پارت یازده :

نگاهم روی صفحه‌ی خاموش گوشی سارا مانده بود. شیشه‌ی تیره‌ی نمایشگر نور زرد و کم‌جان سالن را پس می‌زد و تصویر محوی از صورتش را برمی‌گرداند؛ صورتی که بیشتر شبیه کسی بود که از درون خسته شده است.
بازدم محکمی انجام دادم .ذهنم آرام نمی‌گرفت. از یک طرف، جنگل، انفجار، جسدها و کودکانی که ممکن بود هر لحظه از محل حادثه به اتاق کالبدشکافی انتقال پیدا کنند؛ از طرف دیگر، مردی که چند ساعت قبل، در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    1

    رمانی حرفه ای و فوق العاده جذاب و دلبر😍❤️

    ۲ هفته پیش
  • دختر صحرا

    0

    عجب رمانیه👌

    ۲ هفته پیش
  • یاسمن

    4

    عالی👌🏻 قلمت مانا عزیزم.. لطفا اگه میتونید پارتا رو طولانی تر بزارید♥️

    ۲ هفته پیش
  • زهرا

    0

    ساراخودتوکوچک نکن .عکس شخصیت هارابزارید😁🤭💔عالی بودممنون 🙏👏

    ۲ هفته پیش
  • الناز 🌼

    2

    واقعا که سارا چرا فک میکنه که مروارید یک پیازه؟؟فتحه روی پ لطفا🤔🤔😂😂 شایدم از پرتقال بودن رامین مطمئنه😂😂در کل از سارا بدم اومد😒😒

    ۲ هفته پیش
کپی شد!