها عادت کردم که یکی از روتین های زندگیم شده. اگه ی روز نیومدم کامنت نذاشتم بدونید یا گوشیم یا خودم به فنا نرفتیم🤣

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    4

    نه خدا نکنه نباشی🥺من به همتون عادت کردم

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    بادمجان بم آفت نداره. بیخ ریشتون هستم تا آخر😎❤

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    3

    تو گل سر سبدی❤️🫂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این چه حرفیه بادمجون بم اره اما نه گل خوشگلی مثل تو

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    4

    نه دیگه نداشتیم خانوم زیبا نباید به فنا برید😂😬

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    هستم کنارتون. تا وقتی نفهمم کی دلوین و حامله کرده هیچ جا نمیرم😎😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا که 😂یعنی فقط سر یه همچین قضیه ای موندی 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍چه خوب

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    انشالله هر دو صحیح و سلامت باشید😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️