پارت صد و پنجاه و هشتم :
دلوین_ خب فکر کنم بهتره شما برید... یه وقت حرف های بزرگ تر از دهنتون خارج نشه.
هرمز_ اوه نباید می گفتم؟
_ رادان کیه؟
الینا_ رادان شخص خاصی نیست یه پسره که ما خودمون بزرگش کردیم و سرش با هم شوخی می کنیم.
هرمز_ درست میگه... حق با الیناست... رادان شخص خاصی نیست.
مشکوک تر به سمت دلوین برگشتم اما وقتی بچه ها مشغول خدافسی شدن منم ازشون خدافسی کردم و مجددا باهاشون دست دادیم.
وقتی
مطالعهی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
زیبا
0قشنگ معلوم بود اون بوسه از ته دلش بود، برنامه ای براش نداشته امیدوارم واقعی بوده باشه من که اب قند لازم دارم
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍پارت بعد مشخص میشه که چی پشت این بوسه بوده
۳ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
0اوو بوسیدن همو🫠🥹
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥲😍
۳ هفته پیشHani
0این همه مدت اردوان احساساتشو قایم می کرد، آخرش فقط با یه حرکت همه چی رو گفت😍اوخی عسیسم قند قند
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۳ هفته پیشHani
0هرمز و این دختره شخصیت های مهم نیستن که عکسشونو نذاشتی؟
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه عزیزم فقط عکس شخصیت های مهم و مطرح رو میذارم عزیزم
۳ هفته پیشدنیا
0و اماا بلاخرهه فرانسه امباپه برگشت 😂😂 بلاخره مام این صحنه رو دیدیم خدایا شکرت😂🤲🏻
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۴ هفته پیشحدیثه
0رادان شخص خاصی نیست؟😐😐عجب جلو خودمو گرفتم نیام برااتت😡
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشسودا
2فقط منم که بعد از تموم شدن پارت دوباره برگشتم چند خط آخر رو خوندم؟
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشمریم
0دختر مردمو میبوسه بعد دلوین ازش میپرسه منو دوس داری میگه نه😒😒
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3آره میگه برای تفریح بوسیدمت😂یا میگه تحت تاثیر این بو ها قرار گرفتم 😂😂 وای قیافه اردوان پارت بعد دیدنیه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوب اخلاق های اردوان رو میدونیدا 😂
۲ ماه پیشمریم
0خودشو زد به کوچه علی چپ😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه عزیزم توهم دلوین بوده از دیالوگ ها مشخصه از طرفی حواستون به تیریپ شخصیتی اردوان هم باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشحنانه
0الان بزرگ ترین سوال من اینه که این بوسه از روی احساس بود یا از روی اون همه ترس و فشاری که چند دقیقه قبل تحمل کرده بود؟🥺
۲ ماه پیشالمیرا
3نیازمند اینیم که پارت های بعدی از زبان اردوان باشه
۲ ماه پیشحنانه
0اردوان با غرور توصیف میکنه اما دلوین بامزه میگه 🥺😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
واقعا؟ از زبون اردوان چیزای خوبی نخواهید خوندا 🤭
۲ ماه پیشمرد مخفی
0مهم نیست چه احساسی بود مهم اینه من بعد از دیدن این صحنه شهر آتیش میزنم سر اردوان میبرم میزارمش رو سیم داغ میچرخونم دور تا دور شهر🗿😡
۲ ماه پیشمریم
0یا خدا کامنتت رو سعیده نبینه😂😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0بیچاره یه مادر چه زجری باید بکشه 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمریم
0من مو به تنم سیخ شد چه برسه به مادرش😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ترسناکه 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشمرد مخفی
4این یه هشدار به مادرش بود😂🗿
۲ ماه پیشمریم
0این کامنتت یه کمی شبیه مردمخفی بود😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0برو جلو بوق بزن بابا 😂دستت به پسر من بخوره نخورده ها🤨😠
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
3پسرت فن زیاد داره محاله بتونه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از دست شما 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
