پارت صد و پنجاه و هشتم :
دلوین_ خب فکر کنم بهتره شما برید... یه وقت حرف های بزرگ تر از دهنتون خارج نشه.
هرمز_ اوه نباید می گفتم؟
_ رادان کیه؟
الینا_ رادان شخص خاصی نیست یه پسره که ما خودمون بزرگش کردیم و سرش با هم شوخی می کنیم.
هرمز_ درست میگه... حق با الیناست... رادان شخص خاصی نیست.
مشکوک تر به سمت دلوین برگشتم اما وقتی بچه ها مشغول خدافسی شدن منم ازشون خدافسی کردم و مجددا باهاشون دست دادیم.
وقتی
مطالعهی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
0با وجود اینکه بوسیدش و دلوین حسش کرد من بازم به کیانا مشکوکم که یه حرکت غیرمنتظره نزنه😂💔
۲ دقیقه پیشجانا
0شش دهنت رو ببند خفه شو😭😭وایی بوسش کرد ایی ننه بوسیدش
۳ دقیقه پیشSara
1به خدا که الان برمیگردم باز از اول میخونم این پارتو😍😍
۴ دقیقه پیشفائزه(زن صابر)
1اولش حرفای ارکا بود مو به تنم سیخ کرد بعد حماقت دلوین استرس بهم داد نگرانش شدم بعد تو استخر ضعف کردم نیشم باز بود اخر پارت هم هرچی جلوتر میرفت نیشم بازتر میشد یکهو اردوان حرکترو زد گفتم اینهه پارت تموم شد😒💔
۵ دقیقه پیششیما
0کیانا با اجازت خیلی دارم از رمانت برای رمان خودم الگو میگیرم😂❤️(کپی نه الگو )
۶ دقیقه پیششیما
1من کل پارتو دوست داشتم، ولی از لحظه ای که اردوان رسید خونه، انگار دیگه نتونستم یه نفس راحت بکشم. هر اتفاقی می افتاد می گفتم بدتر از این دیگه نمی شه، ولی می شد. آخرشم اون بوسه.. رسماً پرونده قلبمون بسته شد 😭🤍
۶ دقیقه پیشفائزه(زن صابر)
0من فقط می خوام بدونم بعد از این بوسه این دوتا قراره چه جوری تو چشم هم نگاه کنن؟ 😂 چون اگه جای دلوین بودم تا یه هفته فرار می کردم.
۷ دقیقه پیشسارا(منشی کیانا)
0به شدت پارت سعیده پسند بود😂❤️سعیده بیا ببین اردوان چی کار کرد عروس دار شدی
۷ دقیقه پیشسارا(منشی کیانا)
0کیاناجان عشقم کتک میخوایی؟ میخوایی بگو تعارف نکن😒اخه دقیقا اون صحنه نفس گیر😭هرچند کل پارت نفس گیر بود
۷ دقیقه پیشالمیرا
0سعیده کجایی. بیا ببین پسرت دلوین و بوسید. حال کن
۸ دقیقه پیشندا
0بچه ها ۴۱دقیقه پارت خوندم اخرش کیانا .. زد به اعصابم😂🙄چرا کیانا تمومش کردیی وای وای چه قدر قشنگ بود چه قدر چه قدرر
۹ دقیقه پیشالمیرا
1مثل اینکه واقعا باید بریم کیانا رو بدزدیم. یعتی چی که اینجا پارت و تموم میکنی زن؟ میخوای ما رو به کشتن بدی؟
۹ دقیقه پیشحنانه
1بدترین جای ممکن تمومش کردی😭نه نمیخوام نه نه نه
۱۰ دقیقه پیشالمیرا
0اردوان داداش خودت و کنترل کن.
۱۰ دقیقه پیش
لطفا صبر کنید...

گیلدا
0اون صحنه ای که دلوین به شونه های اردوان چسبیده بود و اصلاً حاضر نبود ولش کنه، خیلی قشنگ و باورپذیر بود خاطراتش با پدرش اون حس هایی که از آغوش اردوان میگرفت🥲👌