احساسات مادرانه اوج گرفت 🤭
۲ ماه پیشمرد مخفی
0فعلا دارم مقدمات انتقام می چینم🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم قراره غوغا بشه پس دست پر باش
۲ ماه پیشحنانه
0وای جدا مور مور شدم چه خبرته مرد😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0هیچی از من بعید نیست 🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بیچاره دلوین و اردوان پس
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جواب این سوالت پارت بعده عزیزم😉🤍
۲ ماه پیشSss
0مرد وحشی یطورایی مافوق مرد مخفیه و خب مرد مخفی همونطور که لقبش روی رمان هست بعد دلوین خودش و اردوان شخصیت های اصلی هستن از طرفی با توجه به تعریفاتی که ازش شنیدیم آدمیه که تو کارش رو دست نداره و آلفای ایتالیا هست حالا اینکه یه نفر که همسن اون یا کوچکتر باشه و مافوقشم باشه غیر ممکنه
۲ ماه پیشالمیرا
3مرد وحشی همونیه که دلوین و داشت میداد به تمساح تا تیکه *** کنه؟
۲ ماه پیشحنانه
0اره همونکه پارتای اول بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0علاوه بر این یادته یه قسمت بود مردمخفی تلفتی باهاش صحبت کرد و گفت دلوین مرده اونم مردوحشی بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم همونکه پارت های اول دلوین به محض دیدنش بغلش کرد
۲ ماه پیشمرد مخفی
0نخیرم بنده تکذیب می کنم من به هیچ عنوان زیر دست کسی نیستم🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قدرت مطلق 🤭
۲ ماه پیشSss
3اگر مرد وحشی مافوقشه پس یا باید ازش بهتر بوده باشه که خب این نمیتونه درست باشه و یا زودتر وارد این کار شده باشه و تو پارت های اولم مرد وحشی به مرد مخفی گفت که من تو رو تبدیل به اینی که هستی کردم که همه ی اینا نشون دهنده اینه که مرد وحشی فردی مسنه یعنی یچیزی تو مایه های احتشامه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا مسن بودن یا نبودنش رو تایید یا تکذیب نمیکنم اما اصلا منطقی نیست که یه ادم کم سن تر از مرد مخفی بخواد مافوقش باشه اونم توی یه همچین حیطه کاری
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نکته خوبی بود افرین
۲ ماه پیشیگانه
0اونی که احتشام بهش زنگ زد ایتالیا بود بهش گرفت برگرد یعنی کی می تونه باشه؟ الانم دلوین و مرد مخفی تو ایتالیا هستن این شک برانگیزه از طرفی هم رادانم عصبی میشه استخون بینیش رو فشار می ده ما خوندیم مرد مخفی هم این کار رو می کنه اردوان هم همین کار رو می کنه یعنی *** دیگه ایی هست که اونم این کار رو انجام
۲ ماه پیشjeyran
3دقیقا و حتی اسمی هم ازش برده نشد و این مشکوک ترش میکنه. البته جای گفتن هست که بعضی از بچه ها فکر کردن اون طرف پشت خط دختره.خلاصه که باید صبر کنیم ببینیم کیانا چه خوابی برامون دیده😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره خدایی😂نشکوکه شاید خودش باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
2فکر نکنم اخه سبک حرف زدنش شبیه مرد مخفی نبود
۲ ماه پیشالمیرا
0دقیقا. ی مدلی حرف می زد انگار ی آدم جلفه. بعد مگه یارو ۲۲ سالش نبود؟ خیلی جوون تر از مرد مخفیه که. من میگم این پسره شاید اون مرد وحشی باشه همونی که داشت دلوین و به خورد تمساح میداد
۲ ماه پیشحنانه
4به نطر منم اون ادمی ک پشت خط احتشام بود نمیتونه مردمخفی باشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
افرین که به سن توجه کردی مرد مخفی بزرگ تره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اسمی ازش برده نشد چون شخصیت مهمیه 😂و باور کن اگه اسمش رو میبردم مچهولات ذهنتون بیشتر میشد و حتی هنگ میکردید به خاطر همین ترجیح دادم فعلا اسمی ازش نبرم
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0فعلا اردوان و مرد مخفی این خصلت رو داده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیشمرد مخفی
0اینا همش اثرات همنشینی پیشتازها با دادمهر هاست رفتاراشون کپی هم شده🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کمال همنشین بدجور اثر کرده یه خورده مشکوکه 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جلوتر که بره متوجه میشید کس دیگه ای هم این کار رو میکنه یا نه اما همینکه متوجه شدید دو نفر هستن که موقع عصبانیت این کارو میکنن نکته خوبیه
۲ ماه پیشالمیرا
0سعیده کجایی. بیا ببین پسرت دلوین و بوسید. حال کن
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4ما اینهمه حال کردیم بااین پارت دیگه ببین سعیده چه حالی داره😂❤️
۲ ماه پیشالمیرا
3با اینکه فن رادانم ولی خیلی ذوقی شدم این پارت
۲ ماه پیشjeyran
5باز خوبه میدونی فن کی هستی، من واسه همه ذوق میکنم تکلیفم با خودم مشخص نیست🤣💔
۲ ماه پیشالمیرا
0من فن مرد مخفی ام، رادان هم چون حدس میزنیم مرد مخفیه پس فن اونم هستم. اردوان که اولین کراشم بود، لعنتی اولای رمان دوست داشتم مرد مخفی باشه. بهراد هم در قلب من جا داره، اون گوشه موشه ها هم جایی واسه هومان باز کردم. فعلا دیگه جا نداره قلبم(تا اینکه ی شخصیت کراش جدید وارد شه😂)
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0هومان که به نظرم صدر همه است :)
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0فک نکنم🤪😜🙄👀 فعلا یک جنتلمن واقعی دیشب رو کولاک کرد 👏🏻🤩🥰😍🤗
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😍
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0وای منم عاشق هومانم (البته بعد شوهرم صابر)🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه دیگه شما باید عاشق یه نفر باشی چه خبره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه دیگه شما باید عاشق یه نفر باشی چه خبره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
احساس نمیکنی کل گوشه های قلبت رو پر کردی؟😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0جیران منم دقیقا اینطوریم 🤣 اصلا نمیدونم فن کدومشون باشم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این که خیلی خوبه از خوشحالی همه خوشحال میشی🤭
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0من که فن رادان و اردوان همزمانم 🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه که 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه مدت توی پارت های قبل سعیده زیاد حرص خورد دیگه این پارت جبران پارت هایی بود که اذیت شد😉😁
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0کیانا جان جدا از شوخی واقعا خیلی این رمانت بی نظیر بی نقصه، خیلی قلم پخته کاملی داری از خوندن رمان با اون همه حس های ضد نقیض واقعا لذت میبرم ،جوری ذهنم درگیر کرده انگاری خودم داخل رمانم،با خلق شخصیت اردوان از صمیم قلب ازت ممنونم این شخصیت حس امنیت واطمینان بهت میده حس یک مرد واقعی،همیشه ماندگار باشی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه قدر سر کامنت های تو من احساسی میشم سعیده🥺ممنونم ازت قشنگم بمونی برام خوشحالم که تا این حد از رمان لذت میبری و همراه منو داستانم هستی گل من
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0زحمتی که یک نویسنده باکلمات می کشه جادو می کنه، قشنگترین حسیه که یک خواننده می تونه تجربه کنه،برای همین رمان خوندن و کتاب خوندن برام جذاب تر از فیلم نگاه کردن بوده تو موقع خوندن تمام حس هارو باید خودت تجسم و درک کنی لذت ببری و فیلم دیدن اینجوری نیست همینکه نویسنده باید خیلی حرفه ای باشه مثل تو کیانا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممنونم ازت گل قشنگم خوشحالم که از ساختار و روند رمان داری لذت میبری نازنینم
۲ ماه پیشمرد مخفی
0اردوان ام باید مثل رادان تو لیست سیاه بنویسم یک روز برم بالا سرش شاهرگشو بزنم یعنی چی اولش رادان بعد اردوان 😤😡
۲ ماه پیشالمیرا
3شما فعلا رو داستان وارث تمرکز کن.
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4همین بی تمرکز بودنشه که کار دستش داده 🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش🕊️سعیده
2ایول ،،بزن قدش🖐🏻
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا 😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0داداش خوب دل نمیده به این کار🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0مخفی جان دیشب صابر برنگشت خونه پیش تو بود برنامه قتل اردوانو میریختین؟🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دهن مردمخفی قرصه 🤭
۲ ماه پیشمرد مخفی
0این اطلاعات محرمانه ست نمیشه گفت🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا 🤭
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3دماغ سوخته خریداریم مخفی جان 🤣🤣
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0فک کنم غیر دماغ جای دیگشم سوخته هاا 🤣😂😅😆😆
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قضیه جدی تر از این حرفاست 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عصبانیش نکنین 🤭
۲ ماه پیشمرد مخفی
0مهم اینه تو زمان حال پیش منه😂🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
با قدرت هم حفظش کردی 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا یه اینبار رو بگذر
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0خیلی حال کردم ،حلالش بشه ایشالله،،به کوری چشم رادان ،،اون ببوسه اردوان نبوسه ،،به پسرم یاد دادم تو جذاب تر انجام بده تا رادان ماستشو کیسه کنه 🤣🤣
۲ ماه پیشالمیرا
3حس میکنم کیانا قراره پارت بعد ذوقی که واسه این بوسه کردیم رو از تو دماغمون در بیاره🤣
۲ ماه پیشحنانه
2وای المیرا تو هم این حسو داشتی؟😅🤣 کیانا دستش برامون رو شده 🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشحنانه
3خدایی خوب بهش یاد دادی دل همه رو برد🤣شش دهنتو ببند خفه شو 😅وای این دیالوگش از ذهنم نمیره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
الان خوشحالی سعیده فقط 😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
3بچه ها پیشنهاد میکنم برین پارت ۷۹ دوباره بخونید،یک حرفهایی بین مرد مخفی دلوین رد بدل شده که کپ میکنین 😉😎 به حدس مرد مخفی تون دیگه خیلی نزدیک میشین🖐🏻
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0جدی ؟ سعیده قسمت تولد اردوانه یا اون قسمتی که تو خونه دلوینه؟
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0نه عزیزم اونجایی که دلوین نمیخاد شوهر خواهر صابرو مرد مخفی بکشه ،،کنار ماشین باهم دیالوگ دارن چندتا نکته داره برو بخون بیا ببینم چی دستگیرت میشه بدو
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به به در حال کشیدن سرنخ از پارت های قبلی هستید 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه قشنگم تولد اردوان 80ست
۲ ماه پیشjeyran
5اگه اشتباه نکنم باید اونجایی باشه که دلوین به مرد مخفی میگه پازاریت سیاه؟!
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0آره عزیزم دقیقا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
تو هم داری از اول میخونی😍😂
۲ ماه پیشالمیرا
4انقدر به کامنت خوندن و ریپلای کردن بچه ها عادت کردم که یکی از روتین های زندگیم شده. اگه ی روز نیومدم کامنت نذاشتم بدونید یا گوشیم یا خودم به فنا نرفتیم🤣
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
4نه خدا نکنه نباشی🥺من به همتون عادت کردم
۲ ماه پیشالمیرا
0بادمجان بم آفت نداره. بیخ ریشتون هستم تا آخر😎❤
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
3تو گل سر سبدی❤️🫂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این چه حرفیه بادمجون بم اره اما نه گل خوشگلی مثل تو
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
4نه دیگه نداشتیم خانوم زیبا نباید به فنا برید😂😬
۲ ماه پیشالمیرا
0هستم کنارتون. تا وقتی نفهمم کی دلوین و حامله کرده هیچ جا نمیرم😎😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
واقعا که 😂یعنی فقط سر یه همچین قضیه ای موندی 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍چه خوب
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انشالله هر دو صحیح و سلامت باشید😂
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0واقعا فکر نمیکردم از اردوان ابی گرم بشه اما خیلی جذاب بوودد چشمام اکلیلی شد😍